حساب کن چه میزان از زمانت را با نزول خوار گذراندهای، چه میزان از آن را با دلبرکی، با ارباب، ارباب رجوع، در نزاع کردن با همسرت، مجازات غلامانت، گردش در اطراف شهر به جهت تعهدات اجتماعی ات. همچنین بر امراضی که بر خویشتن مان فرود میآوریم توجه کن و به زمانی که به بطالت گذشته است. متوجه خواهی شد که کمتر از آنچه محاسبه مینمایی زمان داری. به خاطر بیاور زمانی که هدف استواری داشتهای؛ چند روز را برای تدبر در آن گذراندهای؛ ایامی که در اختیار خویشتن بودهای؛ زمانی که چهرهات سیمای واقعی خود را در بر کرده؛ مدتی که ذهنت مختل نشده؛ به چه هدفی در چنان حیات طولانیای دست یافتهای؛ چه میزان از زندگانیات به تاراج رفته است در حینی که از این زیان غافل بودهای؛ چه میزان را در اندوه بیهوده، لذت احمقانه، میل حریصانه و اغواهای جامعه گذراندهای؛ چه اندک از خویشتن برایت باقی مانده است. آن گاه درخواهی یافت که پیش از موعد در حال مرگ هستی. "