
بریدههایی از کتاب پرومته در زنجیر
۳٫۵
(۲۲)
من شومبختی خود را به مقام پَستِ تو
نمیفروشم. این را نیک بدان.
کاربر ۹۰۸۵۳۲۸
خطا کردم، میخواستم و پذیرفتم.
space
بهتر است یکباره بمیرم
تا آنکه هر روزی به سیاهروزی رنجی کشم.
space
ای هنر بیهمتای دستهای من، چه بسیار از تو بیزارم.
کاربر ۱۰۱۹۹۰۲۰
میدانم که عدالت اسیر هوسِ دلِ اوست.
space
از دلسوزی بیهوده چه حاصل؟
space
پرومته
من آدمیان را از اندیشهٔ مرگِ رسنده رهاندم.
سرآهنگ
این درد را چگونه دوا کردی؟
پرومته
امید ناپیدا را در جان آنان نهادم.
space
چه بهتر که از خوبیِ بسیار دیوانه بنماییم.
space
در آغاز، آنها مینگریستند اما بیهوده میدیدند.
و گوش داشتند اما نمیشنیدند.
چون اشباح رؤیا بودند و در سراسر زندگیِ درازشان
همهچیز آشفتهوار و نابسامان بود.
از خانههای گرم آجری و هنر درودگری هیچ نمیدانستند.
مانند مورچگان چابک و سبک، زیر زمین
در زوایای ژرف و تاریک غارها میزیستند.
space
هر یک از دوزخیان چنین میاندیشد که تنهاست و پس از سپریشدن سه روز و سه شب بانگ برمیآوَرَد: نُه هزار سال سپری شد و آنها مرا رها نخواهند ساخت.
AmirHossein
گناه سیاهبختی انسانی که نه بهدلخواه میآید و نه بهدلخواه میرود جز جهاندار بهگردن کیست؟
🍊پرتقال نیمه ترش🍊
و آدمی در جستوجوی عدالتی که در زمین نیافته همواره به آسمانِ دور رو کرده است.
آناهیتا تقیپور
در تنهایی زمان دیرپاست
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
آدمی تا تنهاست زبون است و آنگاه که دل او چون جویباری به دریای جماعت پیوست دیگر بذر طوفان است
rezai milad
باری، چگونگیِ رفتار همسرایان در این تراژدی همان است که بیشترِ مردمِ بینصیب از قدرت اجتماعی و بیخبر از چگونگی کارکرد جهان دارند در برابر دنیایی که رویاروی آنند: ترسان و مردد، نیکدل و آرزومندِ بهروزی و سرانجام در راهی خلافِ خواست خدایان.
rezai milad
انسان حتی در خود نیز نابسامان و مانند طبیعت در کون و فساد است. طبیعت انسان را میسازد و آدمی طبیعت را در هر زمان دگرگون میکند و باز میسازد و این طبیعتِ بازساخته، انسان دیگری میسازد.
کاربر ۱۰۱۹۹۰۲۰
گناه سیاهبختی انسانی که نه بهدلخواه میآید و نه بهدلخواه میرود جز جهاندار بهگردن کیست؟ «جهان را جهاندار دارد خراب.»
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
«ای بادها و آبها، زمین و آفتاب، بنگرید که عشق بر من چه آوَرْد و نیکی را چه پاداش است!»
paria
ضرورت بسی تواناتر از دانایی است.
space
جنگی است که جنگیدنْ بیحاصل
و همه نومیدی است.
space
گناه پرومته آن است که موهبت ایزدان ـآتشــــــ را ربود و نثار انسان کرد. مکافات این سرکشی شکنجهای جاودان است و رنجی دمادم هولناک. اما سختتر از دندانهای پولادین زنجیر، تنهایی است. برای کسیکه بهخاطر عشق به انسان از آسمانِ بلند به زمینِ پَست فرو افتاد چه رنجی دلآزارتر از آنکه در کرانهٔ جهان دور از انسانی که محبوب اوست، زمینگیر شود و “هرگز آوای آدمیزادی را نشنود؟” زئوس چندوچون کار خود را خوب میداند.
rezai milad
تنهایی همیشه برای آدمی دردی دوزخی است: «هر یک از دوزخیان چنین میاندیشد که تنهاست و پس از سپریشدن سه روز و سه شب بانگ برمیآوَرَد: نُه هزار سال سپری شد و آنها مرا رها نخواهند ساخت.»
rezai milad
اکنون سراسر زمین فریاد زاری برآورده است.
همگان به آوازهٔ بلند و بزرگوار
و بر بهروزی دیرین تو و برادرانت میگریند
همهٔ آدمیزادان که در سراها و خانههای
آسیای مقدس بهسر میبرند،
در این رنج جانفرسای چون تو زاریکنان و گریانند.
rezai milad
بهروزی سرنوشتْ از آنِ زورمندان نیست
و اندیشه سرچشمهٔ پیروزی و توانایی است.
rezai milad
اما رنجهایی از این دست
پاداش زبانهای خودسِتاست.
rezai milad
پس برای چه زنده بمانم؟ چرا بهناگاه خود را
از این صخرهٔ سخت بهسر فرو نمیافکنم
و بر زمین نمیافتم تا از تمامی این رنجها رها شوم؟
بهتر است یکباره بمیرم
تا آنکه هر روزی به سیاهروزی رنجی کشم.
rezai milad
گرچه دانش پرومته عاقبتبین است ولی عشق او عاقبتاندیش نیست. یکی بیناست و دیگری سرکش. و آشوبِ عشق از خطرهای آینده نمیهراسد. ضرورت وجود چنین عشقی خطرکردن است، رفتن است بیاندیشهٔ دلیری و هراس.
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
بهروزی سرنوشتْ از آنِ زورمندان نیست
و اندیشه سرچشمهٔ پیروزی و توانایی است.
naria
مادرم تِمیس یا گِئا ـیگانهای با نامهای چندگانه
بارها بهمن گفته بود که مشیت آینده چیست:
بهروزی سرنوشتْ از آنِ زورمندان نیست
و اندیشه سرچشمهٔ پیروزی و توانایی است.
☆mahsa
بیاعتمادی به دوستان
بیگمان بیماریِ جداییناپذیرِ خودکامگی است.
☆mahsa
حجم
۹۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
حجم
۹۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
قیمت:
۷۹,۰۰۰
تومان