
Mohammad
۲۴
به محض اینکه سرگرمیهایشان از آنها گرفته شود، از اینکه نمیدانند چه باید بکنند آشفته میشوند، نمیدانند که چطور بایداز فراغت یا ساعاتی که میگذرند استفاده کنند. و همین طور در اندیشه این هستند که کار دیگری انجام دهند و تمام ساعاتی که میگذرد برایشان کسالت بار است
Mohammad
۲۰
آن چیزهایی که برجهای بلند به نظر میآیند، پرتگاه هستند.
saeed_vadi
۱۸
"حیات فانی است، هنر ماندگار".
مریم کوهی
۱۳
حساب کن چه میزان از زمانت را با نزول خوار گذراندهای، چه میزان از آن را با دلبرکی، با ارباب، ارباب رجوع، در نزاع کردن با همسرت، مجازات غلامانت، گردش در اطراف شهر به جهت تعهدات اجتماعی ات. همچنین بر امراضی که بر خویشتن مان فرود میآوریم توجه کن و به زمانی که به بطالت گذشته است. متوجه خواهی شد که کمتر از آنچه محاسبه مینمایی زمان داری. به خاطر بیاور زمانی که هدف استواری داشتهای؛ چند روز را برای تدبر در آن گذراندهای؛ ایامی که در اختیار خویشتن بودهای؛ زمانی که چهرهات سیمای واقعی خود را در بر کرده؛ مدتی که ذهنت مختل نشده؛ به چه هدفی در چنان حیات طولانیای دست یافتهای؛ چه میزان از زندگانیات به تاراج رفته است در حینی که از این زیان غافل بودهای؛ چه میزان را در اندوه بیهوده، لذت احمقانه، میل حریصانه و اغواهای جامعه گذراندهای؛ چه اندک از خویشتن برایت باقی مانده است. آن گاه درخواهی یافت که پیش از موعد در حال مرگ هستی. "
nh74
۱۲
کسی که نمیداند چگونه باید بمیرد، خوب زندگی نمیکند.
کاربر ۴۹۸۷۲۸۰
۱۱
تمام مردم تنها آنانی در فراغت هستند که از زمان برای تامل و تفکر بهره میبرند، تنها آنان هستند که به واقع زندگی میکنن
Mohammad
۹
تمام آن موهباتی که بر من ارزانی شده- ثروت، جایگاه اجتماعی- آنها را به جایی فرستادهام که تنها تقدیر میتواند آنها را بیاینکه باعث ناخرسندیم شود، بازگرداند. دره عمیقی بین آنها و خودم ایجاد کردهام، نتیجه آن است که تقدیر تنها میتواند آنها را با خود ببرد نه آن که مرا از هم بدرد.
sadegh akbari
۵
می خواهم به آنها بگویم"برای چه کشتیهایتان را به آب میاندازید؟ چرا نیروهایتان را علیه حیوانات و انسانها مسلح میکنید؟ چرا ثروت روی ثروت انباشته میکنید؟ واقعا باید توجه کنید که چقدر جسمتان حقیر است. آیا این دیوانگی و جنون نیست که مطالبه بسیار کنید در حالی که بسیار اندک میتوانید نگاه دارید؟
nh74
۴
عامل همیشه باید از کاری که بر عهدهاش قرار گرفته است قویتر باشد: بارهایی که بر حامل آن سنگین است، او را در هم خواهد شکست. مضاف بر این، برخی کارها چنان بزرگ نیست که خود کارهای دیگری را ایجاد نماید: ما باید از کارهای متعدد و متنوع پرهیز نمائیم و نبایست به کاری که بهراحتی نمیتوانیم رهایش کنیم نزدیک شویم. باید به سراغ کارهایی بروی که میتوانی آنها را به پایان برسانی یا امیدواری که بتوانی چنین نمایی و نبایستی به کارهایی که بزرگتر از آنچه در ابتدا میاندیشیدی، هستند بپردازی و همین طور اگر فعالیتی را آغاز کردی نباید آن را متوقف نمایی.
محمد
۴
کسی که از مرگ میهراسد هیچ گاه چونان انسانی زنده، عمل با ارزشی انجام نخواهد داد. اما کسی که میداند این شرطی بود که درهنگام معامله برای زندگی پذیرفته است، از چنان خرد قدرتمندی برخوردار است که هیچ حادثهای نمیتواند آن را شگفت زده نماید.
radmehr
۴
او معتقد بود که شکل استبدادی حکومت بر شکل دموکراتیک آن برتری دارد زیرا مردم فاسد و بیرحمتر از یک ستمگر هستند.
سهیل مقدم
۳
نباید تصور کنید که شخصی به این دلیل که موهایی سپید و پوستی چروکیده دارد، عمری طولانی داشته است: او زمانی طولانی زندگانی نکرده است، بلکه صرفا مدت طولانی زیسته است.
yazdaan
۲
مرد هوشیار با قدمهایی استوار به ملاقات مرگ خواهدرفت.
radmehr
۲
زمان واقعی که شما در اختیار دارید- چه علتی میتواند آن را به تاخیر بیندازد چرا که ذاتا سریع میگذرد- ناگزیر به سرعت از شما میگریزد زیرا شما آن را به چنگ نمیآورید و نمیتوانید به عقب بازگردانید، بلکه اجازه میدهید که به آسانی از شما دور شود گویا چیز بیهودهای است و یا جایگزینی برای آن در اختیار دارید.
Arshia
۲
در این حیات جدید در خواهی یافت که مطالعاتت چقدر با ارزش است: عشق و تمرین پرهیزکاری، فراموش کردن هوای نفس، دانش چگونه زندگی کردن و چگونه مردن و حیاتی با آرامشی عمیق.
ن والقلم وما یسطرون
۲
چقدر دیر است که زندگانی واقعی خویش را هنگامی آغاز کنید که به پایان رسیده است! چقدر غفلت از مرگ مان و به تاخیر انداختن برنامههای معقول برای سنین پنجاه و شصت ابلهانه است، فرض آغاز زندگی از نقطهای که اندک کسانی به آن دست یافتهاند!
nh74
۱
سنکا معتقد بود که ارباب و برده فقط از لحاظ قرارداد حقوقی با یکدیگر تفاوت دارند وگرنه برده بهعنوان یک انسان همان سرشت و اصالت ارباب را دارد و کاملا میتواند به فضیلت و کمال دست یابد. سنکا گفت انسانها با فضیلت زاده نمیشوند، بلکه با استعداد یافتن فضیلت بهدنیا میآیند، او در دفاع از بردهها گفت هیچکس نجیبتر از دیگری نیست همه یکجور بهدنیا میآیند، همه اصل و نسب یکسانی دارند.
nh74
۱
فکر و ذهن را نمیتوان به بردگی برد. نتیجهی نهایی سنکا از این توضیح آن بود که همهی انسانها برابر هستند و فقط بداقبالی کسی را برده میکند نه چیزی در نهاد و سرشت کسی.
nh74
۱
زندگی به اندازه کفایت طولانی است و به میزان گستردهای در حقمان سخاوتمندی صورت گرفته و چیزهای بیشماری به ما عطا شده است که بتوانیم به بلندترین مراتب دست یابیم البته به شرطی که در جای مناسباش از آنها بهره ببریم. اما زمانی که این عمر در تجمل بیپروا و در فعالیتهای ناسالم تلف شود، ناگزیر در پایان و به هنگام اضطرار مرگ درخواهیم یافت که زندگی سپری شده و غافل از گذر آن بودهایم. پس به ما فرصتی اندک برای حیات داده نشده بلکه خویشتن آن را کوتاه میکنیم. بیتدارک به این جهان نیامدهایم بلکه آنها را هدر میدهیم. زمانی که زندگی مجلل و ثروتی گسترده در دستان مردی جاهل قرار میگیرد آن را در دمی بر باد میدهد، اما اگر ثروتی متوسط در اختیار متولی یی نیک قرار گیرد، آن را به کار خواهد گرفت و بر آن خواه افزود، طول عمر ما نیز رو به تزاید خواهد رفت اگر از آن به طرز شایستهای بهره ببریم.
nh74
۱
"دور بودن از موطن مصیبت نیست: تو کاملا وقت این را داری که بهواسطه دانشت دریابی که برای مرد عاقل همه جا موطن اوست.
nh74
۱
هیچ چیز طمع را اقناع نمیکند، در حالی که اندک توشهای طبیعت حقیقی آدمی را اقناع میسازد.
مریم کوهی
۱
آدمیان هیچ گاه به دیگری اجازه نمیدهند که اموالشان را به تصرف در آورند و اگر کوچکترین معارضی در این خصوص مشاهده نمایند با سلاح و بیسلاح به فرد متخاصم حمله ور خواهندشد؛ اما به دیگران اجازه میدهند که به حیات ایشان تجاوز کند- زیرا آنها گاه خود دیگرانی را دعوت میکنند تا زندگانیشان را از آنها دریغ دارد.
مریم کوهی
۱
زندگی مسیرآغاز شده را طی میکند و هیچ گاه نه در این مسیر توقفی میکند ونه از آن باز میگردد. علت اینکه هیچ حادثهای چابک بودن عمر را به شما یادآوری نمیکند، این است که او بسیار آرام میخرامد.
مریم کوهی
۱
باید در ذهن مان جا بیندازیم که چقدر درد فقدان ثروت کمتر از درد از دست دادن آن است؛ و همین طور باید درک کنیم که فقر کمتر درد کمتری را به ارمغان میآورد. زیرا اشتباه است تصور نمایی که مردم غنی از شکیبایی بیشتری رنجمیبرند: درد یک جراحت چه در بدن بزرگ و چه در بدن کوچک به یک اندازه است.
yazdaan
۱
برعکس در اموری که همگان آنها را زیان بار خواندهاند، هیچ چیز وحشتناک و ناگواری نیافتهام. یقینا کلمه"تبعید" در خود نوعی ترس و ناگواری دارد که باعث میشود در نظر همگان جزو بدترین مجازاتها باشد و در شنونده القای ترس و انزجار میکند، اما مرد عاقل این نظرعامه را رد میکند.
yazdaan
۱
زیرا زنانی که از کتاب بهره میبرند نه وسیلهای برای فرزانگی بل بهعنوان نوعی تجمل از آن یاد میکنند.
yazdaan
۱
چرا دست از تلاش خود برای ماندگاری در یاد آیندگان بر نمیداری؟ تو برای مردن زاده شدهای و مراسم تدفینی آرام، زحمت و دردسر کمتری دارد. بنابراین اگر باید اوقاتت را پر کنی، به شیوهای آسان برای استفاده خودت بنویس نه برای انتشار: اگر تنها برای امروز مطالعه کنی رنج کمتری متحمل خواهی شد. "
yazdaan
۱
درمان قطعی عبارتست از اعتماد به نفس و باور اینکه در مسیر درستی قرار داری و منحرف نشدن از این مسیر با تعقیب ردپاهای مردمی که ناامیدانه گم شدهاند ، اگرچه برخی از ایشان چندان از مسیر درست فاصله نگرفته باشند. اما آنچه تو مشتاق آن هستی، بزرگ و عالی و تا حدودی الهی است- نباید بر خود بلرزی. یونانیها این حالت ثبات دائمی ذهن را"اعتدال ذهنی" مینامند
sadegh akbari
۱
اگر شما به آخرین روزعمرتان نه به عنوان یک مجازات بلکه بهعنوان قاعده طبیعت بنگرید، آغوشی که شما به جهت ترس از مرگ رهایش کرده بودید بازهم به گرمی پذیرای شما خواهد بود.
sadegh akbari
۱
بزرگترین مانع برای زندگی انتظار است، همانی که به فردا چنگ میزند و امروز را از دست میدهد. شما برای آنچه که در اختیار بخت و اقبال است برنامه ریزی میکنید اما آنچه که در دستان خود دارید را رها میکنید. به چه مینگرید؟ برای کدامین هدف تلاش میکنید؟ تمام آینده در تردید به سر میبرد، زندگی بیدرنگ است.
