جملات زیبای کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

بریده‌هایی از کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

دسته‌بندی:
امتیاز
۱.۸از ۴ رأی
۱٫۸
(۴)
من هیچ‌وقت ادعا نکردم زن‌ها از مردها بهترند و به خاطر خوش قلب بودن‌شان نباید بمیرند. خوب یا بد فرقی نمی‌کند، زندگی به این چیزها وابسته نیست. به ارتباطی مثل قدرت و زور و خشونت بستگی دارد. فقط با خشونت می‌توان زنده ماند.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
همیشه کسی هست که برای بقای خودش پوست دیگری را بکند یا او را بکشد.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
از قوانین آدم‌های مهربان نمی‌توانی فرار کنی چون به خودت می‌قبولانی که پذیرش آن‌ها عین صلاح است. مهم نیست در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنی ولی باید قبول کنی آدم‌های قدرتمندتر و بی‌رحم‌تر همیشه برنده هستند.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
منکر نمی‌شوم که در بطن من زندانی هستی، جایت تنگ است و از این بعد هم باید تاریکی مطلق را تجربه کنی اما در همین شرایط تنگ و تاریک باز تو آزادتر از زمانی هستی که به این دنیای بزرگ و بی‌رحم پا می‌گذاری.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
داستان‌های زیادی در مورد کار کردن برایت می‌گویند مثل ضرورت کار، لذت کار، ارزش کار، اما تو باور نکن. این فقط دروغی است برای راحتیِ کارِ ارباب‌هایی که دارند این دنیا را اداره می‌کنند.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
با هر ایدئولوژی و نظامی که به دنیا بیایی همیشه کسی باید فرش دیگری را جارو کند و همیشه دخترکی در حسرت داشتن شکلات تحقیر می‌شود.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
کوچولو! عدالت هم مانند آزادی فقط در آن‌جایی وجود دارد که تو هستی، فقط در بطن مادر است که همه یکسانیم.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
تو هنوز از تلخ‌ترین واقعیت‌ها خبر نداری؛ این‌که دنیا در گذر است اما به همان صورت باقی می‌ماند.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
شجاعت نوعی خوش‌بینی است، من خوش‌بین نبودم چون شجاعتی نداشتم.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
مشکل با به دنیا آمدن آدم‌های بیشتر برطرف نمی‌شود بلکه باید تا آن‌جا که ممکن است آدم‌هایی که زنده هستند را از این فلاکت برهانیم.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
تو آن‌جا تنهایی، یک تنهایی باشکوه، خودت تنها تجربه‌ات هستی.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
آدمِ تنها زودتر طغیان می‌کند اما وقتی با دیگران است تن به سرنوشت می‌دهد
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
از قوانین آدم‌های مهربان نمی‌توانی فرار کنی چون به خودت می‌قبولانی که پذیرش آن‌ها عین صلاح است.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
موقع شستن لباس‌زیرهای کثیف فهمیدم فردای ما هنوز نیامده و شاید هرگز هم نیاید. ما همیشه فریب وعده‌ها را می‌خوریم، وعده‌های سرخرمنی که لباس امید به تن‌شان می‌کنند تا ما را ساکت نگه دارند.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
مرز بین حماقت و ذکاوت آن‌چنان باریک است که گاهی دیده نمی‌شود. وقتی این مرز از میان برود، این دو چیز با هم ادغام می‌شوند. مانند عشق و نفرت، مرگ و زندگی و یا مرد و زن بودن.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
به عقیدهٔ من ارزش یک قهرمان المپیک بیشتر از یک شاعر معلول نیست.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
هیچ نوعی از کودک‌کشی بدتر و فجیع‌تر از جنگ نیست.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
بارداری مجازاتی نیست که طبیعت برای یک لحظه بی‌خبری به شما تحمیل کند بلکه معجزه‌ای است که باید روند طبیعی خود را مثل درختان و ماهی‌ها طی کند.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
همکار محترم این زن دنبال کشتن بچه‌اش نبوده بلکه خواستار زندگی خود بوده است.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
بدبختانه در بیشتر موارد زندگی ما در گرو مرگ دیگری و زندگی دیگری بسته به مرگ ماست. اگر کسی به ما شلیک کند ما هم به او شلیک می‌کنیم. در قانون به این کار دفاع مشروع می‌گویند. حتی اگر این زن ندانسته خواهان مرگ فرزندش بوده آن را می‌توان نوعی دفاع مشروع در نظر گرفت پس گناهکار نیست».
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰