
Sara motiee shirazi
۱۰
عقده مادر مثبت، به ما فرصتی میدهد تا نیازهای بدنیمان را بهعنوان چیزی «بهنجار و عادی» تجربه کنیم و آنها را به شیوهای بهنجار نیز ارضا کنیم. این عقده باعث میشود که از بدن، انرژی حیاتی، غذا و جنسیت خود کاملا لذت ببریم. بدن آزاد است که احساسات خود را ابراز کند و چنین ابراز احساساتی را از جانب دیگران نیز بپذیرد. ایگویی که به این شکل رشد کرده باشد در ارتباط با دیگران میتواند از مرزهای خود فراتر رود و درعین حال نگران غفلت از خودش نباشد.
Sara motiee shirazi
۱۰
اگر به فردی هرگز اجازه داده نشود که والدینش را ترک کند و از آنها جدا شود، یا اگر از داشتن طرز تفکر متفاوت با پدرش منع شود، در این صورت جنبههای خاصی از عقدهها را تجربه خواهد کرد. در چنین شرایطی دختر یا پسر جوان مجبور میشود با والدینش بستیزد، چون در غیر این صورت نمیتواند به جدایی از آنها و آزادی دست یابد.
Elizee
۹
اگر با ناخودآگاه خود در ارتباط قرار نگیریم و در نتیجه از پیامهای آن بهره نگیریم مجبوریم دائم شاهد شکستهای پیدرپی ایگو باشیم
REZA
۸
عقدههای ما بازتاب تعاملات اولیه ما با دیگران هستند (چه این تعاملات مشکلساز بوده باشند یا خیر)، این تعاملات شامل روابط ما در دوران کودکی و در بقیه سالهای زندگیمان است. عقدهها شامل هیجانات مربوط به خود، سیستم دفاعی ما در مقابل این هیجانات و انتظارات ناشی از این هیجانات درباره زندگی و چگونگی آن، هستند.
Elizee
۸
گاهی اوقات وقتی نوجوانان کارهایی را انجام میدهند که والدین، خود را از آنها محروم کردهاند حسادت والدین تحریک میشود.
Elizee
۷
. افرادی که دچار عقده مادر منفی هستند برای دیگران مادری میکنند و هر آنچه را که خود هرگز دریافت نکردهاند به دیگران میدهند؛ آنها با این کار میخواهند به خودشان حق زندگی کردن دهند
Sara motiee shirazi
۶
در جامعه فراوان میشنویم: «تقدیر» کسی اینطور بوده است که .... این امر حکایت و واقعیت تلخی را بیان میکند که اگر به عقدههای خود هشیار نشویم باید با یک داستان و اتفاق تکراری و شکست مداوم یا احساس تلخ همیشگی نسبت به زندگی، علیرغم داشتن دستاوردهای بیرونی فراوان، همسفر باشیم.
REZA
۶
عقدهها پیرامون موضوعی خاص و بنیانی جمع میشوند و ذاتآ سرشار از هیجانات نیرومندی هستند. هرگاه این موضوع خاص یا هیجان ناشی از آن، در زندگی ما برانگیخته شود به آن موقعیت واکنش نشان میدهیم و آن را به واسطه عقده تعبیر و تفسیر میکنیم. در چنین شرایطی، ما «دچار هیجان» میشویم و به روشهای کلیشهای، همان روشهایی که همیشه از آنها استفاده کردهایم، از خودمان دفاع میکنیم.
REZA
۵
هنگامی که کودک به سنین بزرگسالی (بلوغ و سالهای پس از بلوغ تا سن بیست سالگی) میرسد، دیگر والدین نباید سعی کنند که افرادی ایدهآل بهنظر برسند. وقتی والدین میخواهند خود را افرادی ایدهآل نشان دهند، تلویحآ جایگاه کودک را بیارزش میسازند.
REZA
۵
عقدهها، هسته هیجانی شخصیت ما را تشکیل میدهند. هر زمان که فرد برخوردی دردناک یا مهم با رویدادی بیرونی دارد یا در محیط زندگی با خواستهای روبهرو میشود که او را پریشان میکند یا به طریقی ظرفیت لازم برای کنار آمدن با آن را ندارد، عقدهها برانگیخته میشوند. از اینرو، بدیهی است که عقدهها در نتیجه تعامل نوزادان و کودکان با مراقبانشان بهوجود میآیند. بنابراین احتمالا زمان شکلگیری عقدهها، اوایل کودکی است، اما در هر زمان دیگری از زندگی نیز میتوانند شکل بگیرند.
Elizee
۵
وقتی فردی احساس ارزشمندی ندارد، همیشه محکوم به تلاش و کسب موفقیت است، چون میخواهد به این طریق به خودش حق حیات بدهد و زنده بودنش را موجه سازد. چنین فردی، از خودِ فعالیتی که انجام میدهد لذت نمیبرد، بلکه بهخاطر نوعی احساس اجبار درونی درصدد کسب موفقیت است.
REZA
۴
«عقده مادرِ مثبت» به کودک این احساس را میدهد که هستی، حق مسلم و بیچونوچرای اوست، که او موجود جالبی است، که او بخشی از جهانی است که همه نیازهای او را، تمام و کمال، ارضا میکند. درنتیجه، ایگو میتواند به «دیگری» اعتماد کرده و با او ارتباط برقرار کند.
کاربر ۳۱۰۹۲۹۹
۴
منظور از استقلال این است که بین نیازها و الزامات زندگی خود و اطرافیانمان یعنی پدر، مادر، معلمان، جامعهای که در آن زندگی میکنیم، تعادل برقرار کنیم.
Elizee
۴
وقتی جدایی رخ میدهد ما مجبور میشویم هویت خود را دوباره تعریف کنیم. ما وادار میشویم از ارتباط با دیگران کناره بگیریم و احساس خویشتن خود را بازسازی کنیم. این فرایند فقط در پی جدایی از افراد رخ نمیدهد، بلکه پس از جدایی از عقدههای والدین یا نقشهایی که جامعه بذر آنها را در ما کاشته است نیز همین فرایند لازم است انجام شود
Elizee
۴
افرادی که دچار عقده مادر منفی هستند، عمومآ احساس میکنند برای اینکه امیدی به برآورده شدن نیازهایشان وجود داشته باشد باید بهشدت تلاش کنند. در این عقده، احساس تنهایی، بیپناهی و محرومیت جایگزین عشق، حمایت، مراقبت و توجه نطلبیدهای میگردد که در عقده مادر مثبت وجوددارد.
REZA
۳
درک زندگی در سطح ایگو (خودآگاه) موجب نمیشود اقدامات و تمایلات ناخودآگاه از حرکت بازایستد. همانگونه که گفتیم ناخودآگاه ما (ازجمله عقدههای ما که موضوع اصلی این کتاب است) در حال انجام کار خود است.
اگر با ناخودآگاه خود در ارتباط قرار نگیریم و در نتیجه از پیامهای آن بهره نگیریم مجبوریم دائم شاهد شکستهای پیدرپی ایگو باشیم که در نهایت ما را از زندگی سرخورده میکند.
Elizee
۳
هر زمان که فرد برخوردی دردناک یا مهم با رویدادی بیرونی دارد یا در محیط زندگی با خواستهای روبهرو میشود که او را پریشان میکند یا به طریقی ظرفیت لازم برای کنار آمدن با آن را ندارد، عقدهها برانگیخته میشوند.
Elizee
۳
هنگامی که افراد نمیتوانند خشم خود را بپذیرند و آن را متعلق به خود بدانند نیز فرایند رهایی از عقده به مشکل برمیخورد. در چنین شرایطی آنها از عقده برای حفاظت از خود استفاده میکنند و بهجای اینکه سعی کنند از پس دنیا و چالشهای آن برآیند عقبنشینی میکنند.
papar
۲
عقده پدر و عقده مادر دو عنصر اصلی است که در ناخودآگاه شما نقشی جدی ایفا میکنند و زندگی شما را کاملا در سلطه خود دارند. مهم نیست که سن شما چقدر است و یا اینکه رئیس شرکت بزرگی هستید، یا در هر جایگاه دیگری قرار گرفتهاید. یونگ درباره عقده میگوید: «امروزه همه میدانند که انسان عقده دارد. آنچه هنوز بهخوبی درک نشده این است که عقدهها هم میتوانند ما را داشته باشند.»
کاربر ۳۱۰۹۲۹۹
۲
رها شدن از مادر، در شرایط بغرنجی رخ میدهد و ازآنجاکه جامعه هم آن را تشویق نمیکند، این شرایط دشوارتر نیز میشود. اما هدف این رهایی، لزومآ این نیست که ارتباط با مادر قطع شود و دختر به استقلال از مادر دست یابد. بهطور ایدهآل، جدایی دختر نوجوان از مادرش به طریقی رخ میدهد که رابطه جدیدی میان آنها میسر شود؛ رابطهای که در آن ارتباطات ناشی از عقده دوران کودکی تا حد ممکن اصلاح شوند و تغییر یابند.
کاربر ۳۱۰۹۲۹۹
۲
در فرایند رشد روانشناختی و گذار از همزیستی به تفرد، از وابستگی به استقلال، از فرمانبرداری به مسئولیتپذیری، از ناخودآگاهی به خودآگاهی و از یگانگی با دیگران به خویشتنی تمایزیافته، ترس و خشم برانگیخته میشوند. بر اساس این مراحل گذار که همراه با حالتهای اضطرابی شدید است، مشخص میشود که آیا ما به فردی مستقل تبدیل میشویم و راههایی برای استفاده از خشم خود مییابیم یا آن را سرکوب میکنیم و به یگانگی با دیگران ادامه میدهیم.
Elizee
۲
اگر به فردی هرگز اجازه داده نشود که والدینش را ترک کند و از آنها جدا شود، یا اگر از داشتن طرز تفکر متفاوت با پدرش منع شود، در این صورت جنبههای خاصی از عقدهها را تجربه خواهد کرد. در چنین شرایطی دختر یا پسر جوان مجبور میشود با والدینش بستیزد،
Elizee
۲
میتوانیم بار دیگر با کودکیمان همانندسازی کنیم و مشکلات و رنجهای آن دوران را درک کنیم
Elizee
۲
اگر میخواهیم هویتی اصیل را تجربه کنیم که متعلق به خود ما است، باید نسبت به خودمان و تصوراتی که از خود داریم کاملا آگاه باشیم و بین خودمان و تصوری که دیگران از ما دارند و به ما تحمیل میکنند تمایز قائل شویم
Elizee
۲
مادران این افراد نه تنها فرایند رهایی از عقده مادر را در آنها تشویق یا حمایت نمیکنند، بلکه با آنها بهگونهای رفتار میکنند که نسبت به رهایی از این عقده دلسرد میشوند یا تصور میکنند انجام چنین کاری «بد» یا «اشتباه» است. دلایل مختلفی برای این کار وجود دارد: برای افرادی که خودشان وابسته هستند خیلی سخت است که فرزندان خود را به سمت استقلال تشویق کنند. علاوه بر این، اگر والدین این رسالت را بر دوش فرزندان بگذارند که آرزوها و آرمانهای ناکام آنها را برآورده سازند آنگاه فرزندان باید تا حد ممکن این فرافکنی را حفظ کنند و بهجای اینکه برای دستیابی به آرزوهای خودشان زندگی کنند سعی در برآوردن آرزوهای ناکام والدین داشته
Elizee
۲
یک زن باید هویتش را در وجود خودش، از طریق ارتباط با زنان دیگر یا به واسطه پذیرش مادر و ویژگیهای مادرانه جستوجو کند؛
کاربر ۳۱۰۹۲۹۹
۱
تفاوت بین دغدغه سیاسی «طبیعی» و دغدغه سیاسی که ریشه در عقدهها دارد زمانی روشن میشود که عقاید سیاسی، مقدس شمرده میشوند، مثل زمانی که اصطلاحاتی مانند «خیانت» در مباحث سیاسی بهکار میرود و سیاست، بهجای آنکه ابزاری برای سامان دادن به جامعه انسانی شمرده شود و برای اداره منطقی و آسان جامعه بهکار رود، وسیلهای پنداشته میشود که درمان تمامی دردها است. قطعآ چنین دیدگاهی محکوم به شکست و یأس است.
Elizee
۱
عقدهها در تعاملات آشکار میشوند و زنان و مردان فقط مادر و پدر نیستند. علاوه براین، انتظاراتی در ما وجود دارند که بر اساس تعامل با مادر و پدر واقعی ما شکل نگرفتهاند بلکه در واقع پایه و اساس آنها کهنالگوهای مادر و پدر هستند
Elizee
۱
وقتی جدایی رخ میدهد ما مجبور میشویم هویت خود را دوباره تعریف کنیم. ما وادار میشویم از ارتباط با دیگران کناره بگیریم و احساس خویشتن خود را بازسازی کنیم. این فرایند فقط در پی جدایی از افراد رخ نمیدهد، بلکه پس از جدایی از عقدههای والدین یا نقشهایی که جامعه بذر آنها را در ما کاشته است نیز همین فرایند لازم است انجام شود
Elizee
۱
عقده مادر مثبت، به ایگو این احساس را میدهد که خوب است، در دنیایی خوب زندگی میکند و زندگی حق مسلم و بیچونوچرای او است. این عقده به فرد حق دوست داشتن و دوست داشته شدن، مورد احترام واقع شدن، ابراز نیازهای جسمانی و عاطفی و برآوردن آنها را میدهد. این عقده به فرد این حق را میدهد که به خودشکوفایی دست یابد و زندگی پرباری داشته باشد. عقده مادر مثبت این احساس را به فرد میدهد که گویی زندگی او را در آغوش گرفته است
