آنها (انسانها)، در خود و جهان بیرون، ابزارهای متعددی مییابند که در پیگیری منافعشان مفید است؛ مانند چشمها برای دیدن، دندانها برای جویدن، گیاهان و حیوانات بهعنوان غذا، خورشید برای نور و دریایی که زندگی ماهیها به آن وابسته است. ازاینرو، اجزای طبیعت را ابزاری برای استفادهٔ خود در نظر میگیرند. آنها باتوجهبه اینکه این ابزارها را یافته و آنها را برای خود پدید نیاوردهاند، معتقد میشوند که شخص دیگری اینها را برای ایشان آماده کرده است. ازآنجاکه این چیزها را ابزار در نظر میگیرند، نمیتوانند باور کنند این چیزها خودشان پدید آمده باشند؛ اما با اندیشیدن به ابزاری که به ساختنش عادت کردهاند، چارهای جز این استنباط ندارند که طبیعت یک یا چند قانونگذار دارد که از آزادی بشر بهرهمند است و بر تمام کارها نظارت دارد و همهچیز را برای استفادهٔ آنها آفریده است.