جملات زیبای کتاب خاطرات عشق از دست رفته | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات عشق از دست رفته

بریده‌هایی از کتاب خاطرات عشق از دست رفته

انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۴ رأی
۳٫۸
(۴)
«درد، فقدان، سکوت ژرف و جراحاتْ خردمند را به صبوری می‌رساند.»
Amir Reza Rashidfarokhi
اثباتِ عشق بیش از بیان عشق ارزش دارد.
Amir Reza Rashidfarokhi
همه خود را منحصربه‌فرد می‌دانند و این ذهنیتْ اصلاً منحصربه‌فرد نیست.
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
از دو قاتل پرهیز کن: دلتنگی و امید. آن‌ها زمان حال را می‌کُشند.
Amir Reza Rashidfarokhi
ما جوانی خود را صرف آماده شدن برای زندگی می‌کنیم و پیری خویش را صرف به یاد آوردن زندگی سپری‌شده. با این کار زمان حال را که تنها زمان موجود است با افتادن در دو دام از دست می‌دهیم، دام آینده‌ای که هنوز نیامده است و دام گذشته‌ای که دیگر نیست. چه زمان ازدست‌رفته‌ای! یا بهتر است بگوییم: چه زمان حال ازدست‌رفته‌ای!
Amir Reza Rashidfarokhi
از دو قاتل پرهیز کن: دلتنگی و امید. آن‌ها زمان حال را می‌کُشند.
bec san
«درد، فقدان، سکوت ژرف و جراحاتْ خردمند را به صبوری می‌رساند.»
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
«سکوتْ محافظ آلام روحی است. انسان نمی‌تواند بر آلام روحی غلبه کند، مگر آنکه حرف بزند.»
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
فکر می‌کردم درد انسان را می‌کشد. درحالی‌که جسم برای ادامهٔ کارهای طاقت‌فرسای همیشگی، همچنان کودن، کوته‌فکر و مقاوم باقی می‌ماند و به‌رغم ممانعت روح، توانایی بیش‌ازحدش را برای امیال، اشتها و قدرتِ بازسازی حفظ می‌کند. چقدر دلم می‌خواست هنگام شنیدن این خبر می‌مردم!
کاربر ۱۱۴۸۳۳۰
او هیچ‌وقت نفهمید که در زمان نبودنش چقدر وحشت‌زده می‌شدم
کاربر ۱۱۴۸۳۳۰
حالا تمام شد. مرگِ او ترس از مرگش را کشت. هیچ ترسی ندارم. زندگی با ترس از آینده خوشایندتر از زندگی با واقعیت پوچی است.
من
«چون نمی‌توانم اندوه را تحمل کنم، می‌خواهم با از بین بردن خودْ آن را از بین ببرم.»
من
مامان مرا موجودی خاص، بی‌نظیر و بااستعداد می‌دید. راز تقدیر من این است: من به نگاه مامان ایمان داشتم.
من
مرگ، در اغلب مواقع، چندین بار دست‌به‌کار می‌شود. موجودی پرمدعا که در لباس بیماری و ضعف و زوال در جهان می‌خرامد. وقتی که زندگی را تلخ، بی‌حرمت، و غیرقابل تحمل کرد و هنگامی که روز و شبِ قربانی یکسان می‌شود و ساعت‌هایش اسف‌بار، بیهوده و پوچ از پیِ هم می‌گذرند، مرگ می‌تواند کاری کند که او این عامل نامطلوب را آرزو کند. بله، وقتی به اندازهٔ کافی قربانی‌اش را شکنجه کرد، به‌عنوان راه‌حل ظاهر می‌شود. مرگ تسلی‌بخش! چه ریشخندی!
bec san
مرگِ ناگهانی برای کسی که می‌رود عسل است و برای کسانی که می‌مانند زهر. هرچند عذاب خودِ شخص را کم می‌کند، نزدیکانش را در شوک، تردید، بهت و کرختی رها می‌کند.
bec san
در مقابل، مرگِ تدریجی برای زندگان قابل تحمل است و برای شخص در حال مرگ نه. عذابی که بیمار تحمل می‌کند اخطاری است برای بستگان او که مرگ را بپذیرند، حتی گاهی آن را خواستهٔ خود بدانند.
bec san
خردِ واقعی در پیِ داشتنِ امر مسلم نیست، بلکه می‌خواهد با امر غیرمسلم کنار بیاید.
bec san
زندگی یک غافلگیری زیبا بود، مرگ یک غافلگیری زیبا خواهد بود. به چه صورت؟ اصلاً نمی‌دانم.
bec san
درد ارتقا نمی‌دهد، مچاله می‌کند. بهبود نمی‌بخشد، تحلیل می‌برد. منجر به تعالی اندیشه نمی‌شود، محکوم به نیندیشیدن می‌کند. درد، امتیازی منزلت‌بخش نیست، آفتی تمام‌وکمال است که انسان را بر زمین می‌زند.
bec san
مرگ به گذشته حمله نمی‌کند، حال و آینده را هدف می‌گیرد. مرگ، به‌رغم توانایی‌اش، با گذشته کاری ندارد. خاطراتْ دست‌نخورده باقی می‌مانند. از این پس، گذشته بیش از آینده مرا جذب می‌کند.
bec san
ـ مرگ یک مادر اتفاقی نیست، پیش‌بینی‌شده است. قاعدتاً، منتظرش هستیم. چه چیز از این طبیعی‌تر؟ معمولی بودنِ یک مصیبتْ آن را از بین نمی‌برد.
bec san
اغلب، از اینکه یک شخص بالغ، قوی، پرجنب‌وجوش و همیشه موفق خودکشی کند متعجب می‌شویم. بعد می‌شنویم که می‌گویند: «اصلاً این کار بهش نمی‌آد...» اتفاقاً چرا! چون کسی که کنترل زندگی‌اش را در دست دارد می‌خواهد رنجَش را هم مهار کند. اگر مردن عملی اجباری است، خودکشی عملی اختیاری است.
bec san
هرچند خودکشی راه‌حل به شمار نمی‌آید، فکر کردن به آن موقتاً انسان را تسکین می‌دهد. صادق باشیم: گاهی برای گذر از یک روز دردناک یا یک شب هولناک کمک می‌کند. امید داشتن به اینکه می‌توانیم زندگی را رها کنیم از سختی آن می‌کاهد.
bec san
رابطهٔ یک عدد با من چیست؟ هیچ! من یک منِ ده ساله، یک منِ بیست ساله، یک منِ چهل ساله نبودم. در ده سالگی، بیست سالگی، چهل‌سالگی، باز هم خودِ من بودم. همیشه من. چیزی جز من وجود ندارد. برچسب سن‌وسال به نظرم مستبدانه، بی‌معنی، غیرضروری و در معرض انقضای سریع و دائمی است.
bec san
نگران بودن برای دیگران به دو صورت است: محبت و بی‌اعتمادی.
bec san
آنچه اضطراب را دلهره‌آور می‌کند بی‌دلیل بودن آن است. ترسْ دشمن تعیین می‌کند، اضطراب نه. *** اضطراب از چیزی نمی‌ترسد، ترسِ از هیچ است.
bec san

حجم

۱۶۳٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

حجم

۱۶۳٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

قیمت:
۴۸,۰۰۰
تومان