بیرون از خانه و در جلو درب ورودی اصلی قدمی به عقب برداشتم و چرخیدم و درب را بر روی زندگی گذشتهام بستم.
Fatm Sh
۴
درب را بر روی زندگی گذشتهام بستم.
هدیهٔ دریا
۲
در جلو درب ورودی اصلی قدمی به عقب برداشتم و چرخیدم و درب را بر روی زندگی گذشتهام بستم.
Shirin
۱
در حقیقت اگر جای من بودید، دلتان میخواست کارگر اسبابکشی فراموش کند که بیاید و یا مشاور املاک کمی پیش از جابجایی قرارداد را گم کند و یا شرکتهای آب و برق و گاز فراموش کنند که تغیرات لازم را ایجاد کنند. و دلتان میخواست که همسرتان ترکتان نمیکرد.
الهام حمیدی
۱
در جلو درب ورودی اصلی قدمی به عقب برداشتم و چرخیدم و درب را بر روی زندگی گذشتهام بستم.
Shirin
۰
در سرزمین
همهاش همین بود؟
fafa
۰
«من ماجراجویی را دوست دارم.»
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۰
پرسید: «کجاییم؟»
- در سرزمین ماجراجویی
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۰
پرسید: «کجاییم؟»
- در سرزمین ماجراجویی
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۰
پرسید: «کجاییم؟»
- در سرزمین ماجراجویی
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۰
چشمهایش درخشید و دوباره برای پیدا کردن چیزهای بیشتر شروع به دویدن کرد.