جملات زیبا از متن کتاب پستچی | طاقچه
تصویر جلد کتاب پستچیsubscriptionAvailable

کتاب پستچی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۳۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
چیستا یثربی
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهدی تقوی
۳۰
ماه اگر می‌خندید، شکل تو می‌شد!
Anita
۲۸
«قرار نیست به هرکس خوبی کنی پیش تو بماند یا برایت جبران کند. همین خوبی کردن، تو را خوشبخت می‌کند...»
حوریا
۲۴
«قرار نیست به هرکس خوبی کنی پیش تو بماند یا برایت جبران کند. همین خوبی کردن، تو را خوشبخت می‌کند...»
maryam mirzaei
۱۸
عشق اتفاقی است که دلت را بهاری می‌کند
Hanaw Amiri
۱۷
شما زن عاشق ندیدی نه؟ از هر سربازی خطرناک‌تره!»
Anita
۱۳
«گاهی عشق سریع‌تر از گلوله می‌کشدت.»
sahar irani
۱۲
عاشق شدن سخت است. عاشق ماندن، سخت‌تر. آدم شاید در یک لحظه عاشق شود، ولی یک عمر طول می‌کشد که عشقش را از یاد ببرد، به‌خصوص عشق اول را.
Anita
۱۱
من سعادتمند بودم که عاشق شدم.
مهدی تقوی
۹
«گاهی عشق سریع‌تر از گلوله می‌کشدت
نور
۸
مگر یک زن چقدر می‌تواند یا علی بگوید و هیچ‌کس جوابش را ندهد!
حوریا
۸
جنگ بدترین فکر بشر است چیستا... از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند باهم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند. میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند. آن‌ها در خانه‌های گرمشان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند..
Anita
۸
عشق به تنهایی کافی نیست.
Anita
۸
نمی‌خوام زن مردی بشم که یه عمر با فکر یه زن دیگه زندگی می‌کنه!
الف. میم
۷
«قرار نیست به هرکس خوبی کنی پیش تو بماند یا برایت جبران کند. همین خوبی کردن، تو را خوشبخت می‌کند...»
Zahra
۶
گر کسی برای کسی صبر کنه یعنی عشقش واقعیه، ولی اگر همه چیز رو با عجله بخواد به دست بیاره، یعنی هواوهوسه و زود می‌ره.»
Anita
۶
چقدر دلم برایش تنگ بود، فقط برای یک‌بار دیدنش
Anita
۶
با خودت آشتی کن با همهٔ دنیا بجنگ، اما با خودت نجنگ.
مهدی تقوی
۵
عاشق شدن سخت است. عاشق ماندن، سخت‌تر. آدم شاید در یک لحظه عاشق شود، ولی یک عمر طول می‌کشد که عشقش را از یاد ببرد، به‌خصوص عشق اول را
بادبادک‌باز
۵
تو با جسم یک مرد ازدواج نمی‌کنی، تو با فکر او ازدواج می‌کنی.
ema
۵
تو این کشور هرکی از خونهٔ مادرش فرار کنه، شعر می‌گه، هرکی از خونهٔ پدرش ناراضیه، داستان می‌نویسه.
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
۵
چیزی در سینه‌ام تیر کشید، درست وسط سینه‌ام. انگار گلوله خورده بودم. یاد یک جملهٔ قدیمی افتادم که یک‌جا خوانده بودم «گاهی عشق سریع‌تر از گلوله می‌کشدت.»
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
۵
مُهر خدا روی دل‌هایمان خورده است. همین کافی است
Anita
۵
حتی اگر قرار باشد بمیری، باید اول جنگیده باشی
Anita
۵
غم آدم را قوی می‌کند...
نور
۴
در آن روزگار هر شب می‌خوابیدی و بیدار می‌شدی چیزی را گم کرده بودی، آدمی را، عشقی را و خانه‌ای را
Fatima
۴
بر تفنگ چوبی کودکی‌ام درختی ریشه دوانده است نگفتی دلت، درخت است نگفتم دلم، خاک است با باد می‌رود در این خاک ریشه کن تا زور هیچ بادی به ما نرسد.
ema
۴
آدم همیشه همه‌چی رو نمی‌دونه، یکی پیدا می‌شه که بیشتر از آدم می‌دونه.
نگار
۴
از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند باهم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند. میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند. آن‌ها در خانه‌های گرمشان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند...
mah RoOo
۴
انگار گم کردن، رسممان شده بود. در آن روزگار هر شب می‌خوابیدی و بیدار می‌شدی چیزی را گم کرده بودی، آدمی را، عشقی را و خانه‌ای را.
mah RoOo
۴
«گاهی عشق سریع‌تر از گلوله می‌کشدت.»