
بریدههایی از کتاب سرخوش
۳٫۴
(۴۵۳)
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست. وقتی اتفاقی میافته روزنامهها همه مینویسند، چیزی مخفی نمیمونه، وای چقدر خوشحالم، ای خدا، فقط آدمهای معروف و مهم هستند که اسمشون توی روزنامهها میاد و حالا اونها رفتند و اسم من رو چاپ کردند.»
هانا F
وای چقدر خوشحالم، ای خدا
نویسندهکوچك.
فقط آدمهای معروف و مهم هستند که اسمشون توی روزنامهها میاد و حالا اونها رفتند و اسم من رو چاپ کردند.»
H
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست. وقتی اتفاقی میافته روزنامهها همه مینویسند، چیزی مخفی نمیمونه
narges
این روزنامه رو برای یادگاری نگه دار مامان، بعضی وقتا نگاهی بهش میندازیم
im lock
«نپرسید. اصلا توقعش را نداشتم. نه انتظارش را نداشتم. واقعا غیر ممکنه.»
yurika stargirl
کولداروف در حالت نیمههشیار به ایستگاه پلیس منتقل شد و در آنجا مورد بازرسی پزشک قرار گرفت و سپس پسگردنی جانانهای دریافت کرد.
محمدرضا
فقط آدمهای معروف و مهم هستند که اسمشون توی روزنامهها میاد و حالا اونها رفتند و اسم من رو چاپ کردند
ابوالفضل محبت خالان
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید
محیا شریعت
شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید
h.
از خوشحالی قادر نبود روی دو پایش بایستد
ابوالفضل محبت خالان
مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید
ابوالفضل محبت خالان
کولداروف در حالت نیمههشیار به ایستگاه پلیس منتقل شد و در آنجا مورد بازرسی پزشک قرار گرفت و سپس پسگردنی جانانهای دریافت کرد.
کاربر ۴۷۹۷۵۳۹
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست. وقتی اتفاقی میافته روزنامهها همه مینویسند، چیزی مخفی نمیمونه
yurika stargirl
سرخوش
آنتوان چخوف
ترجمه: لاله ممنون
کانون فرهنگی چوک
(از مجموعه مطالعه در وقت اضافه)
کاربر ۸۸۷۶۰۸۷
حالیکه به شدت مست بود تلو تلو خوران زیر اسب یک کالسکه چی روستایی به نام «ایوان دروتف» از اهالی «دوریکینو» در منطقه «یوهونوفسکی» افتاد.
Anahita
«چرا؟ مگه چی شده؟ درست برامون تعریف کن»
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست. وقتی اتفاقی میافته روزنامهها همه مینویسند، چیزی مخفی نمیمونه، وای چقدر خوشحالم، ای خدا، فقط آدمهای معروف و مهم هستند که اسمشون توی روزنامهها میاد و حالا اونها رفتند و اسم من رو چاپ کردند.»
Sahel
«نپرسید. اصلا توقعش را نداشتم. نه انتظارش را نداشتم. واقعا غیر ممکنه.»
Sahel
این روزنامه رو برای یادگاری نگه دار مامان، بعضی وقتا نگاهی بهش میندازیم... بیا نگاه کن..»
Sahel
این روزنامه رو برای یادگاری نگه دار مامان، بعضی وقتا نگاهی بهش میندازیم... بیا نگاه کن..»
Sahel
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست. وقتی اتفاقی میافته روزنامهها همه مینویسند، چیزی مخفی نمیمونه، وای چقدر خوشحالم، ای خدا، فقط آدمهای معروف و مهم هستند که اسمشون توی روزنامهها میاد و حالا اونها رفتند و اسم من رو چاپ کردند.»
آرامش
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست.
hi
«شماها مثل گوسفند زندگی میکنید، نه روزنامهها رو میخونید، نه توجهی به چیزهایی که چاپ میشه دارید و چیزهای خیلی جالب توجهی در این روزنامهها و مجلات هست. وقتی اتفاقی میافته روزنامهها همه مینویسند، چیزی مخفی نمیمونه
کاربر ۱۰۳۶۶۲۴۱
کولداروف در حالت نیمههشیار به ایستگاه پلیس منتقل شد و در آنجا مورد بازرسی پزشک قرار گرفت و سپس پسگردنی جانانهای دریافت کرد.
«این حاشیه بود بابا، ادامه بده بقیه رو بخون»
h.
حجم
۵٫۶ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۶ صفحه
حجم
۵٫۶ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۶ صفحه
قیمت:
رایگان