کیکوچی، بعد از مرگ ریونوسوکه نوشت:
«او به دور خود حصاری کشیده بود که آدمهایی که دوستشان نداشت، اجازهٔ ورود به آن را نداشتند. اما با کسانی که معتمدش بودند یا کسانی که در آنها ویژگی خاصی برای دوستداشتنشان مییافت، بسیار مهربان بود. حاضر بود بهخاطرشان هر دردسری را به جان بخرد. و هنگامی که شخصی را در دایرهٔ دوستان صمیمی خود میپذیرفت، هرقدر هم که آن شخص باعث رنجش و گرفتاریاش میشد، محال بود که از او روی برگرداند.»