جملات زیبای کتاب خون آورد (گزارش جلسه) | طاقچه
تصویر جلد کتاب خون آورد (گزارش جلسه)

بریده‌هایی از کتاب خون آورد (گزارش جلسه)

امتیاز
۴.۴از ۳۶ رأی
۴٫۴
(۳۶)
همیشه شروع کار از بنده است و امداد از ناحیهٔ خدا؛ آنها به پا خاستند، ما هم قوّت قلب به آنها دادیم، دلهای آنها را محکم کردیم؛ آن چنان دلهای اینها را به جایی بستیم که دیگر تکان نخورَد، تزلزل و اضطراب به هیچ وجه پیدا نکند.
Negin rasuli
اندیشمندی انسانها در نظام جاهلی، به وسیلهٔ مستکبران، در زیر خاکها دفن شده؛ یا خاکهای اوهام جاهلی، تصوّرات غلط، پندارهای باطل، یا خاکهای فشار و زور و ارعاب و غلبه دادن سنّت‌های غلط. انبیا می‌آیند دفینه‌ها را می‌آورند بیرون؛ دفینهٔ اندیشمندی را در انسانها برمیشورانند؛ یعنی به انسان ارزشمندی میدهند. نه اینکه فقط به عنوان تعارف به او میگویند دارای ارزش هستی، نه، او را واقعاً دارای ارزش میکنند
Negin rasuli
[پیامبر] دربارهٔ امام حسن و امام حسین فرمود: «فَهُما اِمامانِ قَاما اَو قَعَدا»؛ [هر دو امامند، چه] به پا خیزند یا بنشینند؛
molkeiran
تا وقتی یک گروه مشغول جنگ و جهاد و مبارزه و مراحل ابتدائی و مقدّماتی هستند، گویا کمتر آسیب‌پذیر هستند تا وقتی که این نظام مستقر شده؛
ستاره
وقتی امام حسین میخواهد حرکت کند، نتیجهٔ این حرکت مثل همهٔ حرکتها یکی از [این] دو چیز است: یا پیروزیِ مستعجَل است یا شهادت، که این هم پیروزی دیگری است؛ چون شهادت بدون تردید همیشه ضامن پیروزی‌های بعدی است. در مورد خود امام حسین هم همین جور است؛ شهادت خود امام حسین هم پیروزی‌های ظاهری و سیاسی‌ای به بار آورده
molkeiran
متأسّفانه جهان‌بینی ما آن قدر کوچک است که تمام [ماجرای] عاشورا، از روز تاسوعا شروع میشود، بعدازظهر عاشورا هم تمام میشود. بعد دیگر [هیچ] خبری نیست در تاریخ تا روز چهلم، که باز اربعینی است و شله‌ای [پخش بشود] و بعد هم دیگر غائله تمام میشود تا سال دیگر؛ یعنی فقط یک روز و نیم! در صورتی که مسئلهٔ یک روز و نیم نیست، مسئلهٔ ابدیّتِ تاریخ است. در این همه وسعت!
ستاره
تا وقتی یک گروه مشغول جنگ و جهاد و مبارزه و مراحل ابتدائی و مقدّماتی هستند، گویا کمتر آسیب‌پذیر هستند تا وقتی که این نظام مستقر شده
Negin rasuli
-پیغمبر یک اندرز نداشت، هزارها اندرز داشت امّا یک اندرز داشت که مادر همهٔ اندرزهای دیگر بود و همهٔ اندرزهای دیگر از آن زاییده میشد- «أَنْ تَقُومُوا لِلهِ»؛ به پا خیزید ولی با انگیزهٔ الهی، با انگیزهٔ حق
ستاره
پایان فلسفهٔ تاریخ اسلام کجا است در دید شیعی؟ یعنی کِی تاریخ تمام میشود؟ این تاریخی که ما می‌شناسیم -نه حقیقت انسانی؛ این تاریخ دوقطبیِ تضادّی که بر اساس رابطهٔ ثار و انتقام‌گیری ثار بنا شده، شروع شده و تداوم دارد- کِی به انتها میرسد؟ باز با ثار؛ برای اینکه در آخرالزّمان، قیام جهانی، نجات بشری، تحقّق عدالت، صلح و برابری، همهٔ اینها هست امّا بزرگ‌ترین لقبِ آن نجات‌دهندهٔ آخرینِ انسان از این رابطهٔ ثار و ثارکِشی، که همهٔ تاریخ بشر را شکل میدهد، «منتقِم» است؛ انتقام چه چیزی را میگیرد؟ همه میگویند انتقام قاتلین سیّدالشّهدا؛ نه، انتقام ثاری که به گردن بنی‌هابیل است.
ستاره
از جملهٔ خصوصیّاتی که جامعهٔ جاهلی دارد این است که در جامعهٔ جاهلی چیزی به نام انسان، مفهومی به نام انسان، یک ارزش محسوب نمیشود؛ انسان در این جامعه مطرح نیست؛ انسانیّت، کرامت و ارزش ندارد. ممکن است انسانهایی در این جامعه باشند، ممکن است یک ارزشها و معیارهای انسانی در این جامعه وجود داشته باشد، امّا ماهیّت انسان و این مفهوم کلّی انسان که بر هر انسانی صدق میکند، در این جامعه یک چیز ارزشمند محسوب نمیشود
Ali.T
ثوره عبارت است از قیام افراد قبیلهٔ خدایی در هر نسل برای انتقام گرفتن از آن قبیلهٔ طاغوتی که از آنها یک خون به گردن دارد و یک خون طلب دارد. از اینجا است که کلمهٔ ثوره با خون پیوند پیدا میکند؛ کلمهٔ ثوره با تسلسل تاریخی پیوند پیدا میکند؛ کلمهٔ ثوره با مسئولیّت مستمرّ انسان در طول تاریخ پیوند پیدا میکند و عجیب است که از داخل این کلمهٔ ثار، تمام فلسفهٔ تاریخ اسلام، بخصوص در دید شیعی‌اش -که یک فلسفهٔ تاریخ کامل است- میشود استخراج بشود. برای اینکه اگر نگاه کنید، اساساً فلسفهٔ تاریخ بشر، فلسفهٔ تاریخ انسان در دید شیعی عبارت است از آدم تا آخرالزّمان؛ این طول فلسفهٔ تاریخی است که اسلام در دید شیعی عرضه میکند، تفسیر میکند، توجیه میکند.
ستاره
واضح‌ترین و بارزترین نمونهٔ وحشیگری و دِژَم‌خویی و ستیزه‌خوییِ انسانی را که در وجود خودش هست نمیبیند؛ و آن چیست؟ آن، ستم کردن به هر کسی و هر واحدی و هر موجودی از انسانها است غیر از طبقهٔ خودش؛ هیچ اشکالی در این نمیبیند.
صدیقه
بنابراین آیا فکر نمیکنید که در کلمهٔ ثوره -که مفهوم ثار هم از این ریشه است- [معنایی] بیش از آنچه در رِوِلِسیون یا کلمهٔ انقلاب که فقط زیر و رو شدن یک نظام اجتماعی را بیان میکند و دیگر هیچ محتوای دیگری ندارد خفته است؟ و در اینجا است که دیگر ثوره تنها یک شورش در یک برهه از زمان از طرف یک گروه در برابر یک نظام نیست، بلکه ثوره عبارت است از قیام افراد قبیلهٔ خدایی در هر نسل برای انتقام گرفتن از آن قبیلهٔ طاغوتی که از آنها یک خون به گردن دارد و یک خون طلب دارد. از اینجا است که کلمهٔ ثوره با خون پیوند پیدا میکند؛ کلمهٔ ثوره با تسلسل تاریخی پیوند پیدا میکند؛ کلمهٔ ثوره با مسئولیّت مستمرّ انسان در طول تاریخ پیوند پیدا میکند و عجیب است که از داخل این کلمهٔ ثار، تمام فلسفهٔ تاریخ اسلام، بخصوص در دید شیعی‌اش -که یک فلسفهٔ تاریخ کامل است- میشود استخراج بشود.
صدیقه
حتّی انسان منحط هم، انسان سطح پایین هم، انسان منحرف هم از این جهت که انسان است ارزشمند است، منتها ارزشمندیِ او ایجاب میکند که این گوهر را حفظ کنند، این نهال را به بالندگی و رشد برسانند. این در جامعهٔ توحیدی است.
Ali.T
آن کشتی‌ای که میرود غریقها را میگیرد کشتی نجات است
Ali.T
امّا پیروزیِ سختْ آسیب‌پذیر. تا وقتی یک گروه مشغول جنگ و جهاد و مبارزه و مراحل ابتدائی و مقدّماتی هستند، گویا کمتر آسیب‌پذیر هستند تا وقتی که این نظام مستقر شده؛ لذاست که پیغمبر با کمال دقّت و مراقبت از طرف پروردگار برای تداوم این نظام کوشش و فعّالیّت میکند.
علیرضا
انقلاب و ثوره، آن وقتی انقلاب به معنی واقعی است که از روح مردم سرچشمه بگیرد؛ یعنی ابتدا در روح جامعه این دگرگونی و زیر و رو شدن صورت بگیرد که آنچه در جامعه رخ میدهد تجلّی‌ای باشد از آنچه در روح جامعه رخ داده است؛ ظلّی باشد، انعکاسی باشد از آنچه در روح مردم است.
علیرضا
حسین قایق نجات است، سفینهٔ نجات است، کشتی نجات است که امّت مسلمانِ در حال غرقاب، در حال غرق‌شدگی، در حال غرق شدن را نجات میدهد. و تعبیرات دیگری هم از پیغمبر اکرم دربارهٔ امام حسین هست. بنابراین، یک قدم اصلی و لازم و اجتناب‌ناپذیر در سلسلهٔ تاریخیِ تداومِ اسلام، این نهضت امام حسین است.
کاربر ۳۲۹۷۲۰۶
در همهٔ دورانها، در اجتماعی که نبی در آن اجتماع با آن پیام ظهور میکند، این ویژگی وجود دارد؛ یعنی انسانها به دو گروه، به دو دسته و به تعبیر رایج، به دو طبقه تقسیم میشوند که یک طبقه، طبقهٔ مستکبرینند و طبقهٔ دیگر طبقهٔ مستضعفین؛
Ali.T
مستضعف همهٔ آن مردمی هستند که در هدایت این جریانِ خاصّ اجتماعیِ موجود، مستقیماً هیچ نقشی ندارند، اختیاری و زمامی به دست آنها نیست. بنابراین، مستضعف عبارت است از آن طبقه‌ای که در گردشِ زندگیِ اجتماعی و در جهت‌گیریِ خاصّ این جامعه و در شکل نظامی که حاکم بر زندگی مردم است، مستقلّاً، مستقیماً، از روی اراده، از روی شعور، هیچ گونه نقشی ندارند بلکه آلت فعلها و آلت دستها و ابزارها و مایه‌ها و زمینه‌ها و سرمایه‌هایند.
Ali.T
شهادت بدون تردید همیشه ضامن پیروزی‌های بعدی است.
Ali.T
«وَرَبَطْنَا عَلَیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا»؛ ببینید، میگوید همیشه شروع کار از بنده است و امداد از ناحیهٔ خدا؛ آنها به پا خاستند، ما هم قوّت قلب به آنها دادیم
Ali.T
گاهی ارزش اساطیر، از تاریخ ما خیلی بیشتر است، چون تاریخ ما را ساخته‌اند، جعل کرده‌اند، تحریف کرده‌اند، همه بلایی به سرش آورده‌اند، امّا اساطیر عبارت است از همهٔ آن حقایق و آرزوها و آن اصولی که انسانیّت به آن معتقد بوده ولی تحقّق پیدا نکرده و آنها را به صورت افسانه بیان کرده
Ali.T
[پیامبر] فرهنگ و سنّت رایج جامعه‌اش را که حتّی جاهلی بوده گرفته امّا در درون این تعبیر، در درون این سنّت، در درون این فکر و فرهنگ یک محتوای نوی علمی انقلابیِ انسانی ریخته و آن این است که ثار قبیله‌ای را تبدیل کرده به یک ثار ایدئولوژیک، یک ثار انسانی؛ همچنان که رابطهٔ اُخوّت بین قبایل را تبدیل کرد به اخوّت بین انسانهای هم‌فکر، به جای هم‌خون؛ همان طور که پیوند بین افراد یک قبیله را، ولایت قبیله‌ای را تبدیل کرد به یک ولایت سیاسی فکری انسانی؛ همان طور که بیعت یک فرد با رئیس قبیله در حج را تبدیل کرد به بیعت هر فرد با حجرالاسود به عنوان رمزی از دست راست خدا
Ali.T
از جملهٔ ویژگی‌های محیط جاهلی، نبودن برابری از لحاظ ارزشهای انسانی و حقوق انسانی است میان افراد انسان؛ که این نابرابری‌ای که وجود دارد و نبودن برابری، مستلزم ظلمها، استثمارها، اختلاف طبقاتی‌ها، ظلم‌کِشی‌ها، فسادها و ذلّتها از یک طرف، و از طرف دیگر اشرافیگری‌ها، تَرَفها، اسرافها و زیاده‌روی‌های در امور مالی است
ستاره
مستضعف عبارت است از آن طبقه‌ای که در گردشِ زندگیِ اجتماعی و در جهت‌گیریِ خاصّ این جامعه و در شکل نظامی که حاکم بر زندگی مردم است، مستقلّاً، مستقیماً، از روی اراده، از روی شعور، هیچ گونه نقشی ندارند بلکه آلت فعلها و آلت دستها و ابزارها و مایه‌ها و زمینه‌ها و سرمایه‌هایند.
ستاره
ک انقلاب فرهنگی-فکری‌ای که پیغمبر اسلام کرده -که یک جای دیگر یک اشاره‌ای کردم- این است که بسیاری [موارد] شده که [پیامبر] فرهنگ و سنّت رایج جامعه‌اش را که حتّی جاهلی بوده گرفته امّا در درون این تعبیر، در درون این سنّت، در درون این فکر و فرهنگ یک محتوای نوی علمی انقلابیِ انسانی ریخته و آن این است که ثار قبیله‌ای را تبدیل کرده به یک ثار ایدئولوژیک، یک ثار انسانی؛ همچنان که رابطهٔ اُخوّت بین قبایل را تبدیل کرد به اخوّت بین انسانهای هم‌فکر، به جای هم‌خون؛ همان طور که پیوند بین افراد یک قبیله را، ولایت قبیله‌ای را تبدیل کرد به یک ولایت سیاسی فکری انسانی؛ همان طور که بیعت یک فرد با رئیس قبیله در حج را تبدیل کرد به بیعت هر فرد با حجرالاسود به عنوان رمزی از دست راست خدا.
ستاره
فلسفهٔ تاریخ اسلامی از اوّل با خودآگاهی و مسئولیّت خودآگاهانهٔ انسان بنا شده، [ولی] آن فلسفهٔ جبرِ تاریخِ مارکسیستی بر اساس بازیِ جبریِ مادّیِ ابزارِ تولید، تحوّل پیدا میکند تا بالاخره جبراً به خودآگاهی انسان میرسد. یعنی در اینجا مسئولیّت تاریخی انسان و خودآگاهی انسان، معلول جبر مادّی، تولیدی، اقتصادی است، [ولی] در فلسفهٔ جبر و حتمیّتِ تاریخیِ اسلامی، اساسش بر روی خودآگاهی انسان است و خطاب به انسان خودآگاه است.
ستاره
فلسفهٔ تاریخ اسلامی از اوّل با خودآگاهی و مسئولیّت خودآگاهانهٔ انسان بنا شده، [ولی] آن فلسفهٔ جبرِ تاریخِ مارکسیستی بر اساس بازیِ جبریِ مادّیِ ابزارِ تولید، تحوّل پیدا میکند تا بالاخره جبراً به خودآگاهی انسان میرسد. یعنی در اینجا مسئولیّت تاریخی انسان و خودآگاهی انسان، معلول جبر مادّی، تولیدی، اقتصادی است، [ولی] در فلسفهٔ جبر و حتمیّتِ تاریخیِ اسلامی، اساسش بر روی خودآگاهی انسان است و خطاب به انسان خودآگاه است.
ستاره
طبقهٔ صدرنشین جامعه، صدرگزین جامعه و آن کسی که وقتی خودش را نگاه میکند و دیگر افراد جامعه را نگاه میکند، بین خود و آنها یک درّهٔ عمیقی و یک فاصلهٔ زیادی میبیند؛ به همین دلیل هم هست که این طبقه به خود حق میدهد که سرنوشت بقیّهٔ مردم را که اکثریّت هستند، در دست بگیرد؛
علیرضا

حجم

۴۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۴۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۲۱,۰۰۰
تومان