جملات زیبای کتاب مینا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مینا
off

کتاب مینا

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۵۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
کریستین بوبن، غزال شهروان
انتشارات: 
خانه داستان چوک
نون صات
۱۷
شیوه‌ی توصیف، همان چیزیست که تفاوت انسان‌ها را چشم‌گیر می‌سازد؛
⊙—⊙
۱۳
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی.
Amir Reza Rashidfarokhi
۱۱
نمی‌توانی چیزی را تغییر دهی؛ مگر با عشق. نمی‌توانی بگویی: «خواستار عشق تو هستم.» بلکه می‌گویی: «دوستت دارم.»
Sophia
۹
چیزهایی هست که مردم به طرق مختلف برایت تعریف می‌کنند. شیوه‌ی توصیف، همان چیزیست که تفاوت انسان‌ها را چشم‌گیر می‌سازد؛ تنها چیزی که اهمیت دارد.
Mo. Si Sakht Pour
۴
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی. چیزهایی نظیر زبونی عزمی ‌که در مقابل دژ استوار زندگی، تنها باید به خودش اتکا کند.
El Santo
۴
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی.
Saeid
۳
هر حضوری لطف منحصر به‌فرد خود را به‌همراه دارد؛ انتظاری برای ابراز گفتنی‌هاست
Zahra Jalilvand
۳
چه چیزی برایمان در وجود آنان که دوستشان داریم، جذاب است؟ ما معتقدیم آنان را فقط به‌خاطر خودشان می‌خواهیم. اما دقیقاً منظور از «خودشان» چیست؟ حد و حدود آن شخص تا به کجا کشیده شده است؟ کدامین ویژگی در وجودشان بارز و چشم‌گیرتر است؟
samira
۲
همه‌چیز را می‌شود در یک جمله گنجاند، و اگر فیلسوف بودم، اینگونه آن‌را بیان می‌کردم: «آنچه که ما را راهی داده و خواهد داد، همیشه از ما در برابر مسائل محفاظت نمی‌کند.»
Saeid
۲
می‌خواستی آن متن را به‌طرز بدی بنویسی اما در جایی‌که با نوشتن سروکار دارد، نمی‌توانی چیزی را تغییر دهی؛ مگر با عشق.
کاربر ۱۲۲۱۷۵۸
۲
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی.
Amir Reza Rashidfarokhi
۲
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی.
Flying
۲
همیشه از مردمی ‌که با اطمینان سخن گفته و انعطاف‌پذیر نیستند، دوری می‌جستی. چنین انسان‌هایی گویی از طناب دار زندگی حلق آویز‌ند.
Flying
۲
به تازیانه‌های باد بر تن او و سرخی پوست سفید دستش دقت کن. به نور سرخ رنگ صاعقه‌انداز گوش بده. هملت و فرق سرش، ریش آبی و کلیدهایش، آلیس و تکریم کردنش، بنگر که چگونه زندگی به آنچه که حلاوت موجود در رویاهاست، مهلت زیستن نمی‌دهد.
Saeid
۱
قلب به آرامی ‌می‌بالد اما ذهن از نقطه‌ی شروع، در نهایت هوشیاری است.
Mary
۱
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی. چیزهایی نظیر زبونی عزمی ‌که در مقابل دژ استوار زندگی، تنها باید به خودش اتکا کند.
JONEOR
۱
اولین کسی‌که پیام‌آور از پیش وی رفت و دوباره به‌سوی او تاخت، تو هستی. مینا؛ به تازیانه‌های باد بر تن او و سرخی پوست سفید دستش دقت کن. به نور سرخ رنگ صاعقه‌انداز گوش بده. هملت و فرق سرش، ریش آبی و کلیدهایش، آلیس و تکریم کردنش، بنگر که چگونه زندگی به آنچه که حلاوت موجود در رویاهاست، مهلت زیستن نمی‌دهد. مواظب خودت باش، مینای عزیزم؛ مواظب باش.» دخترک پنج ساله در این اثناء پرورش یافته و به تکاپو برای دستیابی به درّ سخنان گهربار ادامه داد. در چهره‌ی مردان، نابخردی را از ضعف فراگیرشان در برابر برهنگی زنان دریافت. چه چیزی برایمان در وجود آنان که دوستشان داریم، جذاب است؟ ما معتقدیم آنان را فقط به‌خاطر خودشان می‌خواهیم. اما دقیقاً منظور از «خودشان» چیست؟ حد و حدود آن شخص تا به کجا کشیده شده است؟ کدامین ویژگی در وجودشان بارز و چشم‌گیرتر است؟ دردی‌که در صدایش موج می‌زند؛ بی‌گناهی که در چشمانش غوطه‌ور است؟ از منظر نگاه ترحم‌آمیزت، این زن از تبار عشق پنج‌سالگی‌اش است؛ به همان طریق مکاشفه‌ای که می‌توان از ورای آسیب خار گل و تازیانه‌های باران، زیبایی این و تلألؤ آن را دریافت.
helya.B
۱
من مینا هستم. ۴۵ساله و متولد برداکس؛ در پاریس وفات نمودم. اکنون حس بهتری داشته و درحال استراحت هستم. به تدریج باز به جهان بازیافت می‌شوم.
hoda.family
۱
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی
sana
۱
بنگر که چگونه زندگی به آنچه که حلاوت موجود در رویاهاست، مهلت زیستن نمی‌دهد
zahra
۱
در محیط خانواده و مدرسه به تو آموزش‌هایی می‌دهند اما مهم‌ترین چیزها را باید خودت با لکنت زبان، لغزش و به‌مرور زمان بیاموزی
Elahe
۱
چه چیزی برایمان در وجود آنان که دوستشان داریم، جذاب است؟ ما معتقدیم آنان را فقط به‌خاطر خودشان می‌خواهیم. اما دقیقاً منظور از «خودشان» چیست؟ حد و حدود آن شخص تا به کجا کشیده شده است؟ کدامین ویژگی در وجودشان بارز و چشم‌گیرتر است؟
Tina
۱
بنگر که چگونه زندگی به آنچه که حلاوت موجود در رویاهاست، مهلت زیستن نمی‌دهد.
sahbanour
۰
هملت و فرق سرش، ریش آبی و کلیدهایش، آلیس و تکریم کردنش، بنگر که چگونه زندگی به آنچه که حلاوت موجود در رویاهاست، مهلت زیستن نمی‌دهد. مواظب خودت باش، مینای عزیزم؛ مواظب باش.
Mary
۰
نمی‌توانی بگویی: «خواستار عشق تو هستم.» بلکه می‌گویی: «دوستت دارم.» وقتی این جمله را ادا می‌کنی از عشقی بسیار عمیق توأم با شادی‌هایش، پرده برمی‌داری.
Mary
۰
تبحر، قرارداد اشخاص بیمار با پیشه‌هایشان و مهارتی که در ایفای آن و به خدمت درآوردنش دارند، است.
Mary
۰
انگیزش غالب به سمت و سوی جنایت است؛ سودایی در اندیشه که حتی قدرتمندتر از امید به عشق ناب می‌باشد.
Mary
۰
قلب به آرامی ‌می‌بالد اما ذهن از نقطه‌ی شروع، در نهایت هوشیاری است. قلب برای شکوفایی و درک، به زمان بیشتری نیاز دارد. جوانه‌های ذهن به سرعت شکوفا می‌شوند؛ حتی اگر کسی مجبور به اعمال رفتاری بسیار محافظه‌کارانه با بچّه‌ها باشد، باز هم می‌تواند عنان اختیار هر چیزی را به آنان بسپارد؛ حتی چیزهایی که توضیحی برایش ندارد.
Mary
۰
«آنچه که ما را راهی داده و خواهد داد، همیشه از ما در برابر مسائل محفاظت نمی‌کند.»
بید مجنون
۰
همیشه از مردمی ‌که با اطمینان سخن گفته و انعطاف‌پذیر نیستند، دوری می‌جستی. چنین انسان‌هایی گویی از طناب دار زندگی حلق آویز‌ند.