جملات زیبای کتاب روستاییان و مشروطیت ایران | طاقچه
تصویر جلد کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

کتاب روستاییان و مشروطیت ایران

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
سهراب یزدانی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
:)
۱
هرچند در ظاهر انگیزهٔ مالی برای مهاجرت وجود داشت، اما پشت سر آن بی‌عدالتی اجتماعی راه را بر مهاجرت می‌گشود. بسیاری از رعایا از ستم ارباب‌ها یا فشار مالیات‌گیران می‌گریختند.
:)
۱
«فی‌الواقع باید کارد به استخوانشان رسیده باشد که با وجود صبر و تحمل ذاتی و ترس از قدرت حکومت قیام کرده و با نوکران دولت دست به گریبان شده‌اند.»
:)
۰
کنسول انگلیس در سیستان رعایای این سرزمین را در آستانهٔ سدهٔ بیستم چنین می‌دید: «مردم این منطقه به طرز وحشتناکی فقیرند. من هرگز مردمانی تا به این درجه فقیر و بی‌چیز در عمرم ندیده‌ام.»
:)
۰
فرمانروایان فاسد موجب شده بودند که اکثر دهقان‌ها به صورت مردمی دروغگو، حقه‌باز، نالایق و پست درآیند و برای فرار از شکنجه‌های دائمی به نادرستی و نیرنگ روبنهند.
:)
۰
«از وقتی که این مجلس منعقد شده، حکام ظلم و تعدی خود را زیادتر کرده‌اند.»
:)
۰
رعایا از مشروطه برداشت اقتصادی دارند. به این نمونه‌ها توجه کنیم: رابینو نگاه گیلانی‌ها را چنین شرح داد: «اهالی شهر و ده معنی مشروطه را درست نمی‌دانند و در غیر مورد خود، این کلمه را معنی می‌کنند و همین مسئله باعث اشکالات است.»
:)
۰
رعایای ولدان در عریضهٔ خود انجمن ولایتی را این‌گونه توصیف کردند: «اجزای آن از رییس تا مرئوس همین اشخاصی هستند که به ظلم و عدوان ملک و مال و جان و ناموس ما رعایای بیچاره را غصب کرده و به باد تاراج داده‌اند.»(۶۲) سراسر این رویدادها در روزنامهٔ وابسته به انجمن ولایتی اصفهان ناگفته ماند. عریضهٔ رعایای ولدان در روزنامهٔ تمدن چاپ تهران منتشر شد. هیچ مرجعی هم به آن قضیه رسیدگی نکرد.
:)
۰
حاکمان کرمان هرساله به بهانهٔ بلوک‌گردی به سمت بلوچستان و رودبار می‌رفتند، رعایای سیاهپوست بلوچستان را به اسارت می‌گرفتند، کودکان را از مادرانشان جدا می‌کردند و به عنوان غلام و کنیز به کرمان می‌بردند. سپس، هنگامی‌که از حکومت برکنار می‌شدند، آن‌ها را در مناطق مختلف کشور می‌فروختند.