جملات زیبای کتاب زندگانی من و روزگار سخت | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگانی من و روزگار سخت

بریده‌هایی از کتاب زندگانی من و روزگار سخت

نویسنده:جیمز تربر
دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۱ رأی
۵٫۰
(۱)
بِنِوینوتو چلینی زمانی گفته بود که فرد، پیش از آنکه بنشیند و قصهٔ زندگی‌اش را بنویسد باید دست‌کم چهل سالی سن داشته باشد. بر نکته دیگری هم تأکید کرده بود: اینکه خودزندگینامه‌نویس باید چیزی را در حد اعلا به انجام رسانده باشد.
جوجه طلایی
بااین‌حال و متأسفانه باید گفت که حتی زندگی‌هایِ به‌خوبی سامان‌یافته هم فرد را از گزند تقدیرِ شوم و گریزناپذیری که در آسمان‌ها پرسه می‌زند مصون نمی‌دارد. همان‌گونه که اف هاپکینسون اسمیت مدت‌ها پیش گفته بود، چنگال امواج سهمناک زندگی درنهایت همهٔ ما را در خود فرومی‌برد.
جوجه طلایی
مامان کماکان فکر می‌کرد که بابا زیر آوار تخت گرفتار مانده و «دارم میام» او را ذکر سوگوارانه و مأیوسانه کسی تعبیر می‌کرد که آماده ملاقات با عزرائیل است. فریاد زد «داره می‌میره».
جوجه طلایی

حجم

۹۵۱٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۱۶ صفحه

حجم

۹۵۱٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۱۶ صفحه

قیمت:
۱۸,۰۰۰
تومان