«اگر این اتفاق برای کس دیگری جز کلاتِرها میافتاد، احساسات مردم اینقدر تحریک نمیشد. اگر خانوادهٔ دیگری بود که مردم کمتر از این تحسینش میکردند. خانوادهای کمتر موفق و قرصومحکم، اما این خانواده نمایندهٔ همهٔ آن چیزی بود که مردم این اطراف واقعاً برایش ارزش قایلاند و بهاش احترام میگذارند، و وقتی چنین اتفاقی توانسته برای آنها بیفتد ــ خُب، مثل این میماند که انگار دیگر خدایی در کار نیست. این اتفاق کاری کرده که زندگی بیمعنی به نظر برسد. به نظرم، مردم بیشتر از آنکه ترسیده باشند افسرده شدهاند.»