جملات زیبای کتاب کوری عصاکش کور دگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب کوری عصاکش کور دگرsubscriptionAvailable

کتاب کوری عصاکش کور دگر

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
گرت هوفمان، محمد همتی
انتشارات: 
نشر برج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
NAST2L
۲
به یاد آن روزها که دیوار خانهٔ پدری هنوز بوم نقاشی‌مان بود.
کاربر ۱۱۸۷۶۷۲۴
۱
هرچه به درگاهش استغاثه می‌کنیم، صدایمان به او نمی‌رسد، به‌خاطر فاصله.
کاربر ۱۱۸۷۶۷۲۴
۱
می‌پرسیم خب حالا اسمت چیست؟ این مال بعد از این است که مدتی منتظر مانده‌ایم تا بلکه چیزی یادش بیاید، اما نمی‌آید. تا می‌خواهد اسمش را به ما بگوید، داد می‌زنیم نه، نگو. خب چرا نگویم؟ می‌گوییم چون اسمت فقط یک کلمه است که مثل خیلی کلمات دیگر که زمانی یادمان بوده فراموش خواهیم کرد و بعد به‌خاطرش بیخودی عصبانی می‌شویم. شاید هم ناراحت شدیم.
NAST2L
۰
یافتن راه برگشت سخت است. در عالم خوابیم.
NAST2L
۰
چون ما چند نفریم، حتی اگر فقط یکی از ما حرف بزند، بقیه گوش می‌کنند.
کاربر ۱۱۸۷۶۷۲۴
۰
شما خورشید را نمی‌بینید که نمی‌بینید. من باید بتوانم ببینمش.