
بریدههایی از کتاب نقاشی دلپذیر
۳٫۶
(۱۵)
اما واقعیت چیز دیگری است. اتاق سرد است و آتشی در کار نیست. حتی برای خودت هم لقمهنانی پیدا نمیشود، چه رسد به گربه. یک گلدان شمعدانی هم صد فرانک آب میخورد...
سُبیت
آن شب احساس کرد او نیز بخشی از آن جمعیت است، درست مثل دیگران. از این احساس به وجد آمد، چنانکه لباسهای فقیرانهاش نیز دیگر او را آزار نمیداد. با خود گفت: «این همان قاعدهای است که امروز صبح، پیش از آنکه چیزی بخورم، در فکرش بودم. تنها بهواسطهٔ شکم است که آدمی میتواند با دیگر انسانها احساس برابری کند.»
PaghiA
دوران بازار سیاه و هرج ومرج و فساد و انواع واقسام کوپن و خستگی و سرخوردگی، عصری که خوشبختانه آن را از سر گذراندهایم، اما هنوز چندان از ما دور نیست.
سُبیت
با خود گفت: «افسوس، شیرینتر از آن بود که واقعی باشد.»
کاربر ۵۹۷۶۳۸۱
آینده بیمعنا به نظر میآمد و هیچ نبود مگر پهنهٔ درد در زمانی پایانناپذیر.
Mostafa F
این حرف را درنهایت صداقت بر زبان میآورد، اما درعین حال با گفتن آن خودش را فریب میداد.
Mostafa F
زندگی دیگر ما را نمیخواهد. ما را گذاشته است دم در
fatemeh
کسانی که شکمشان پر است و روزی سه وعده غذا میخورند هیچوقت نمیتوانند راز این نقاشی را کشف کنند. یعنی باید گرسنه باشید، درست مثل امروز صبح من
Tamim Nazari
از میان امواج زندگی جاری در شهر میگذشتند، بیآنکه هیچ پیوندی با آن پیدا کنند. به همین سبب بود که این گردشها آرامشی به آنها نمیبخشید.
Tamim Nazari
روحیهاش را به کلی از دست داده و به قعر ورطهٔ یأس فرورفته بود. کار دیگر به جایی رسیده بود که از احساس بدبختی لذت میبرد
محمدامین حاجی زاده
آری، چنین آغاز شد این زندگی بهشتآسا، حیاتی که اکنون در نظرمان سخت طبیعی مینماید، آنقدر که کم وبیش وسوسه میشویم روزگار تلخ گذشته را به فراموشی بسپاریم
سُبیت
تنها بهواسطهٔ شکم است که آدمی میتواند با دیگر انسانها احساس برابری کند.
کاربر ۵۹۷۶۳۸۱
اما در آن تابلو هیچچیز برای خوردن پیدا نمیشد
محمدامین حاجی زاده
حجم
۷۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۷۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان