کشیش ماندرش: خب با بستگان نزدیکتون که مشورت کردین لابد. با مادر و خالههاتون ... به حکم وظیفه.
خانم آلوینگ: آره، درسته. سهتاییشون نشستن برام حسابکتاب کردن. وای، خیلی محـشره که چطور رکوپوستکنده گفتن دیوونگی محضه یههمچین پیشنهادی رو رد کنیم. کاش مادرم الان میتونست ببینه عاقبت اون شکوهی که اونا تصورشو میکردن چی شده!