
٪۳۰
کتاب دنیای تخت (جلد اول؛ رنگ جادو)
انتشارات:
انتشارات کتابسرای تندیس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
امیر رضا
۲
خدای تقدیر ابرویی بالا انداخت و گفت: «امیدوارم اینبار از حقه خبری نباشه.»
بانو گفت: «آخه کی میتونه به تقدیر حقه بزنه؟»
تقدیر شونه بالا انداخت. «هیچکس. بااینحال، همه تلاششون رو میکنن.»
«و گمونم شما مقابل سایر حریفها کمی بهم کمک کردید. درسته؟»
«البته. این کار رو کردم تا بازی نهایی جذابتر بشه، بانو؛ و حالا...»
بابونهی معلق
۰
یه نفر که با لباس مشکی ژنده نشسته بود روی یه تختهسنگ پُر از حفره و خزهبسته کنار جاده. حالت کسی رو داشت که خیلی ناجوانمردانه ازش سوءاستفاده شده و وحشتزدهست، اما بااینحال تنها دوست بدبخت بیچارهها و تنها طبیبِ دردِ زخمخوردههاست.
حضرت مرگ بدون چشم و با اخم (البته اگه صورتش قابلیت اخم کردن رو میداشت)، مشغول تماشای رینسویند بود.
