جملات زیبای کتاب خاطرات عشق از دست رفته | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات عشق از دست رفتهsubscriptionAvailable

کتاب خاطرات عشق از دست رفته

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۷ رأی)
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Amir Reza Rashidfarokhi
۸
اثباتِ عشق بیش از بیان عشق ارزش دارد.
Amir Reza Rashidfarokhi
۷
«درد، فقدان، سکوت ژرف و جراحاتْ خردمند را به صبوری می‌رساند.»
Amir Reza Rashidfarokhi
۶
از دو قاتل پرهیز کن: دلتنگی و امید. آن‌ها زمان حال را می‌کُشند.
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
۶
همه خود را منحصربه‌فرد می‌دانند و این ذهنیتْ اصلاً منحصربه‌فرد نیست.
zahra
۳
نگران بودن برای دیگران به دو صورت است: محبت و بی‌اعتمادی.
Amir Reza Rashidfarokhi
۲
ما جوانی خود را صرف آماده شدن برای زندگی می‌کنیم و پیری خویش را صرف به یاد آوردن زندگی سپری‌شده. با این کار زمان حال را که تنها زمان موجود است با افتادن در دو دام از دست می‌دهیم، دام آینده‌ای که هنوز نیامده است و دام گذشته‌ای که دیگر نیست. چه زمان ازدست‌رفته‌ای! یا بهتر است بگوییم: چه زمان حال ازدست‌رفته‌ای!
E.F.Simorgh
۲
جسمم، با نسنجیدن موقعیت، مرا محکوم به اندوه کرد. به‌رغم افسردگی‌ام، دیروز نیاز داشت غذا بخورد، شب خوابید و امروز صبح تشنه شد... او به‌طرز زننده‌ای سالم باقی می‌مانَد، درحالی‌که روحم را به‌سوی رنج می‌رانَد، شکنجه‌ای که بی‌هیچ نقصانی شدت می‌یابد.
zahra
۲
بگذارید شادی‌ام برگردد. اگر کتابی دربارهٔ سوگ می‌نوشتم، اسم آن را چنین می‌گذاشتم.
من
۱
مامان مرا موجودی خاص، بی‌نظیر و بااستعداد می‌دید. راز تقدیر من این است: من به نگاه مامان ایمان داشتم.
bec san
۱
از دو قاتل پرهیز کن: دلتنگی و امید. آن‌ها زمان حال را می‌کُشند.
zahra
۱
کوتاه اینکه، هیچ‌کس از اندوه نمی‌میرد.
zahra
۱
طبیعت این‌گونه است: خاطره‌ای از نقطهٔ آغاز خود به‌جا نمی‌گذارد. از دید من، حکایت ما هرگز زمان آغاز نداشته، بلکه همیشه وجود داشته است.
zahra
۱
هرچند که هر انسانی منحصربه‌فرد است، افراد زیادی می‌توانند نقش او را ایفا کنند. نقش مادر قابل‌جایگزینی نیست.
zahra
۱
فیلسوفْ الن عقیده داشت: «بهترین کاری که می‌توانیم برای کسانی که دوستشان داریم انجام دهیم این است که همواره خوشبخت بمانیم.»
zahra
۱
«چیزی که یک راز را زیبا می‌کند ابهامی‌ست که در بر دارد، نه واقعیتی که پنهان می‌کند.» (نوای اسرارآمیز)
zahra
۱
اثباتِ عشق بیش از بیان عشق ارزش دارد. جملات را به دروغ‌گوها و ترسوها بسپاریم.
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
۰
«درد، فقدان، سکوت ژرف و جراحاتْ خردمند را به صبوری می‌رساند.»
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
۰
«سکوتْ محافظ آلام روحی است. انسان نمی‌تواند بر آلام روحی غلبه کند، مگر آنکه حرف بزند.»
کاربر ۱۱۴۸۳۳۰
۰
فکر می‌کردم درد انسان را می‌کشد. درحالی‌که جسم برای ادامهٔ کارهای طاقت‌فرسای همیشگی، همچنان کودن، کوته‌فکر و مقاوم باقی می‌ماند و به‌رغم ممانعت روح، توانایی بیش‌ازحدش را برای امیال، اشتها و قدرتِ بازسازی حفظ می‌کند. چقدر دلم می‌خواست هنگام شنیدن این خبر می‌مردم!
کاربر ۱۱۴۸۳۳۰
۰
او هیچ‌وقت نفهمید که در زمان نبودنش چقدر وحشت‌زده می‌شدم
من
۰
حالا تمام شد. مرگِ او ترس از مرگش را کشت. هیچ ترسی ندارم. زندگی با ترس از آینده خوشایندتر از زندگی با واقعیت پوچی است.
من
۰
«چون نمی‌توانم اندوه را تحمل کنم، می‌خواهم با از بین بردن خودْ آن را از بین ببرم.»
bec san
۰
مرگ، در اغلب مواقع، چندین بار دست‌به‌کار می‌شود. موجودی پرمدعا که در لباس بیماری و ضعف و زوال در جهان می‌خرامد. وقتی که زندگی را تلخ، بی‌حرمت، و غیرقابل تحمل کرد و هنگامی که روز و شبِ قربانی یکسان می‌شود و ساعت‌هایش اسف‌بار، بیهوده و پوچ از پیِ هم می‌گذرند، مرگ می‌تواند کاری کند که او این عامل نامطلوب را آرزو کند. بله، وقتی به اندازهٔ کافی قربانی‌اش را شکنجه کرد، به‌عنوان راه‌حل ظاهر می‌شود. مرگ تسلی‌بخش! چه ریشخندی!
bec san
۰
مرگِ ناگهانی برای کسی که می‌رود عسل است و برای کسانی که می‌مانند زهر. هرچند عذاب خودِ شخص را کم می‌کند، نزدیکانش را در شوک، تردید، بهت و کرختی رها می‌کند.
bec san
۰
در مقابل، مرگِ تدریجی برای زندگان قابل تحمل است و برای شخص در حال مرگ نه. عذابی که بیمار تحمل می‌کند اخطاری است برای بستگان او که مرگ را بپذیرند، حتی گاهی آن را خواستهٔ خود بدانند.
bec san
۰
خردِ واقعی در پیِ داشتنِ امر مسلم نیست، بلکه می‌خواهد با امر غیرمسلم کنار بیاید.
bec san
۰
زندگی یک غافلگیری زیبا بود، مرگ یک غافلگیری زیبا خواهد بود. به چه صورت؟ اصلاً نمی‌دانم.
bec san
۰
درد ارتقا نمی‌دهد، مچاله می‌کند. بهبود نمی‌بخشد، تحلیل می‌برد. منجر به تعالی اندیشه نمی‌شود، محکوم به نیندیشیدن می‌کند. درد، امتیازی منزلت‌بخش نیست، آفتی تمام‌وکمال است که انسان را بر زمین می‌زند.
bec san
۰
مرگ به گذشته حمله نمی‌کند، حال و آینده را هدف می‌گیرد. مرگ، به‌رغم توانایی‌اش، با گذشته کاری ندارد. خاطراتْ دست‌نخورده باقی می‌مانند. از این پس، گذشته بیش از آینده مرا جذب می‌کند.
bec san
۰
ـ مرگ یک مادر اتفاقی نیست، پیش‌بینی‌شده است. قاعدتاً، منتظرش هستیم. چه چیز از این طبیعی‌تر؟ معمولی بودنِ یک مصیبتْ آن را از بین نمی‌برد.