جملات زیبا از متن کتاب کد رز | طاقچه
تصویر جلد کتاب کد رزsubscriptionAvailable

کتاب کد رز

داستان یک خیانت، یک راز و کدی که به هر قیمتی باید گشوده شود

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Aravir
۵
خدا لعنتش کند اگر به‌خاطر چنین زندگی‌ای احساس شرمندگی کرده باشد، اما خدا دوبرابر لعنتش کند اگر بخواهد به چنین شرایطی قناعت کند.
یك رهگذر
۴
وقتی آدم مجبور باشد به مرد زندگی‌اش دروغ بگوید چطور می‌تواند امیدوار باشد که آینده‌شان را باهم بسازند؟
یك رهگذر
۲
اگه من رو بخوای من کنارتم. فقط مطمئنم که من این‌قدر نابود شده‌م که تو دلیلی برای خواستن من نداری
یك رهگذر
۲
خواهش می‌کنم به من بگویید که قلب شکسته نمی‌تواند آدم را از پا دربیاورد. لطفاً به من بگویید که احساساتم من را به ورطهٔ نابودی نمی‌کشانند. درحال‌حاضر آرزو می‌کنم که ای‌کاش همین‌طور بود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
بهتر بود که در خانه و در کنار دوستانت بمباران شوی تا اینکه در هجرت و آوارگی بپوسی.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
شاید این جنگ یکی از اتفاقات تأثیرگذار پیشِ‌رو بود.
یك رهگذر
۱
بهتر بود که در خانه و در کنار دوستانت بمباران شوی تا اینکه در هجرت و آوارگی بپوسی.
یك رهگذر
۱
به‌نظر اوزلا مستند خبری خیلی خوش‌خیال و خوش‌بین بود که می‌گفت هیچ تلفاتی نداشته‌ایم. در تمام نبردهای پیروزمندانه بازهم کشته‌شدگانی وجود داشتند. پیروزشدن در جنگ هم بهایی داشت.
یك رهگذر
۱
به این نتیجه رسیده بود که مردم بیشتر از خودت به خواسته‌هایت احترام نمی‌گذارند.
یك رهگذر
۱
چقدر بد بود که در بحبوحهٔ جنگی که تمام دنیا را درگیر کرده بود و باعث می‌شد این‌همه آدم در بمباران و میدان‌های جنگ کشته شوند، هنوز بعضی از انسان‌ها از بیماری‌های عادی رنج می‌بردند. شاید تحت‌تأثیر مرگ یک نفر قرارگرفتن، آن‌هم وقتی‌که روزانه هزاران آدم جانشان را از دست می‌دهند خیلی ناخوشایند باشد.
یك رهگذر
۱
«نباید کسی رو به بازی بگیری. خیلی نفرت‌انگیزه که احساسات یک نفر رو به‌خاطر چیزی که نمی‌تونه داشته باشه به بازی بگیری.»
یك رهگذر
۱
مب به یاد آورد که جایی خوانده بود غم ارزشمند است و به‌نظرش چقدر این حرف مزخرف بود. غم و اندوه باعث ارزشمندی انسان نمی‌شد. باعث می‌شد آدم خودخواه و نفرت‌انگیز بشود.
یك رهگذر
۱
توی جنگ، بث، جون هر آدمی ارزش نجات‌دادن داره. هر زمان که بتونی باید این کار رو بکنی.
یك رهگذر
۱
تا چندوقت فکر می‌کردم هرگز نمی‌تونم مهر یه نفر دیگه رو توی قلبم جا بدم؛ ولی هیچ‌کس نمی‌تونه همچین کاری بکنه. اگه از زندگی ببُری روحت می‌میره.
پلوتون
۱
چون به این نتیجه رسیده بود که مردم بیشتر از خودت به خواسته‌هایت احترام نمی‌گذارند.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
جنگ به معنای تغییر بود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
وقتی دختری امنیت ملی را در هم می‌شکند تا خیال آدم را درمورد خانواده‌اش که در مسیر مستقیم حملهٔ دشمن قرار دارند آسوده کند، رسماً دیگر دوستت محسوب می‌شود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
«جنگ همیشه هست و رخ‌دادنش نباید آدم رو متعجب کنه.» «این‌بار جنگ چه فرقی برات داشت؟» «پیرتر شده‌م.»
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
«جنگ همیشه هست و رخ‌دادنش نباید آدم رو متعجب کنه.» «این‌بار جنگ چه فرقی برات داشت؟» «پیرتر شده‌م.»
helen
۰
مگر نه اینکه در زندگی بخش‌های کوچکی وجود دارند که بی‌اهمیت به‌نظر می‌رسند، اما قرار است تأثیر شگرفی در تاریخ بگذارند
helen
۰
صدایی محکم در پس ذهنش گفت: هرگز چیزی رو مجانی به کسی نبخش. همان صدایی که درست وقتی‌که جفری ایروینگ و دوستانش وسط جاده رهایش کرده بودند، کمکش کرده بود که سرپا بایستد. هرگز چیزی رو مجانی به کسی نبخش! حتی توی دقیقهٔ نود.
helen
۰
از این کتاب متنفرم. همه‌چیزش وارونه و برعکس و ترسناکه. آخه چرا باید همچین کتابی نوشته بشه؟ دنیای لعنتی خودمون همین‌جوری هم همه‌چیزش برعکسه
پلوتون
۰
خدا لعنتش کند اگر به‌خاطر چنین زندگی‌ای احساس شرمندگی کرده باشد، اما خدا دوبرابر لعنتش کند اگر بخواهد به چنین شرایطی قناعت کند.
پلوتون
۰
«مگر نه اینکه در زندگی بخش‌های کوچکی وجود دارند که بی‌اهمیت به‌نظر می‌رسند، اما قرار است تأثیر شگرفی در تاریخ بگذارند؟»