جملات زیبای کتاب پرومته در زنجیر | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرومته در زنجیرsubscriptionAvailable

کتاب پرومته در زنجیر

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۲۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۹۰۸۵۳۲۸
۱۰
من شوم‌بختی خود را به مقام پَستِ تو نمی‌فروشم. این را نیک بدان.
Aborsa
۸
بهتر است یکباره بمیرم تا آن‌که هر روزی به سیاه‌روزی رنجی کشم.
Aborsa
۷
خطا کردم، می‌خواستم و پذیرفتم.
کاربر ۱۰۱۹۹۰۲۰
۵
ای هنر بی‌همتای دست‌های من، چه بسیار از تو بیزارم.
Aborsa
۴
می‌دانم که عدالت اسیر هوسِ دلِ اوست.
🍊پرتقال نیمه ترش🍊
۳
گناه سیاه‌بختی انسانی که نه به‌دلخواه می‌آید و نه به‌دلخواه می‌رود جز جهاندار به‌گردن کیست؟
Aborsa
۲
از دلسوزی بیهوده چه حاصل؟
Aborsa
۲
پرومته من آدمیان را از اندیشهٔ مرگِ رسنده رهاندم. سرآهنگ این درد را چگونه دوا کردی؟ پرومته امید ناپیدا را در جان آنان نهادم.
Aborsa
۲
چه بهتر که از خوبیِ بسیار دیوانه بنماییم.
Aborsa
۲
در آغاز، آن‌ها می‌نگریستند اما بیهوده می‌دیدند. و گوش داشتند اما نمی‌شنیدند. چون اشباح رؤیا بودند و در سراسر زندگیِ درازشان همه‌چیز آشفته‌وار و نابسامان بود. از خانه‌های گرم آجری و هنر درودگری هیچ نمی‌دانستند. مانند مورچگان چابک و سبک، زیر زمین در زوایای ژرف و تاریک غارها می‌زیستند.
AmirHossein
۲
هر یک از دوزخیان چنین می‌اندیشد که تنهاست و پس از سپری‌شدن سه روز و سه شب بانگ برمی‌آوَرَد: نُه هزار سال سپری شد و آن‌ها مرا رها نخواهند ساخت.
آناهیتا تقی‌پور
۲
و آدمی در جست‌وجوی عدالتی که در زمین نیافته همواره به آسمانِ دور رو کرده است.
Mahboob
۲
اما اگر جهان و جهانیان نیز چگونگی کار وی را درنیابند و خاموش بمانند در پرومته آتش عشقی است که خاموش نمی‌ماند. او دوستدار انسان و جهانی است که مأوای اوست. و این عشقْ هستیِ او را فرا گرفته و با او یگانه شده است. همهٔ جهانِ بیرونْ در زندگی درونی اوست و در چنین سعادتی نمی‌توان کسی را تنها گذاشت زیرا نمی‌توان او را از خویشتنِ وی جدا کرد.
Mahboob
۲
و آدمی تا تنهاست زبون است و آن‌گاه که دل او چون جویباری به دریای جماعت پیوست دیگر بذر طوفان است.
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
۱
در تنهایی زمان دیرپاست
rezai milad
۱
گناه پرومته آن است که موهبت ایزدان ـ‌آتش‌ــــــ را ربود و نثار انسان کرد. مکافات این سرکشی شکنجه‌ای جاودان است و رنجی دمادم هولناک. اما سخت‌تر از دندان‌های پولادین زنجیر، تنهایی است. برای کسی‌که به‌خاطر عشق به انسان از آسمانِ بلند به زمینِ پَست فرو افتاد چه رنجی دل‌آزارتر از آن‌که در کرانهٔ جهان دور از انسانی که محبوب اوست، زمین‌گیر شود و “هرگز آوای آدمی‌زادی را نشنود؟” زئوس چندوچون کار خود را خوب می‌داند.
rezai milad
۱
آدمی تا تنهاست زبون است و آن‌گاه که دل او چون جویباری به دریای جماعت پیوست دیگر بذر طوفان است
rezai milad
۱
باری، چگونگیِ رفتار همسرایان در این تراژدی همان است که بیش‌ترِ مردمِ بی‌نصیب از قدرت اجتماعی و بی‌خبر از چگونگی کارکرد جهان دارند در برابر دنیایی که رویاروی آنند: ترسان و مردد، نیکدل و آرزومندِ بهروزی و سرانجام در راهی خلافِ خواست خدایان.
کاربر ۱۰۱۹۹۰۲۰
۱
انسان حتی در خود نیز نابسامان و مانند طبیعت در کون و فساد است. طبیعت انسان را می‌سازد و آدمی طبیعت را در هر زمان دگرگون می‌کند و باز می‌سازد و این طبیعتِ بازساخته، انسان دیگری می‌سازد.
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
۱
گناه سیاه‌بختی انسانی که نه به‌دلخواه می‌آید و نه به‌دلخواه می‌رود جز جهاندار به‌گردن کیست؟ «جهان را جهاندار دارد خراب.»
paria
۱
«ای بادها و آب‌ها، زمین و آفتاب، بنگرید که عشق بر من چه آوَرْد و نیکی را چه پاداش است!»
Benji
۱
در رنجی که دشمنی از دشمنان خویش می‌کشد جای ننگ نیست.
Mahboob
۱
بی‌اعتمادی به دوستان بی‌گمان بیماریِ جدایی‌ناپذیرِ خودکامگی است.
Neg
۱
اما سخت‌تر از دندان‌های پولادین زنجیر، تنهایی است.
Aborsa
۰
ضرورت بسی تواناتر از دانایی است.
Aborsa
۰
جنگی است که جنگیدنْ بی‌حاصل و همه نومیدی است.
rezai milad
۰
تنهایی همیشه برای آدمی دردی دوزخی است: «هر یک از دوزخیان چنین می‌اندیشد که تنهاست و پس از سپری‌شدن سه روز و سه شب بانگ برمی‌آوَرَد: نُه هزار سال سپری شد و آن‌ها مرا رها نخواهند ساخت.»
rezai milad
۰
اکنون سراسر زمین فریاد زاری برآورده است. همگان به آوازهٔ بلند و بزرگوار و بر بهروزی دیرین تو و برادرانت می‌گریند همهٔ آدمی‌زادان که در سراها و خانه‌های آسیای مقدس به‌سر می‌برند، در این رنج جان‌فرسای چون تو زاری‌کنان و گریانند.
rezai milad
۰
بهروزی سرنوشتْ از آنِ زورمندان نیست و اندیشه سرچشمهٔ پیروزی و توانایی است.
rezai milad
۰
اما رنج‌هایی از این دست پاداش زبان‌های خودسِتاست.