تعدادی از فلاسفه برجسته که در زمینه ماهیت هستی فعالیت کردهاند، به گونهای شگفتانگیز، پریشان و مضطرب بودهاند. از جمله میتوان به نیچه و شوپنهاور به دلیل انزوا و دلتنگی، ژان پل سارتر به دلیل مصرف زیاد الکل و دارو و استثمارطلبی و بیعاطفگی در ایجاد روابط بین فردی، و هایدگر بهدلیل افراط در تعریف از درستکاری و صداقت خویشتن و همزمان، هواداریاش از جنبش نازیها و خیانت به استاد خود هوسرل، اشاره کرد.