جملات زیبای کتاب هدیه نهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب هدیه نهایی

کتاب هدیه نهایی

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Dexter
۷
به تجربه دریافته‌ام که صورت آفتاب سوخته و دستهای تاول زده موفقیتهای چشمگیری را در آینده نوید می‌دهد. زیرا آدمی آنقدر که در روزگاران سخت رشد می‌کند، هرگز در دوران نیک‌فرجامی و آسودگی پرورش نمی‌یابد.
Dexter
۵
اعتقاد دارم که پس از مطالعۀ آخرین صفحۀ کتاب «هدیۀ نهایی» افق روحی‌تان بسط و گسترش یافته و فردی کاملاً متفاوت، از آنچه اکنون هستید، خواهید بود. گرچه در آن هنگام سفر مشترکمان به پایان خواهد رسید، اما سفر شما برای دستیابی به تغییر و تحولی بنیادی تازه آغاز خواهد شد.
Dexter
۵
بعضی اوقات در این حیات نفسانی راهی را دنبال می‌کنید که یقین ندارید مفید و ثمربخش است، اما ناگهان به شیوه‌ای عجیب و غیرمنتظره علایم و نشانه‌های بسیار کوچکی را مشاهده می‌کنید که نشان می‌دهد در مسیر درست گام برمی‌دارید
Dexter
۴
. تو ثابت کردی که آدمی قربانی درمان‌ناپذیر کاستیها و نارساییهای دوران کودکی و نوجوانی نیست، می‌توان دگرگون شد، کمال یافت و به سطوح عالی سلامت روان رسید. من و رِد، عمویت، حدود شصت سال پیش به این کشف بزرگ نایل شدیم که اگر کسی بتواند از عهدۀ کاری مشقت بار برآید، تقریباً می‌تواند هر هدفی را جامۀ عمل بپوشاند.
Dexter
۳
ناگهان جیسون گفت: «می‌دانید چه چیزی جالب و حیرت‌آور است؟» هیچ یک از آن پسرها خانواده نداشتند. با وجود این همه دربارۀ خانواده بیشتر از من می‌دانستند. اکنون به این حقیقت واقف شده‌ام که استحکام بنیاد خانواده به عشق و رأفت و عطوفت وابسته است، نه به قرابت خونی و توارث ژنی.
Dexter
۲
سفر خواه طولانی و خواه کوتاه، باید از همان نقطه‌ای که آدمی حضور دارد آغاز شود.
Dexter
۱
در انتهای راهرو صدای خشم‌آلود جیسون را شنیدم که می‌گفت: «چرا او مثل سایر افراد برایم پول نگذاشت؟» و پاسخ خانم هستینگز را شنیدم که با لحنی آرام و موقر گفت: «او آنقدر تو را دوست داشت که به این امر راضی نشد.»
Dexter
۱
بعضی اوقات در این حیات نفسانی راهی را دنبال می‌کنید که یقین ندارید مفید و ثمربخش است، اما ناگهان به شیوه‌ای عجیب و غیرمنتظره علایم و نشانه‌های بسیار کوچکی را مشاهده می‌کنید که نشان می‌دهد در مسیر درست گام برمی‌دارید و این حالت به طور دقیق زمانی که جیسون برای دومین جلسه ماهانه نزدمان آمد اتفاق افتاد.
Dexter
۱
زندگی مملو از جریانهای ضد و نقیض است. در واقع هر چه بیشتر زندگی می‌کنی، بیشتر حس می‌کنی که زندگی یک پارادوکس عظیم است. با وجود این اگر عمری طولانی داشته باشی و به اندازه کافی کندوکاو کنی به این نتیجه می‌رسی که این به هم ریختگی‌ها نیز از نظمی شگفت‌انگیز تبعیت می‌کند.
Dexter
۱
فراموش نکن که چالش جوهر و خمیر مایۀ زندگی است و هر مشکلی که نتواند ما را شکست دهد، سرانجام توانمندمان خواهد ساخت.
Dexter
۱
یکی از بزرگترین خطاهایی که در طول زندگیم مرتکب شدم این بود برای این که بسیاری از اعضای خانواده‌ام ـ از جمله تو ـ زندگی آسوده و بی‌خطری داشته باشید پوستۀ ضخیمی به دورتان کشیدم تا بحرانهای زندگی نتواند کوچکترین گزندی به شما برساند. غافل از این که این رفتار مخرب قابلیتهایتان را برای رویارویی با مسایل عقیم و نارسا کرده و مانع از آن می‌شود که در تلاطم‌های حیات آرامش خود را حفظ کرده و جُل و پوستتان را از آب بیرون بکشید.
Dexter
۱
پس از چند دقیقه اتومبیل جلوی خانه کاخ مانند جیسون که عمویش سالها پیش از طریق سپرده‌گذاری برایش خریده بود توقف کرد.
Dexter
۱
چیزهایی که ما در طول رشدمان از آقای استیونز آموختیم این بود که صرفنظر از شغل و مقام و موقعیت‌مان از انجام هر کاری که باید انجام شود کوتاهی نکنیم. هیچ کاری نباید به هر دلیلی متوقف شود.
Dexter
۱
برای این که رؤیاهایتان در آینده مجال تجلی پیدا کند باید به تحقق آن ایمان داشته و آن را با احساس و عمل در ذهنتان بپرورانید.
Dexter
۰
به صندلی‌ام تکیه دادم و با لبخند گفتم: «چیزی را که به ارث می‌بری یا همه چیز است و یا هیچ چیز. هر دو به طور همزمان در اختیارت قرار می‌گیرد. تو در انتخاب یکی از این دو اختیار تام داری و نتیجه و ماحصل آن به نیروی تصمیم‌گیری و همت تو وابسته است.
Dexter
۰
گر این دوره را با سربلندی طی کنی و در به کارگیری هر یک از این اصول به مرحلۀ تسلط برسی به ارزشمندترین میراثی که در وصیت‌نامه‌ام قید شده دست خواهی یافت و برای به انجام رساندن همه آرزوهایت از وقت و انرژی و فرزانگی و پول کافی بهره‌مند خواهی شد.
Dexter
۰
، علاقه آتشینم به تحقق این رویاها و ایمان به تواناییهای باطنی خویش راه کامل و مناسبی را برای متجلی ساختن‌شان پیدا کرد. در واقع من سالها پیش در عالم خیال احداث تأسیسات نفتی و مجتمع دامپروری را در قلمرو ذهنم بنا نهاده بودم و پس از چند سال این تصاویر ذهنی در زندگیم متحقق شد و به صحنه آمد. به همین دلیل وقتی پس از احداث و شکل‌گیری این موسسه‌ها به آن مکانها رفتم آنقدر برایم عادی بود که گویی سالها به آنجا رفت و آمد دارم.