
کتاب آیین بودایی در دوران معاصر
آموزههای کهن بودا برای انسان معاصر
انتشارات:
انتشارات کتاب سده٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ایران آزاد
۷
جهان دارد ما را مست میکند. چشمها به روی اکنون بسته شده و به آینده دوخته شده است. این رنج در ذهن ما مدفون شده است. امروزه رنج شاید چندان هم آشکار نباشد اما مثل خوره به جان ما افتاده است و دارد روی سلامت ذهنی و سلامت جسمی ما اثر میگذارد.
فرشاد در سرزمین عجایب
۵
شگفت اینکه انسانی که پیوسته در جستوجوی خشنودی است هرگز آن را نخواهد یافت.
Mohammad Ghayoumi
۳
اگر قرار است چیزی را ترک کنیم، آن چیز تنها آرزوی زیادهخواهی است. ترک راستینْ ترک اندیشه و دلبستگی به اندیشههای ذهن است.
کاربر ۲۹۲۱۷۷۶
۲
باید در هر لحظه از نو به جهان نگاه کرد.
کاربر ۲۹۲۱۷۷۶
۲
باید بیاموزیم که همواره به جهان بیرون واکنش نشان ندهیم.
Mohammad Ghayoumi
۱
رنج، در حکم یکی از حقایق شریف، این است: تولد رنج است، پیری رنج است، بیماری رنج است، مرگ رنج است، افسوس و زاری و درد و اندوه و ناامیدی رنج است؛ مصاحبت با نفرتانگیزان رنج است، جدایی از عزیزان رنج است، نرسیدن به خواسته رنج است.
Mohammad Ghayoumi
۱
تنها انسانی که از رنج بسیار آگاه شود توانش را دارد که به سوی حقیقت وجودی خود گام بردارد. تنها انسانی که طعم سیهروزی را چشیده است و سیهروزی را در راه و آرزوهای خود دیده است راغب است که از راه خود پا بیرون بگذارد و جامهٔ آرزوهای خود را از تن بیرون آورد. در غیر این صورت، انسان بیهدف میشود.
موفق ترین انسان زمین
۱
متوجه خواهیم شد که این انسان هرگز قانع نخواهد شد. او میمیرد و در زندگی خود هرگز راضی نبوده است.
محمد
۱
در این وضعیت، از ذهنمان که استفاده میکنیم، ذهن ابزار دستمان میشود. حتی انسان روشنبین هم از ذهن استفاده میکند. بودا از ذهنش برای نوشتن سوترا۲۱ استفاده کرد. بااینحال، کارش که با ذهن تمام شود، آن را کنار میگذارد. این فرایند کنار گذاشته میشود. استفادهٔ او از ذهن با استفادهٔ ما از ذهن یکی نیست. این استفاده آگاهانه است. این استفاده موج و تلاطمی ایجاد نمیکند که سطح ذهن را برهم بریزد. از ذهن با دقت استفاده میشود و ذهن از متلاطم کردن این سطح آرام دوری میکند.
LOST67
۱
ما آنچنان به این آرزو چسبیدهایم که انگار آرزوی ما میتواند جهان بهتری بسازد. تنها عمل است که تغییر ایجاد میکند
ـ زِد
۱
اگرچه لُب کلام سایر آموزههایی که از این دسته افراد میشنوید بودایی است، اما این آموزهها از شرح کُنه سخنان بودا ناتواناند. آنها تا جای ممکن میکوشند عصارهٔ این مفاهیم کهن را بگیرند و آنها را در قلمرو درک شما بیاورند. آنها در این آموزهها دست میبرند تا این آموزهها با روایت خودشان جور دربیاید، هرچند اغلب این دستکاریها کمکی نمیکند، زیرا این مفاهیم به عمق وجود این انسانها رخنه نکرده است تا آنها را از توهم سیهروزی خودشان رها کند.
ـ زِد
۱
اگر بودا و سقراط سر راه هم قرار میگرفتند، دستکم سر یک چیز با یکدیگر توافق داشتند: زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد.
ـ زِد
۱
بودا گفت:
اگر این تمنای زالومانند و بدهیبت
در جهان بر تو چیرگی یابد
اندوهت چون علفهای خودروی پس از باران رشد میکند.
اگر، در این جهان، تو بر این تمنای بدهیبت
که خلاصی از آن دشوار است
چیرگی یابی
اندوه از تو سُر میخورد و میافتد
چون قطرههای باران
که از نیلوفر آبی
سر میخورند و بر زمین میافتند.
کاربر ۲۹۲۱۷۷۶
۱
دور درماندگی ما پایانی دارد. امکانش هست که سرشت نارضایتبخش به پایان برسد.
ـ زِد
۱
زندگی مانند نفس است، بیش از نیازتان نمیتوانید اکسیژن وارد بدنتان کنید، و اگر آن را حبس کنید، میمیرید.
کاربر ۲۹۲۱۷۷۶
۱
راهبان به کوهستان میگریزند تا نشان دهند دنیا و ثروت آن را ترک کردهاند و تنها چیزی که عایدشان میشود سالهای بدون خشنودی است. از گسستن از جهان خوشبختی زاده نمیشود.
Mohammad Ghayoumi
۰
بودا هرگز از شما نمیخواهد که با سخنان او موافق باشید. او تنها دارد تجربه و راه خودش را بیان میکند. او از شما میخواهد که با چشم خودتان آن را ببینید و درک کنید و آن هنگام که درکش کردید به آن واکنش نشان دهید.
Mohammad Ghayoumi
۰
بودا گفت:
مردم آنچنان کورکورانه دودستی به مال دنیا و امیال خودخواهانهٔ خود چسبیدهاند که زندگی خود را قربانی آنها میکنند. آنها مانند کودکی هستند که میکوشد تا از عسل اندکی بخورد که روی لبهٔ چاقویی مالیده شده است. این مقدار بههیچروی کافی نیست تا اشتهای او را فرو نشاند، و البته که او با خطر زخم کردن زبان خود روبهروست.
Mohammad Ghayoumi
۰
انسان هر چه قدرتمندتر میشود، آزمندتر میشود. هر چه ثروتمندتر میشود، ثروت بیشتری میخواهد. انسان وسواس میگیرد و به قدرتش میافزاید و ثروتی میاندوزد که نمیتواند همهٔ آن را خرج کند. این انسان زندگی خود را تباه میکند و حواس خود را جمع امور نادرست میکند و سرانجام هم مانند هر انسان دیگری با دستانی خالی میمیرد.
Mohammad Ghayoumi
۰
اگر این تمنای زالومانند و بدهیبت
در جهان بر تو چیرگی یابد
اندوهت چون علفهای خودروی پس از باران رشد میکند.
اگر، در این جهان، تو بر این تمنای بدهیبت
که خلاصی از آن دشوار است
چیرگی یابی
اندوه از تو سُر میخورد و میافتد
چون قطرههای باران
که از نیلوفر آبی
سر میخورند و بر زمین میافتند.
Mohammad Ghayoumi
۰
ذهن ما آشفته است. ذهن گمان میکند که اگر ساکن شود، برای همیشه از بین میرود و از سر این ترس است که یک لحظه هم از حرکت بازنمیایستد.
Mohammad Ghayoumi
۰
بودا گفت:
تعلیم من این است: اندیشیدن دربارهٔ اندیشهای که نااندیشیدنی است؛ عمل کردن به کرداری که عملی نیست؛ سخن گفتن از کلامی که نگفتنی است؛ و در لوای راه و روشی تربیت شدن که در راه و روش نمیگنجد.
LOST67
۰
خشنودی دارد با سرعت هراسآوری از کل جامعه دور میشود.
LOST67
۰
پس از مرگ بودا، آموزههای او رفتهرفته به دین تبدیل شد. بودا به دین و معبد و نیایش تعلق خاطری نداشت. او تنها جستوجوگر حقیقت بود. او مخالف هر تصور خیالی و هر بتی بود. جهان آموزههای او را به چیز دیگری تبدیل کرد
LOST67
۰
شما باید درک کنید که آنچه با واژهها بتوان آن را بیان کرد هرگز نمیتواند تماموکمال پدیدهای خاموش را شرح دهد. خوشبختی بیکلام است
LOST67
۰
وقتی راه نمیروید، راه رفتن کجا میرود؟
ـ زِد
۰
هر چه بیشتر در جستوجوی خشنودی برمیآییم، خشنودی از ما دورتر میشود. گوتاما بودا میگوید که جستوجوی خشنودی مانند رسیدن به افق است. مادامی که میکوشیم، خشنودی همیشه در دوردستها اقامت میگزیند و میشود سراب.
ـ زِد
۰
تصور کنید که مأیوسانه دارید خانهتان را زیرورو میکنید و بالشتهای خود را اینور و آنور میاندازید و توی کشوها را میگردید تا کلیدی را پیدا کنید که همهٔ این مدت در جیبتان بوده است. گشتن آنچنان حواس شما را پرت کرده، نبود کلید آنچنان حواس شما را پرت کرده که دیگر نمیتوانید متوجه چنین چیز واضحی هم بشوید.
ـ زِد
۰
به احتمال قوی، متوجه شدهاید که تعداد بیشماری از رهبران معنوی و استادان یوگا و مراقبه و دورهمیهای معتادان و سخنرانان انگیزهبخش مدعیاند که راهحلها نزد آنان است. اما اگر راهحلها آشکارند، پس چرا ما همچنان در جستوجو هستیم؟ چرا روزبهروز جوامع ناخشنودتر میشوند؟
ـ زِد
۰
پس از مرگ بودا، آموزههای او رفتهرفته به دین تبدیل شد. بودا به دین و معبد و نیایش تعلق خاطری نداشت. او تنها جستوجوگر حقیقت بود. او مخالف هر تصور خیالی و هر بتی بود. جهان آموزههای او را به چیز دیگری تبدیل کرد. انسانها قوانین دلبخواه و شاخوبرگهای فراطبیعی بر آن افزودند که دیگر سودی برای انسان ندارد.