نظرش معنای سیاست این بود: تظاهر به رفتن به دستشویی مردانه ولی فرار کردن و به کل ناپدید شدن؛ پشت همکاری را به دیوار کوبیدن و در همان حال، با خنده و شوخی سیگاری را با او شریک شدن؛ تظاهر به خندیدن در اوج عصبانی بودن، یا خشمگین شدن بدون داشتن ذره ای احساس خشم واقعی؛ مدتی طولانی در سکوت نشستن و به آرامی ذرات گرد و غبار را از آستین تکاندن، و از این دست. خلاصه، نمایش دادن مثل یک گیشا. رایحهٔ تند پنهانکاری که به سیاست آویزان بود، شباهتش را با جهان عاشقانه تقویت میکرد.