هنر از این حیث برای شیلر و رمانتیکها آنقدر اهمیت یافت که آن را تنها اسباب حل این بحران میدیدند. آنان استدلال میکردند مادامی که فلسفه نتواند عمل را برانگیزد و دین نیز قادر به اقناع عقل نباشد، هنر قدرت آن را دارد که الهامبخش انسان به عمل بر طبق عقل باشد. از آن رو که هنر قویا به تخیل توسل میجوید، و بدین دلیل که احساسات را عمیقا متأثر میسازد، میتواند مردم را برانگیزد تا با پایبندی به ایدئالهای اخلاقی والای جمهوری زندگی کنند.