جملات زیبای کتاب جهان بورژوازی متاخر | طاقچه
تصویر جلد کتاب جهان بورژوازی متاخرsubscriptionAvailable

کتاب جهان بورژوازی متاخر

برنده جایزه نوبل

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
نادین گوردیمر، علی صنعوی
انتشارات: 
انتشارات ناهید

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
maedeh
۱
زمان یعنی تغییر؛ ما میزان گذران زمان را با درنظرگرفتن اینکه چقدر چیزها واژگون شده و دچار تغییر شده‌اند می‌سنجیم.
maedeh
۱
درست است که فقط یک مرد می‌توانست نطفهٔ یک بچه را به‌وجود آورد اما این سیستم درونی یک زن بود که زمینه را طوری در خود هماهنگ می‌کرد که آن بچه‌ها به موجوداتی باهوش تبدیل شوند و یا سرکش و عاصی.
maedeh
۱
در سی‌سالگی هیچ‌کس نمی‌تواند چندان مطمئن باشد که چه کاری ممکن است انجام دهد.
maedeh
۰
من همیشه از رانندگی‌کردن در تنهایی لذت می‌برم. این کار چیزی شبیه به حس خودبسندگی دوران کودکی را در من بیدار می‌کند و علاوه بر آن احساس آزادی کمیابی را تجربه می‌کردم که در آن لحظات فراغت کوتاه اما معمول کمتر به سراغم می‌آمد
maedeh
۰
من در گذشته آموخته بودم که فراهم‌کردن امکانات برای کودکی که ممکن بود در آینده با خودم به این دنیا بیاورم یک مسئولیت مقدس است.
ریرا
۰
وقتی هر لحظه از فعالیت‌هایت با ترس و اضطراب حملهٔ ناگهانی پلیس از پشت سر همراه باشد ناخودآگاه حس دوستی شدید و نادری نسبت به کسانی که با آن‌ها کار می‌کنی در دلت ایجاد می‌شود. من به کاری که انجام می‌دادم و به کسانی که در کنارشان بودم باوری عمیق داشتم. مطمئناً آن‌قدر شهامت در وجودم بود تا هر اقدامی که نیاز باشد برای پیشبرد اهداف گروه انجام دهم ـ
ریرا
۰
آن دسته از سفیدپوستان بسیار متمدن که با حیوانات و خدمتکاران‌شان مهربان بودند از جریان بمب‌گذاری‌ها و خونریزی‌ها بهت‌زده شده بودند درست همان‌طور که در سال ۱۹۶۰ با شلیک‌کردن نیروهای پلیس به تعداد زیادی زن و مرد و کودک بی‌دفاع در بیرون از ادارهٔ گذرنامهٔ شهر شارپ‌ویل بازهم بهت‌زده شده بودند. آن انسان‌های متمدن تحمل دیدن خون را نداشتند. و آن‌ها که تحمل دیدن خون را نداشتند و خود از تمام مواهب آزادی و حق رأی برخوردار بودند بازهم شروع کردند به ارائهٔ توصیه‌های انسانی و مهربانانه به آن بخش از جامعه که از هیچ آزادی و حق رأیی برخوردار نبودند که راه‌های نجیبانه و مسالمت‌آمیز در پیش گیرند و تغییرات را از دل مفاهیم نهفته در قانون اساسی بیرون بکشند.
ریرا
۰
حکمت زندگی، جنون شجاعت است. من تا آن زمان مفهوم این جمله را درک نمی‌کردم. خدایا، جنون. بله، خودش بود. اما چرا شجاع‌ترین افراد در میان ما مجبور می‌شوند به جنون روی بیاورند؟
maedeh
۰
از آنجا که تو هم مانند هر انسانی می‌میری باید به‌شکلی ساده حواس خودت را برای مردن و به زیر خاک رفتن آماده کنی. فقط مکانیسمی مثل این است که می‌تواند اشتهای سیری‌ناپذیر انسان را در زندگی تحت کنترل درآورد. تو باید بدانی که چه وقت به اندازهٔ کافی داشته‌ای و دیگر از آنجا به بعد کنار بکشی ـ مثل زمانی که دیگر از غذاخوردن دست می‌کشی ـ مسئله همین‌قدر ساده و پیش پا افتاده است.
arghiiw
۰
وقتی هر لحظه از فعالیت‌هایت با ترس و اضطراب حملهٔ ناگهانی پلیس از پشت سر همراه باشد ناخودآگاه حس دوستی شدید و نادری نسبت به کسانی که با آن‌ها کار می‌کنی در دلت ایجاد می‌شود.
سمانه
۰
آن‌ها که تحمل دیدن خون را نداشتند و خود از تمام مواهب آزادی و حق رأی برخوردار بودند بازهم شروع کردند به ارائهٔ توصیه‌های انسانی و مهربانانه به آن بخش از جامعه که از هیچ آزادی و حق رأیی برخوردار نبودند که راه‌های نجیبانه و مسالمت‌آمیز در پیش گیرند و تغییرات را از دل مفاهیم نهفته در قانون اساسی بیرون بکشند.