تصویری مطلق از محرومیت و جنگزدگی: یک روز که هوا دیگر داشت رو به تاریکی میرفت، در ویترین کوچک مغازهای، که تنها روشنایی کوچه بود، چشمم افتاد به آبنباتهای بیضی شکل صورتی رنگی که با پودر
قند پوشیده شده بودند و لای سلفونهایشان میدرخشیدند. ولی
ما حق نداشتیم به آنها نگاه کنیم. ظاهراً حتی تماشا کردن هم
پولی بود.