جملات زیبای کتاب بانوی دریا(یی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب بانوی دریا(یی)

بریده‌هایی از کتاب بانوی دریا(یی)

نویسنده:هنریک ایبسن
انتشارات:نشر بیدگل
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۰از ۶ رأی
۲٫۰
(۶)
وای، وَنگل... منو از دست خودم نجات بده!
او و دوستانش
من نباید قبول می‌کردم! هرگز به هیچ قیمتی نباید قبول می‌کردم! نباید خودمو می‌فروختم! حتی پست‌ترین کار... محقرترین و سخت‌ترین شرایط زندگی... آزادانه... به انتخاب خودم... از این بهتر بود!
او و دوستانش
فک کن... بدونی آزادی... می‌تونی بزنی به دل دنیای غریب، تازه، مجبورم نباشی نگران آینده باشی... همه‌شم نگران این، مرده‌شوربرده، امرارمعاشم نباشی...
او و دوستانش
این مَرد مث دریاس.
او و دوستانش
هیچ دقت کرده‌ین آدمای اون‌ور آب‌دره، اونایی که کنار دریای آزادن، انگار یه قوم دیگه‌ای‌اَن برای خودشون؟ همچینه انگار دریا رو زندگی می‌کنن. افکار و احساساتشون مثل موجیه که خیز برداره... عین جزرومد دریا. اینه که اگه کوچشون بدی دووم نمی‌آرن. آخ، باید اینو یادم می‌بود خب. از ریشه درآوردن الیدا از اونجا و آوردنش اینجا، گناه محض بود در حقش.
او و دوستانش

حجم

۳۹۹٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۷۹ صفحه

حجم

۳۹۹٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۷۹ صفحه

قیمت:
۱۷۰,۰۰۰
تومان