هارتمان ترکیب متناقض ارادهگرایی شوپنهاور با ایدئالیسم مطلق هگل بود. ناخودآگاه هارتمان به اراده شوپنهاور شباهت داشت، گرچه تلاشی کور یا نیازی بدوی نبود، اما بیشتر به روح هگل شبیه بود، چرا که با کنشی هدفمند میکوشید خودآگاه و عقلانی گردد.
Arfalito
فلسفه کار اجتماعی و فرهنگی مهمی انجام داد (۳۷۱-۷۲, ۳۷۵-۷۶). فلسفه ارزشهای غایی را نهتنها برای افراد که برای کل فرهنگ و زمانه تعیین کرد و اکنون که مذهب در حال محو شدن بود فلسفه اهمیت بیشتری یافت.