جملات زیبا از متن کتاب نظریه ای درباره شغل های مزخرف | طاقچه
تصویر جلد کتاب نظریه ای درباره شغل های مزخرف

کتاب نظریه ای درباره شغل های مزخرف

۲.۹(از ۲۶ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۸۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شده‌ایم تمدنی بر پایهٔ کار، آن‌هم نه «کار مولد»، بلکه کاری که فی‌نفسه هدف و معناست. به این باور رسیده‌ایم که آدم‌ها بی‌ارزش‌اند و لیاقت عشق و دلسوزی و کمک از سوی جامعه را ندارند مگر اینکه در شغلی که لذت چندانی از آن نمی‌برند بیشتر از حد دلخواهشان کار و تلاش کنند. انگار همه دسته‌جمعی به بردگی خود تن داده‌ایم. می‌دانیم که نیمی از وقتمان را مشغول فعالیت‌های کاملاً بی‌معنا و بعضاً ضدمولد هستیم (آن‌هم غالباً تحت سرپرستی فردی که از او خوشمان نمی‌آید)، اما اوج واکنش سیاسی‌مان این است که حرص و حسرت بخوریم که چرا بعضی‌ها گرفتار این دام نیستند. درنتیجه، احساساتی همچون نفرت و بیزاری و سوءظن به چسبی تبدیل شده‌اند که جامعه را پیوسته نگه می‌دارد.
ali73
۱۷
«صنعت سکس این را نکته‌ای بدیهی جلوه می‌دهد که ارزشمندترین دارایی یک زن تن جوانش به‌عنوان کالایی جنسی است. همین است که باعث می‌شود بسیاری از زنان در ۱۸ تا ۲۵ سالگی بیشتر از باقی سال‌های عمرشان درآمد داشته باشند. در زندگی خودم هم واقعاً همین‌طور بوده است». نویسندهٔ این مطلب مؤلف و استاد دانشگاه موفقی است که در طول سال آن‌قدری درآمد ندارد که زمانی می‌توانست طی سه ماه رقصندگی برهنه به دست آورد.
Juror #8
۱۲
جهنم جایی است که مجموعه‌ای از افراد بیشتر وقتشان را صرف کاری می‌کنند که از آن خوششان نمی‌آید و مهارت خاصی هم در آن ندارند. مثلاً به‌خاطر مهارتشان در کابینت‌سازی استخدام می‌شوند و بعد می‌بینند باید بیشتر وقتشان را به سرخ‌کردن ماهی بگذرانند. گذشته از این، کارشان ضرورتی هم ندارد، دست‌کم تعداد ماهی‌هایی که باید سرخ شوند خیلی کم است. اما به‌شدت حرص می‌خورند که بعضی از همکارانشان شاید وقت بیشتری به کابینت‌سازی بگذرانند و مجبور نباشند این‌همه ماهی سرخ کنند. دیری نمی‌گذرد که این حرص‌ها بدل می‌شود به پشته‌های بی‌پایانی از ماهی‌های بی‌فایده و سوخته یا نپخته که تمام ثمرهٔ کارشان است.
آرش
۱۱
تفاوت اصلی میان بخش دولتی و خصوصی در حجم کار بیهوده‌ای که تولید می‌کنند نهفته نیست. تفاوتشان حتی لزوماً در نوع کار بیهوده‌ای هم نیست که هرکدامشان تولید می‌کند. تفاوت اصلی این است که کار بیهوده در بخش خصوصی معمولاً تحت نظارت بسیار دقیق‌تری است.
ali73
۹
تعریف موقت: شغل مزخرف نوعی از اشتغال است که از بس بیهوده، غیرضروری و آسیب‌زاست که حتی فرد شاغل هم نمی‌تواند وجود آن را توجیه کند. بعضی شغل‌ها از بس بیهوده‌اند که اگر فرد شاغل غیبش بزند کسی حتی متوجه نمی‌شود. این اتفاق معمولاً در بخش دولتی رخ می‌دهد: کارمند اسپانیایی شش سال در محل کار غیبت می‌کند تا اسپینوزا بخواند. جوییش تایمز، ۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۶ به گزارش رسانه‌های اسپانیا، کارمندی اسپانیایی که دست‌کم شش سال بدون کارکردن حقوق می‌گرفت از این مدت‌زمان استفاده کرد و متخصص مکتوبات باروخ اسپینوزا، فیلسوف یهودی، شد.
ali73
۷
معمولاً یونیفرم‌ها را به تن افرادی (مثل کارکنان خشکشویی هتل) می‌کنند که مردم هیچ‌وقت نمی‌بینندشان. به‌نوعی با این یونیفرم می‌خواهند بگویند «تو الان باید خود را مقید به انضباط نظامی بدانی».
Juror #8
۷
به‌راحتی می‌توانستیم جوامعی پر از فراغت داشته باشیم که، در آن، مدت‌زمان کار در هفته ۲۴ ساعت باشد. شاید حتی ۱۵ ساعت. اما، درعوض، بیشتر مردم جامعه محکوم به آن شده‌اند که بیشتر وقتشان را در محل کار بگذرانند و وظایفی را انجام دهند که حس می‌کنند هیچ تفاوتی در دنیا ایجاد نمی‌کند.
Juror #8
۷
مثلاً دربارهٔ پرستارها و کارگران شهرداری و مکانیک‌ها هرچه می‌خواهید بگویید، اما قطعاً اگر ناگهان آب بشوند بروند توی زمین، فوراً فاجعه رخ خواهد داد. دنیا بدون معلم یا کارگر اسکله خیلی زود به مشکل می‌خورد و حتی بدون نویسندگان علمی‌تخیلی یا نوازندگان اسکا هم آن لطف کنونی را ندارد. اما نمی‌توان فهمید دنیا چه ضرری می‌کند اگر تمام مدیرعاملان اجراییِ سرمایه‌گذاری خصوصی، لابیگرها، پژوهشگران روابط عمومی، بیم‌سنج‌ها، بازاریاب‌های تلفنی، ناظمان جلسات دادگاه یا مشاوران حقوقی ناپدید شوند (۱) (خیلی‌ها حدس می‌زنند که شاید حتی دنیا بهتر هم بشود). اما، به‌جز چند استثنای مشهور (همچون پزشکان)، این قاعده به‌طرز شگفت‌انگیزی صادق است.
ali73
۶
در اکثر صنایع، عرضه کاملاً از تقاضا پیشی گرفته، پس حالا خودِ تقاضا را تولید می‌کنند.
نارگیل
۶
داستایفسکی، در ایامی که در اردوگاه زندانیان سیبری دوران تبعیدش را می‌گذراند، نظریه‌ای داد مبنی بر اینکه بدترین شکنجهٔ قابل‌تصور این است که فردی را وادار کنند کاری مشخصاً بیهوده را تا بی‌نهایت انجام دهد. به گفتهٔ او، باآنکه مجازات محکومان «اعمال شاقه» بود، اما درعمل کارشان اتفاقاً چندان سخت هم نبود. کار اکثر کشاورزان از آن سخت‌تر بود. اما کشاورزان، دست‌کم تا حدی، برای خودشان کار می‌کردند. در اردوگاه‌های زندانیان، «سختی» کار در گروِ همین بود که هیچ‌چیز از آن عاید کارگر نمی‌شد:
Juror #8
۵
طبق استدلال معروف هری فرانکفورتِ فیلسوف (۲۰۰۵)، مزخرف‌گویی با دروغ‌گویی فرق دارد. تفاوتشان شبیه تفاوت میان قتل و قتل غیرعمد است. یکی فریب عمدی است و دیگری بی‌اعتنایی نسبت به حقیقت.
Juror #8
۳
در بعضی کارخانه‌های آمریکا بسیاری از کارکنان خط تولید نمی‌دانند شرکتشان چه می‌سازد؛ البته در چنین مواردی همیشه معلوم می‌شود مالکان شرکت عمداً افرادی استخدام کرده‌اند که انگلیسی بلد نباشند. بااین‌حال چنین کارکنانی معمولاً تصور می‌کنند که کارشان مفید است، فقط نمی‌دانند چطور.
Juror #8
۳
شاید سخت باشد که فکر کنیم هویت ما ریشه در عملمان دارد، چون وقتی غرق در کاری هستیم (به‌خصوص کاری که خوب بلدیم، از مسابقهٔ دو گرفته تا حل یک مسئلهٔ منطقی پیچیده)، معمولاً فراموش می‌کنیم که اصلاً وجود داریم.
نیلوفر
۳
انگیزه‌دهی زورکی به خودم باعث شد سیستم ایمنی بدنم از بین برود.
نیلوفر
۳
ارزش اجتماعی سنجهٔ عینی ندارد.
ali73
۲
سؤالات زیادی در اینجا به ذهن می‌رسد. مثلاً چه باید گفت دربارهٔ جامعه‌ای که ظاهراً تقاضای به‌شدت کمی برای شاعر-نوازنده‌های مستعد دارد، اما انگار تقاضایش برای متخصصان حقوقی شرکت‌های تجاری سیری‌ناپذیر است؟ (پاسخ: وقتی بخش اعظم ثروت در اختیار یک درصد از جمعیت باشد، آنچه «بازار» می‌نامیم درواقع بازتاب چیزی است که از نظر آن‌ها سودمند یا مهم است، نه کسی دیگر).
me
۲
کاری که با خود کرده‌ایم مشکل اساسی دارد؛ شده‌ایم تمدنی بر پایهٔ کار، آن‌هم نه «کار مولد»، بلکه کاری که فی‌نفسه هدف و معناست. به این باور رسیده‌ایم که آدم‌ها بی‌ارزش‌اند و لیاقت عشق و دلسوزی و کمک از سوی جامعه را ندارند مگر اینکه در شغلی که لذت چندانی از آن نمی‌برند بیشتر از حد دلخواهشان کار و تلاش کنند.
me
۲
چه به طراحی هوشمندانه اعتقاد داشته باشید و چه تکامل، انسان برای کار ساخته نشده، پس از نظر من عامل تمام این‌ها طمع است و قیمت گزاف مایحتاج نیز به آن دامن می‌زند.
نارگیل
۲
شغل‌های مزخرف معمولاً درآمد بالا و شرایط کاری فوق‌العاده‌ای دارند.
آرش
۲
«حس کارآمدی در بطن احساس بدوی خویشتن است، نه داراییِ یک خویشتنِ ازقبل‌تعریف‌شده. این احساس بدویِ کارآمدی همان چیزی است که در ادبیات روانکاوی به قادریت مطلق کودک مشهور است، حسی از کارآمدی که محدودیتش هنوز درک نشده است ... حس متقدم خویشتن ریشه در لذت تأثیرگذاری دارد که آن نیز به‌نوبهٔ خود با موفقیت در برابرسازی قصد و اثر مرتبط است».
Juror #8
۲
خط‌مشی مکزیک از قدیم‌الایام این بوده که بابت چنین اسباب‌بازی‌های گران‌قیمتی پول هدر ندهد، با این استدلال که به‌خاطر موقعیت جغرافیایی‌شان تنها کشورهایی که ممکن است با آن‌ها دچار خصومت شوند ایالات‌متحده و گواتمالا هستند. اگر به جنگ آمریکا بروند، فارغ از تسلیحاتشان شکست می‌خورند؛ اگر هم به جنگ گواتمالا بروند، با جت جنگی یا بدون آن پیروز می‌شوند. پس مکزیک فقط در حد کفایت برای سرکوب شورش‌های داخلی تسلیحات نگه می‌دارد.
Juror #8
۲
بهشت بورژوازی برپا خواهد شد و در آن همه برای استثمارگری آزادند، اما کسی نیست که استثمارش کنند. درکل، باید فرض کرد که شبیه همان شهری است که شنیده‌ام ساکنانش با شستن لباس‌های یکدیگر روزگار می‌گذرانند. ویلیام موریس، ۱۸۸۷
Juror #8
۲
خودِ رشتهٔ اقتصاد از فلسفهٔ اخلاق سر برآورد (آدام اسمیت استاد فلسفهٔ اخلاق بود) و فلسفهٔ اخلاق هم، به‌نوبهٔ خود، از شاخه‌های الهیات به شمار می‌آمد. خیلی از مفاهیم اقتصاد مستقیماً ریشه در انگاره‌های دینی دارند. درنتیجه، استدلال‌های مربوط به ارزش همیشه رنگ‌وبوی الهیاتی دارند.
Juror #8
۲
بعضی از مفاهیم الهیاتیِ مربوط به کار چنان مقبولیت عامی دارند که اصلاً نمی‌توان آن‌ها را به چالش کشید. آدم نمی‌تواند بگوید که افراد سخت‌کوش به‌خودی‌خود ستودنی نیستند (یعنی فارغ از اینکه در چه کاری سخت تلاش می‌کنند) یا افراد کارگُریز به‌هیچ‌وجه پَست نیستند، و بعد انتظار داشته باشد در مباحثات عمومی حرفش را جدی بگیرند.
Juror #8
۲
چون چیزی به نام ارزش اجتماعی، مجزا از ارزش بازاریِ صرف، وجود دارد و هنوز کسی روش مناسبی برای سنجیدنش کشف نکرده، دیدگاه خود فرد شاغل دقیق‌ترین شاخص وضعیت را در اختیارمان می‌گذارد.
Juror #8
۲
جامعه‌ای که عملاً به اکثریت جمعیت بانوانش می‌گوید اگر بین سن ۱۸ تا ۲۵ سال روی جعبه‌ای برقصند، ارزششان از هر مقطع دیگری از زندگی‌شان (فارغ از استعدادها و دستاوردها) بیشتر است مشکلاتی به‌شدت اساسی دارد.
Juror #8
۲
شاید مسئله این نباشد که رقصندگی برهنه شغلی مزخرف است، بلکه این موقعیت نشان می‌دهد که ما در جامعه‌ای مزخرف زندگی می‌کنیم.
Juror #8
۲
اگر ۳۷ تا ۴۰ درصد از شغل‌ها کاملاً بیهوده‌اند و دست‌کم ۵۰ درصد کاری که در شغل‌های اداریِ غیربیهوده انجام می‌شود نیز به همان اندازه بیهوده است، شاید بتوان نتیجه گرفت که دست‌کم نیمی از کل کار انجام‌شده در جامعه را می‌توان حذف کرد، بی‌آنکه هیچ تفاوت مهمی ایجاد شود.
Juror #8
۲
مردم واقعاً تصوری از ارزش اجتماعی کارشان دارند، اما وضع جامعهٔ ما طوری شده که نه‌تنها ارزش اجتماعی کار معمولاً نسبت معکوسی با ارزش اقتصادی‌اش دارد (هرچه بیشتر به دیگران سود برساند، درآمد کمتری به ارمغان می‌آورد)، بلکه خیلی از افراد این وضعیت را اخلاقاً پذیرفته‌اند و درست می‌دانند، یعنی واقعاً باور دارند اوضاع باید همین‌طور باشد. یعنی باید به رفتار بی‌فایده یا حتی مخرب پاداش دهیم و کسانی را که هر روز تلاش می‌کنند تا دنیا جای بهتری شود مجازات کنیم.
Juror #8
۲
کمتر چیزی ناراحت‌کننده‌تر از شادی تحمیلی است.
Juror #8
۲