
بریدههایی از کتاب خاطرات عشق از دست رفته
۴٫۲
(۶)
«درد، فقدان، سکوت ژرف و جراحاتْ خردمند را به صبوری میرساند.»
Amir Reza Rashidfarokhi
از دو قاتل پرهیز کن: دلتنگی و امید. آنها زمان حال را میکُشند.
Amir Reza Rashidfarokhi
اثباتِ عشق بیش از بیان عشق ارزش دارد.
Amir Reza Rashidfarokhi
همه خود را منحصربهفرد میدانند و این ذهنیتْ اصلاً منحصربهفرد نیست.
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
نگران بودن برای دیگران به دو صورت است: محبت و بیاعتمادی.
zahra
بگذارید شادیام برگردد.
اگر کتابی دربارهٔ سوگ مینوشتم، اسم آن را چنین میگذاشتم.
zahra
ما جوانی خود را صرف آماده شدن برای زندگی میکنیم و پیری خویش را صرف به یاد آوردن زندگی سپریشده. با این کار زمان حال را که تنها زمان موجود است با افتادن در دو دام از دست میدهیم، دام آیندهای که هنوز نیامده است و دام گذشتهای که دیگر نیست. چه زمان ازدسترفتهای! یا بهتر است بگوییم: چه زمان حال ازدسترفتهای!
Amir Reza Rashidfarokhi
مامان مرا موجودی خاص، بینظیر و بااستعداد میدید. راز تقدیر من این است: من به نگاه مامان ایمان داشتم.
من
از دو قاتل پرهیز کن: دلتنگی و امید. آنها زمان حال را میکُشند.
bec san
جسمم، با نسنجیدن موقعیت، مرا محکوم به اندوه کرد. بهرغم افسردگیام، دیروز نیاز داشت غذا بخورد، شب خوابید و امروز صبح تشنه شد... او بهطرز زنندهای سالم باقی میمانَد، درحالیکه روحم را بهسوی رنج میرانَد، شکنجهای که بیهیچ نقصانی شدت مییابد.
E.F.Simorgh
کوتاه اینکه، هیچکس از اندوه نمیمیرد.
zahra
طبیعت اینگونه است: خاطرهای از نقطهٔ آغاز خود بهجا نمیگذارد. از دید من، حکایت ما هرگز زمان آغاز نداشته، بلکه همیشه وجود داشته است.
zahra
هرچند که هر انسانی منحصربهفرد است، افراد زیادی میتوانند نقش او را ایفا کنند.
نقش مادر قابلجایگزینی نیست.
zahra
فیلسوفْ الن عقیده داشت: «بهترین کاری که میتوانیم برای کسانی که دوستشان داریم انجام دهیم این است که همواره خوشبخت بمانیم.»
zahra
«چیزی که یک راز را زیبا میکند ابهامیست که در بر دارد، نه واقعیتی که پنهان میکند.» (نوای اسرارآمیز)
zahra
«درد، فقدان، سکوت ژرف و جراحاتْ خردمند را به صبوری میرساند.»
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
«سکوتْ محافظ آلام روحی است. انسان نمیتواند بر آلام روحی غلبه کند، مگر آنکه حرف بزند.»
کاربر ۲۶۳۲۹۵۴
فکر میکردم درد انسان را میکشد. درحالیکه جسم برای ادامهٔ کارهای طاقتفرسای همیشگی، همچنان کودن، کوتهفکر و مقاوم باقی میماند و بهرغم ممانعت روح، توانایی بیشازحدش را برای امیال، اشتها و قدرتِ بازسازی حفظ میکند. چقدر دلم میخواست هنگام شنیدن این خبر میمردم!
کاربر ۱۱۴۸۳۳۰
او هیچوقت نفهمید که در زمان نبودنش چقدر وحشتزده میشدم
کاربر ۱۱۴۸۳۳۰
حالا تمام شد. مرگِ او ترس از مرگش را کشت.
هیچ ترسی ندارم.
زندگی با ترس از آینده خوشایندتر از زندگی با واقعیت پوچی است.
من
«چون نمیتوانم اندوه را تحمل کنم، میخواهم با از بین بردن خودْ آن را از بین ببرم.»
من
مرگ، در اغلب مواقع، چندین بار دستبهکار میشود.
موجودی پرمدعا که در لباس بیماری و ضعف و زوال در جهان میخرامد. وقتی که زندگی را تلخ، بیحرمت، و غیرقابل تحمل کرد و هنگامی که روز و شبِ قربانی یکسان میشود و ساعتهایش اسفبار، بیهوده و پوچ از پیِ هم میگذرند، مرگ میتواند کاری کند که او این عامل نامطلوب را آرزو کند. بله، وقتی به اندازهٔ کافی قربانیاش را شکنجه کرد، بهعنوان راهحل ظاهر میشود.
مرگ تسلیبخش! چه ریشخندی!
bec san
مرگِ ناگهانی برای کسی که میرود عسل است و برای کسانی که میمانند زهر. هرچند عذاب خودِ شخص را کم میکند، نزدیکانش را در شوک، تردید، بهت و کرختی رها میکند.
bec san
در مقابل، مرگِ تدریجی برای زندگان قابل تحمل است و برای شخص در حال مرگ نه. عذابی که بیمار تحمل میکند اخطاری است برای بستگان او که مرگ را بپذیرند، حتی گاهی آن را خواستهٔ خود بدانند.
bec san
خردِ واقعی در پیِ داشتنِ امر مسلم نیست، بلکه میخواهد با امر غیرمسلم کنار بیاید.
bec san
زندگی یک غافلگیری زیبا بود، مرگ یک غافلگیری زیبا خواهد بود. به چه صورت؟ اصلاً نمیدانم.
bec san
درد ارتقا نمیدهد، مچاله میکند. بهبود نمیبخشد، تحلیل میبرد. منجر به تعالی اندیشه نمیشود، محکوم به نیندیشیدن میکند.
درد، امتیازی منزلتبخش نیست، آفتی تماموکمال است که انسان را بر زمین میزند.
bec san
مرگ به گذشته حمله نمیکند، حال و آینده را هدف میگیرد. مرگ، بهرغم تواناییاش، با گذشته کاری ندارد. خاطراتْ دستنخورده باقی میمانند. از این پس، گذشته بیش از آینده مرا جذب میکند.
bec san
ـ مرگ یک مادر اتفاقی نیست، پیشبینیشده است. قاعدتاً، منتظرش هستیم. چه چیز از این طبیعیتر؟
معمولی بودنِ یک مصیبتْ آن را از بین نمیبرد.
bec san
اغلب، از اینکه یک شخص بالغ، قوی، پرجنبوجوش و همیشه موفق خودکشی کند متعجب میشویم. بعد میشنویم که میگویند: «اصلاً این کار بهش نمیآد...»
اتفاقاً چرا! چون کسی که کنترل زندگیاش را در دست دارد میخواهد رنجَش را هم مهار کند. اگر مردن عملی اجباری است، خودکشی عملی اختیاری است.
bec san
حجم
۱۶۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱۶۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
قیمت:
۴۸,۰۰۰
تومان