جملات زیبای کتاب باد بزن خانم ویندرمیر | طاقچه
تصویر جلد کتاب باد بزن خانم ویندرمیر

بریده‌هایی از کتاب باد بزن خانم ویندرمیر

نویسنده:اسکار وایلد
امتیاز
۵.۰از ۳ رأی
۵٫۰
(۳)
من دیگران را خیلی زود می‌شناسم اما هنوز موفق نشدم خودم را به خوبی بشناسم
Elle
چون عمر ما بیش از چند لحظه نیست دیوانگی محض است اگر ما از این لحظه‌ها استفاده نکنیم و از فرصتی کوتاه که در اختیار داریم لذت نبریم.
☾Natsuki✶
ما از این‌که آگاتا یک روز ما را ترک کند و از انگلیس خارج شود خیلی ناراحتیم ولی به‌نظر من مادری که حاضر نباشد دوری دخترش را تحمل کند محبت واقعی به فرزندش ندارد.
☾Natsuki✶
حالا دیگر بدبینی و سوءظن در بین مردم آن‌قدر زیاد شده است که هیچ‌کس باور نمی‌کند ممکن است زوج خوشبخت هم وجود داشته باشد.
☾Natsuki✶
من حالا دیگر نمی‌توانم به این باور پایبند باشم که باید انسان‌ها را به دو گروه خوب و بد تقسیم کرد. ما با دو گروه، دو تیره و یا دو خلقت متفاوت روبه‌رو نیستیم.
☾Natsuki✶
ایده‌آل، یک امید مبهم و یک خیال‌پردازی است که ممکن است گاهی خطرناک باشد. حقیقت بیشتر ارزش دارد، گرچه ممکن است تلخ و رنج‌آور باشد.
☾Natsuki✶
آدم‌ها به تدریج که پیر می‌شوند قاعدتاً باید معلوماتشان عمیق و دقیق‌تر بشود، اما متأسفانه این‌طور که معلوم است چنته آن‌ها خالی‌تر می‌شود.
Elle
لیدی ویندرمیر: دوشس! به عقیده شما همه مردها بد هستند؟ دوشس برویک: همه. بدون استثنا. هیچ‌وقت هم سر به راه نمی‌شوند. مردها پیر می‌شوند اما خوب شدنی نیستند.
☾Natsuki✶
آدم‌ها به تدریج که پیر می‌شوند قاعدتاً باید معلوماتشان عمیق و دقیق‌تر بشود، اما متأسفانه این‌طور که معلوم است چنته آن‌ها خالی‌تر می‌شود.
☾Natsuki✶

حجم

۱۹۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۱۰ صفحه

حجم

۱۹۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۱۰ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان