کوآرتز گفت: «البته، مراقبت کردن از اونها برای ما کاری نداره. میدونی، آدمهای زیادی گذرشون به اینجا نمیافته. میدونم که شما آدمها تقصیری ندارید، ولی بهنظر میآد نمیتونید تفاوت بین یه دیوِ در حال تفکر و یه تختهسنگ معمولی رو تشخیص بدید. عمهٔ پدرم رو بهاشتباه، جای سنگ معدن کندن و بردن.»
«چه وحشتناک!»
«بله، خدابیامرز یه لحظه دیو بود و لحظهٔ بعد، تبدیل شد به سنگ تزئینیِ شومینه.»