
٪۵۰
ka'mya'b
۲۸۰
تو ریاضی تقریباً هیچ نمرهی الفی نگرفتم، تا اینکه آقای کارلو بهم گفت اینقدر هی نپرس «چرا؟» و فقط از فرمولها پیروی کن. من هم همین کار رو کردم. حالا تو همهی امتحانهام نمرهی عالی میگیرم. فقط آرزو میکردم فرمولها رو هم متوجه میشدم، چون واقعاً از اونا سر در نمیآرم.
farez
۲۶۲
نمیدونم چقدر دیگه میتونم بدون یه دوست ادامه بدم. قبلاً میتونستم خیلی راحت اینجوری سر کنم، ولی این برمیگره به وقتی که نمیدونستم داشتن یه دوست چهجوریه. بعضیموقعها وقتی آدم چیزی رو ندونه خیلی راحتتر میشه زندگیاش.
farez
۲۴۰
«من حاضرم برای تو بمیرم. ولی حاضر نیستم برای تو زندگی کنم.»
Daniel Howell
۱۸۸
خیلی عجیبه چون بعضیوقتا، یه کتابی میخونم، و بعد فکر میکنم اینی که تو کتابه منم.
ka'mya'b
۱۵۷
ما عشقی رو قبول میکنیم که فکر میکنیم لیاقتش رو داریم.
• امیررضا محسنی •
۱۵۱
پاتریک نقش «فرانک نات فورتر» رو بازی میکنه و سَم نقش «جنت» رو. خیلی سخته فیلم رو نگاه کنی، چون سَم وقتی نقش جنت رو بازی میکنه با لباس زیر اینور و اونور میره. واقعاً سعی میکنم اونمدلی بهش فکر نکنم، که بیشتر و بیشتر سخت میشه.
راستش رو بهت بگم، عاشق سَم شدم. از اون مدل فیلمهای عاشقانه هم نیست. فقط گاهی وقتا که بهش نگاه میکنم، فکر میکنم خوشگلترین و نازترین آدم تو دنیاس. همینطور زرنگ و شوخه. براش یه شعر نوشتم بعد از اینکه تو نمایش راکی هارور دیدمش، ولی بهش نشون ندادم، چون خجالت کشیدم. برات مینوشتمش، ولی فکر کنم بیاحترامی به سَم میشه.
._.
۱۲۹
فکر میکنم هرکس به نوع خودش خاص هست. واقعاً اینطور فکر میکنم.
ka'mya'b
۱۲۸
مشکل اینجاست که همه همیشه یکی رو با یکی دیگه مقایسه میکنن و بهخاطر این، آدمها رو بیاعتبار میکنن،
Toobakiani
۱۱۸
من عاشق نونخامهایام، اینو دارم میگم، چون همهٔ ما باید بهدلیلی برای زندگیکردن فکر کنیم.
بلاتریکس لسترنج
۱۰۴
نسبت به این کتاب با شک برخورد کن. کتاب خیلی خوبیه، ولی سعی کن مثل فیلتر باشی، نه اسفنج.»
پروانه
۸۰
بعضیموقعها وقتی آدم چیزی رو ندونه، زندگیش خیلی راحتتر میشه.
a.m
۵۵
فکر میکنم اگه یه زمانی بچه داشته باشیم و اونا ناراحت باشن، بهشون نمیگم آدمایی توی چین یا جاهای دیگه مثل اون دارن گشنگی میکشن چون این واقعیت رو عوض نمیکنه که اونا ناراحتان، و حتا اگه کسی دیگه وضع بدتری داشته باشه، واقعاً این واقعیت رو برای وضعی که خود آدم داره، خوب و بد، عوض نمیکنه
ka'mya'b
۵۲
«مسأله اینه که بعضی دخترها فکر میکنن میتونن واقعاً پسرها رو عوض کنن، و جالبیاش اینجاس که اگه واقعاً بتونن پسرها رو عوض کنن، حوصلهی خودشون سر میره. دیگه هیچ دردسری براشون نمیمونه.
._.
۵۱
نمیدونم تا حالا همچین احساسی داشتی یا نه. اینکه بخوای یه هزار سالی بخوابی، یا فقط وجود نداشته باشی، یا از وجود داشتنات بیخبر باشی، یا همچین چیزهایی.
purple
۵۰
خب، زندگی من این شکلیه. میخوام بدونی که هم خوشحالم و هم ناراحت و هنوز دارم سعی میکنم بفهمم چطور همچین چیزی ممکنه.
mehdi
۳۸
دوست عزیز
برای تو نامه مینویسم
Raya
۳۸
و تو اون لحظه، قسم میخورم که بینهایت بودیم.
farez
۳۳
بابام «دست محبتآمیز» نثارم میکرد. دست محبتآمیز، ضربههای آروم دلگرمیه که رو زانو، شونه، و بازو زده میشه.
بلاتریکس لسترنج
۲۹
«این روزها آدم نمیتونه خیلی مراقب باشه.» و
«اصول ایمنی رو رعایت کن.» و
«اگه گفت نه، باید فرض کنی واقعاً منظورش همینه...»
«چون اگه وادارش کنی کاری کنه که نمیخواد، توی دردسر بزرگی میافتی جناب!»
«اینم هست که اگه بگه نه، و واقعاً منظورش آره باشه، پس رک و راست داره باهات بازی میکنه و ارزش هزینهش رو نداره.»
«اگه لازم بود با کسی حرف بزنی، میتونی بیای پیش خودم، ولی اگه به هر دلیلی نخواستی، با داداشت صحبت کن.»
و آخر سر
«خوشحالم این صحبت رو با هم داشتیم.»
بعد بابا چنگی به موهام کشید، لبخندی زد و از اتاق رفت. گمونم باید بهت بگم بابای من مثل باباهای تو تلویزیون نیست. دستپاچه نمیشه یا خجالت نمیکشه از اینجور چیزها حرف بزنه. اتفاقاً زرنگ هم هست در این مورد.
farez
۲۶
مامانبزرگ هیچوقت یه مرد دیگه پیدا نمیکنه، چون نمیتونه دیگه اعتماد کنه و هیچوقت هم دنبال چیز دیگهای نمیگرده چون نمیدونه چطور
ریحانه پاینده
۲۶
نمیدونم تا حالا همچین احساسی داشتی یا نه. اینکه بخوای یه هزار سالی بخوابی، یا فقط وجود نداشته باشی، یا از وجود داشتنت بیخبر باشی، یا همچین چیزهایی.
ka'mya'b
۲۵
امیدوارم یادم بمونه که به بچههام بگم اونا همونقدر خوشحال هستن که من تو عکسهای قدیمیام به نظر میرسم. و امیدوارم حرفم رو باور کنن.
ka'mya'b
۲۵
حتا اگه ما قدرت انتخاب اینو نداشته باشیم که از کجا اومدیم، باز میتونیم انتخاب کنیم که به کجا بریم. میتونیم باز کارهایی بکنیم و حتا سعی کنیم احساسی خوبی بهشون داشته
Melika_SA
۲۵
و واقعاً نمیفهمم چرا
aram0_0
۲۵
کشتن مرغ مقلد رو تموم کردم. حالا شده بهترین کتاب زندگیم، ولی خب همیشه اینجوری فکر میکنم تا اینکه یه کتاب دیگه رو میخونم.
zeinab shakibaee
۲۴
کتاب لزوماً هیچ جواب خاصی بهم نداد، ولی دونستن اینکه یکی دیگه هم مشکلات اینجوری داشته، خوب بود، خصوصاً کسیکه خیلی وقت پیش زندگی کرده.
A
۲۳
تو نمیتونی فقط بشینی و زندگی همه رو در اولویت زندگی خودت بدونی و فکر کنی این دوستداشتن محسوب میشه. نمیتونی. باید کارهایی بکنی.
Nilch
۲۰
نمیدونم تا حالا همچین احساسی داشتی یا نه. اینکه بخوای یه هزار سالی بخوابی، یا فقط وجود نداشته باشی، یا از وجود داشتنت بیخبر باشی، یا همچین چیزهایی. فکر میکنم همچین خواستههایی بیمارگونه باشه
a.m
۱۹
من عاشق نونخامهایام، اینو دارم میگم چون همهی ما باید به دلیلی برای زندگیکردن فکر کنیم.
ka'mya'b
۱۷
«من حاضرم برای تو بمیرم. ولی حاضر نیستم برای تو زندگی کنم.»