جملات زیبای کتاب جن زدگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب جن زدگان
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب جن زدگان

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
هنریک ایبسن، بهزاد قادری
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
علی دائمی
۱۱
نظم و قانون! خیلی وقتا فکر می‌کنم مایهٔ همهٔ بدبختیای این دنیا همین دوتان.
پویا پانا
۳
من چندان از مرگ نمی‌ترسم ... گرچه دوست دارم تا می‌شه زندگی کنم.
علی دائمی
۳
کشیش ماندرش: خب با بستگان نزدیکتون که مشورت کردین لابد. با مادر و خاله‌هاتون ... به حکم وظیفه. خانم آلوینگ: آره، درسته. سه‌تاییشون نشستن برام حساب‌کتاب کردن. وای، خیلی محـشره که چطور رک‌وپوست‌کنده گفتن دیوونگی محضه یه‌همچین پیشنهادی رو رد کنیم. کاش مادرم الان می‌تونست ببینه عاقبت اون شکوهی که اونا تصورشو می‌کردن چی شده!
mary
۳
بله، امان از این کتابای انقلابیِ روشنفکرمآبانهٔ ناباب! خانم آلوینگ: اشتباه می‌کنین کشیش عزیز. خودتون بودین که منو به فکرکردن واداشتین؛ برای این کارم ازتون یه دنیا ممنونم.
Rose
۳
سوالد: گفت «گناهِ پدرا دامن فرزنداشون رو می‌گیره.»
mazkamand
۲
خانم آلوینگ: خسته نیستی اُسوالد؟ شاید لازمه یه‌کم بخوابی؟ اُسوالد: (هراسان) نه، نه ... خواب نه! من هیچ‌وقت نمی‌خوابم. فقط ادای خوابیدنو درمی‌آرم.
ABOLFAZL
۲
اُسوالد: یعنی می‌گم اینجا به مردم یاد می‌دن که باور کنن کار لعنت خداست و کیفر گناه موروثیه، که زندگی یعنی بدبختی، چیزی که هرچه زودتر از شرش خلاص شیم بهتره.
reyhan loki
۲
اُسوالد: خب، باید چی‌کار کنن؟ یه هنرمند جوون که دستش تنگه ... یه دختر جوون که اونم دستش تنگه ... ازدواج کلی خرج رو دستشون می‌ذاره. باید چی‌کار کنن خب؟ کشیش ماندرش: چی‌کار کنن؟ بذارین بهتون تفهیم کنم باید چی‌کار کنن، حضرت آلوینگ. از همون اول نباید به‌هم نزدیک بشن؛ اینه اون کاری که باید بکنن! اُسوالد: این نسخهٔ شما برای خیل جوونای پُر شور و شوقی که همدیگه رو دوست دارن افاقه نمی‌کنه.
نيل
۱
این نشون می‌ده آدم وقت قضاوت دربارهٔ همنوعش چقدر باید حواسش جمع باشه.
mazkamand
۱
نشاط زندگی مادر ... چیزیه که شما اینجاها خیلی باهاش آشنا نیستین.
محمدرضا
۰
خانم آلوینگ: برای مخفی‌کردنش باید مدام می‌جنگیدم، هر روزِ خدا. اُسوالد که به دنیا اومد، یه مختصر تغییری دیدم. ولی خیلی دووم نیاورد و بعدش باید بیشتر از قبل می‌جنگیدم ... با چنگ و دندون باید می‌جنگیدم که مبادا کسی متوجه بشه پدر بچه‌م چه‌جور آدمیه. خودتون می‌دونین اون چقدر در دزدیدن قاپ دیگرون ماهر بود. رفتارش طوری بود که کسی جز خوبیش به چیزی فکر نمی‌کرد انگار. از اونایی بود که طرز زندگیشون به اعتبار و شهرتشون لطمه‌ای نمی‌زنه.
محمدرضا
۰
اُسوالد: یعنی می‌گم اینجا به مردم یاد می‌دن که باور کنن کار لعنت خداست و کیفر گناه موروثیه، که زندگی یعنی بدبختی، چیزی که هرچه زودتر از شرش خلاص شیم بهتره. خانم آلوینگ: «وادی اشک»، آره؛ مام قطعاً هرچه در توان داریم می‌کنیم که همین‌جور هم بشه. اُسوالد: ولی اونجا آدما گوششون بدهکار همچین حرفایی نیست. اونجا دیگه کسی همچین اعتقاداتی رو قبول نداره. اونجا، آدم حس می‌کنه صِرف نفس‌گرفتن از زندگی خودش یه شور و سرمستیه.
mary
۰
مطمئناً یه بچه باید نسبت به پدر خودش یه احساسی داشته باشه، حالا هر اتفاقی که بیفته! اُسوالد: حتی وقتی بچه چیزی برای تشکر از پدرش نداشته باشه؟ که هیچ‌وقت نشناخته‌ش
mary
۰
ما مَردا نباید دربارهٔ یه زن بیچاره و درمونده عجولانه قضاوت کنیم آقا.
reyhan loki
۰
آرمان‌ها رو لگدمال نکنین، سرکار خانوم ... بدجوری دوباره سر برمی‌دارن.
reyhan loki
۰
دیگه به‌گمونم همه‌مون یه‌جورایی جن شده‌یم، کشیش ماندرش. فقط چیزایی که از پدر و مادرمون به ارث برده‌یم توی وجودمون وول نمی‌خورن. سیل افکار کهنه، و عقاید بی‌روح و نخ‌نما، و این‌جور چیزام هست. اینا شور و نشاط و حیاتی ندارن، اما درهرحال، به همه‌مون چسبیده‌ن و از شرشون خلاصی نداریم. روزنامه‌ها رو ورق می‌زنی، بین سطورشون جنا وول می‌خورن. به نظر می‌آد جنا کل این دیارو مثل ریگ بیابون پوشونده باشن. در نتیجه مام با درموندگی از روشنایی رم می‌کنیم همه‌مون.
reyhan loki
۰
وقتی شما هراونچه رو که روحم زشت و منفور می‌دونست به‌عنوان امر خیر و مطلوب ستایش می‌کردین، اون‌وقت بود که رفتم توی عالم تحلیل تعالیمتون. توی اون نظام فکریتون خوب گشتم تا رخنه‌ای پیدا کنم؛ وقتی هم پیداش کردم، دیگه کل نظام فکریتون از هم پاشید. اون‌وقت فهمیدم کل مباحثتون بی‌روح و ساختگی‌ان.