
AMiR
۲۲
دین باعث میشود اخلاق پایههای سست و متزلزلی پیدا کند.
AMiR
۱۶
حقیقت این است که مردمان در گروهها، جوامع و اجتماعات گوناگون میکوشند اندیشهای را به عنوان خدا پرورش دهند و این اندیشه را حاکم بر حیات جمعی خود کنند.
up
۱۲
آزادی فردی از دستاوردهای تمدن نیست. آزادی فردی پیش از وجود هر تمدنی وجود داشته و از هر زمان دیگری هم بیشتر بوده هرچند که در آن زمان چندان ارزشی نداشته زیرا که فرد در جایگاه دفاع از آن نبوده است. با توسعهی تمدن این مساله تحت محدودیت قرار میگیرد و اقتضای عدالت این است که هیچ کس نباید معاف از این محدودیت باشد.
امیر علی
۱۱
هیچ گاه به اندازهی زمانی که عاشق هستیم در برابر رنجها بیدفاع نیستیم
Sima.zr
۷
هیچ گاه به اندازهی زمانی که عاشق هستیم در برابر رنجها بیدفاع نیستیم.
Travis
۶
((آدمیهر چه پارساتر باشد، وجدانش سختگیرتر است، بنابراین افرادی که به بالاترین میزان پرهیزکاری دست یافتهاند در نهایت همان کسانی هستند که بیش از همه خود را گناهکار میدانند.))
zbabaxni
۵
به طور کل رنجها از سه جهت ما را تهدید میکنند. نخست، از سوی بدنمان که در نهایت فنا و نابودی برای آن مقرر شده است و از درد و اضطراب که از علائم هشداردهندهی سیستم بدنمان است راه گریزی نیست. دوم، از سوی جهان بیرونی که نیروهای تخریب گر، غیرقابل نفوذ و چیره شونده را در برابر ما رها کرده است. و در آخر، رنج ناشی از روابطمان با دیگران. براستی رنجی که از مورد آخر بر ما اعمال میشود بیش از دیگر موارد دردناک و آزاردهنده است و گرچه ما به آن به عنوان منشائی قابل حذف و نسبتاً غیرضروری مینگریم که احتمالاً نسبت به رنجهای نشأت گرفته از محلهای دیگر که آسیب رسان و اجتناب ناپذیرند کمتر مجبور به تحمل آن هستیم و بیشتر به تصمیم خودمان مربوط میشود.
Travis
۴
به طور کل رنجها از سه جهت ما را تهدید میکنند. نخست، از سوی بدنمان که در نهایت فنا و نابودی برای آن مقرر شده است و از درد و اضطراب که از علائم هشداردهندهی سیستم بدنمان است راه گریزی نیست. دوم، از سوی جهان بیرونی که نیروهای تخریب گر، غیرقابل نفوذ و چیره شونده را در برابر ما رها کرده است. و در آخر، رنج ناشی از روابطمان با دیگران.
.
۲
درد (و یا عدم حضور لذت)
Sima.zr
۲
دین باعث میشود اخلاق پایههای سست و متزلزلی پیدا کند. از نظر فروید، اگر اخلاق را بر بنیاد دین و دینداری قرار دهیم، به جهت این که دین همواره امری است مواجه شونده با شکاکیت و نیز امری است که در طی تاریخ تکامل بشری کمرنگ و بی رنگ میشود، اخلاق را هم کمرنگ و بی رنگ و متزلزل کرده ایم.
علیرضا ترکاشوند
۲
افراد از آنجائیکه قادر به تحمل ناکامیهایی که از سوی جامعه به منظور خدمت به آمالهای فرهنگی بر آنها تحمیل شده است نیستند، دچار اختلال روانی میشوند.
کاربر ۱۲۰۶۷۴۱
۲
انکار این مساله که مردم عموماً معیارهای نادرستی را در زندگی به کار میگیرند و متعاقبا تمام عمر خود را صرف دستیابی به قدرت، موفقیت و ثروت میکنند و علیالخصوص وجود این موارد را در دیگران میستایند، امری ناممکن است. آن هم درست در حالیکه آنچه را حقیقتاً جزو ارزشهای مسلم زندگی است نادیده میانگارند. البته در عین حال چنین قضاوتهای نادرستی فرد را در معرض خطر به فراموشی سپردن و بیتوجهی به تنوع غنی موجود در دنیای بشریت و زندگی معنوی قرار میدهد
farbodm2
۲
اگر ما لذتهای برخاسته از کار روحی و فکری را به طور مناسبی ارتقا دهیم دستاوردهای بیشتری را برایمان به ارمغان میآورد و دیگر قدرت آسیبرسانی سرنوشت ضعیف میشود.
Travis
۱
"آنکه صاحب علم و هنر است دیندار است، اما بگذارید آنکس که هیچ یک را ندارد حداقل دین را داشته باشد. "
Travis
۱
تمدن مجموع دستاوردها و نهادهایی است که زندگی انسانی را از زندگی حیوانی اجدادمان تمایز داده و در خدمت دو مقصود میباشد. یکی محافظت از نوع بشر در برابر طبیعت و دیگری تنظیم روابط متقابل آدمیان.
Travis
۱
دو دلیل برای ضرورت زندگی انسانها کنار یکدیگر وجود داشت. یکی اجبار در کار که از سوی خارج تحمیل میشد و دیگری نیروی عشق که مرد را از دوری از ابژه جنسیاش بیزار میکرد و زن را از جدایی از فرزندش (که بخشی از وجود زن است) متنفر میسازد. بنابراین عشق و ضرورت، اولیای تمدن بشری شدند.
Travis
۱
در حقیقت فرد زمانی سزاوار مورد عشق من واقع شدن است که در جنبهها و مسائل مورد اهمیتم آنچنان از خودم هم بهتر عمل کند که با دوست داشتن او در حقیقت خودم را هم دوست بدارم، یا زمانی که از خودم هم کاملتر باشد طوری که بتوانم تصویر ایدهآلی که از خودم میخواهم ببینم در او ببینم
Travis
۱
مکانیزم حیات جهان بر پایه گرسنگی و عشق است. گرسنگی نماینده آن دسته از سایقهایی است که برای بقا و حیات مخلوق منفرد الزامیاست. در حالیکه عشق به سوی ابژه میگراید و عملکرد عمدهی آن که طبیعت به هر نحوی از آن مراقبت میکند مربوط به بقا و حفظ گونه و نسل است.
mohsen
۱
نظر فروید تفکر انتقادی و تحلیلی خرد جمعی بشر که منجر به تمدنسازی و حرکت جوامع به سوی پیشرفت و تمدن آفرینی میشود، با ابزار دین عقیم خواهد شد و این مایه قدرت و توانایی بشر از کار خواهد افتاد و جای آن را اندیشههای دینی خواهد گرفت که به زعم او با پیشرفت و تمدنسازی تناسبی ندارد.
y
۱
هر نیرویی را که مردان صرف اهداف فرهنگی میکنند غالباً از نیرویی است که از جنس مخالف میگیرند.
farbodm2
۱
به نحوی هر یک از ما همچون یک بیمار پارانویایی عمل میکنیم و از آرزوهایمان به جهت تصحیح بعضی از مسیرهای غیرقابل تحمل جهان بهره میگیریم تا آن پندار را وارد بخشی از واقعیت کنیم. در موقعیتی که تعداد قابل توجهی از مردم به صورت هماهنگ سعی در تضمین سعادت خود و حفاظت از خود در برابر رنجها از طریق تغییر شکل آرزو و پندارهایشان به واقعیت دارند این مسأله حائز اهمیت است.
farbodm2
۱
آزادی فردی از دستاوردهای تمدن نیست. آزادی فردی پیش از وجود هر تمدنی وجود داشته و از هر زمان دیگری هم بیشتر بوده هرچند که در آن زمان چندان ارزشی نداشته زیرا که فرد در جایگاه دفاع از آن نبوده است. با توسعهی تمدن این مساله تحت محدودیت قرار میگیرد و اقتضای عدالت این است که هیچ کس نباید معاف از این محدودیت باشد.
Travis
۰
تماشای عظمت نجوم نه تنها الگویی برای آدمیان برای برقراری نظم در زندگی شخصی بوده است بلکه اولین سرنخ برای ایفای چگونگی آن است.
Travis
۰
به نظر میرسد تمدن را با هیچ مشخصهای بهتر از ارج نهادن و تهذیب فعالیتهای عالی روانی، دستاوردهای فکری، علمیو هنری و نقش هدایتگر فکر در اندیشهی زندگی، نمیتوان توصیف کرد.
Travis
۰
زمانیکه یک رابطهی عشقی در اوج خود بسر میبرد عشاق دیگر توجه و علاقهای به محیط اطرافشان ندارند آنها دیگر جفتی خودکفا هستند و حتی برای سعادتمند بودن به فرزند هم احتیاجی ندارند در هیچ موردی دیگری عشق آنچه را که در هستهی وجودیاش است که قصد آن یکی کردن دو نفر است به راحتی آشکار نمیکند.
Travis
۰
سرنوشتسازترین سؤال برای بشریت این است که آیا تکامل تمدن قادر است بر اختلالات ناشی از سایق پرخاشگری و خود نابودگری بر زندگی اجتماعی غلبه کند و اگر این گونه است تا چه حدی امکان پذیر است.
علیرضا ترکاشوند
۰
به نظر میرسد تمدن را با هیچ مشخصهای بهتر از ارج نهادن و تهذیب فعالیتهای عالی روانی، دستاوردهای فکری، علمیو هنری و نقش هدایتگر فکر در اندیشهی زندگی، نمیتوان توصیف کرد.
farbodm2
۰
به نظر نمیرسد که با هیچ وسیلهای بتواند نوع بشر را به تغییر ذات و طبیعتش و نیز تبدیل شدن به طبیعت موریانه وادار سازد. انسان همیشه از خواست خود از آزادی فردی در برابر خواست جمع دفاع میکند.
farbodm2
۰
والایش سایقها یکی از مشخصههای بخصوص تکامل تمدن است که این امکان را به وجود میآورد تا فعالیتهای عالی روانی، علمی، هنری، ایدئولژیک نقش مهمیرا در زندگی متمدن ایفا کند. شخصی ممکن است بگوید والایش، سرنوشتی است که تمدن بر سایقها تحمیل میکند. هرچند که بهتر است بیشتر به این مساله فکر کنیم.
