
کتاب صدای پنهان ذهن
چرا صداهای درون سر ما مهماند و چگونه افسارشان را به دست بگیریم
انتشارات:
انتشارات هورمزد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Raheleh Rezaei
۵
ما خودمان را از همان فاصله و با همان روشنبینیای نمیبینیم که دیگران را میبینیم.
Raheleh Rezaei
۲
کمککردن بدون این که دریافتکننده از آن آگاه باشد، پدیدهای که به آن «حمایتِ نادیدنی» میگویند، فرمول حمایت از دیگران بود در حالی که باعث نشویم احساس بدی پیدا کنند چون امکاناتِ لازم را ندارند که تنهایی گلیمشان را از آب بیرون بکشند.
حدیث بانو
۱
رد سفر ذهنی در زمان شوید. راه دیگر برای فاصلهگرفتن و وسعتبخشیدن به زاویهدیدتان این است که فکر کنید یک ماه یا یک سال یا حتی بیشتر بعد از امروز چه احساسی خواهید داشت. به خودتان یادآوری کنید که در آینده برمیگردید و به هر اتفاقی که الان ناراحتتان کرده نگاه میکنید و بسیار کمتر از الان ناراحتکننده به نظر خواهد آمد. انجامِ این کار بر گذرابودنِ شرایط احساسیِ فعلیتان تأکید میکند.
Raheleh Rezaei
۱
ما یکسوم تا یکدوم عمرِ بیداریمان را در حال زندگی نمیکنیم.
درست همان قدر طبیعی که نفس میکشیم، از اینجا و اکنون «جدا میشویم»؛ مغزمان ما را به رویدادهای گذشته و داستانهای تخیلی و دیگر افکارِ عمیقِ درونی میبَرد. این گرایش آنقدر بنیادی است که اسم هم دارد: «حالتِ پیشفرض» ما.
Raheleh Rezaei
۱
درمیانگذاشتنِ مکرر صدای درونی منفیمان با دیگران یکی از تناقضهای بزرگِ وِروِرهجادو و زندگی اجتماعی را پدید میآورد: ما افکاری که در ذهنمان هستند را برای شنوندگانِ همدلی که میشناسیم به زبان میآوریم چون دنبال حمایت آنها هستیم، اما انجام بیشازحد این کار، در نهایت کسانی را از ما دور میکند که بیشترین نیاز را به آنها داریم
Raheleh Rezaei
۱
تماس فیزیکیِ مهربانانهٔ کسانی که میشناسیم و به آنها اعتماد داریم، واکنش بیولوژیک ناشی از تهدید را در ما کاهش میدهد، توانایی ما برای کنارآمدن با استرس را بهبود میبخشد، رضایت از روابط را بالا میبرد و احساس تنهایی را کم میکند. مدار پاداش مغز را هم فعال میکند و باعث آزادشدنِ مواد شیمیاییِ عصبیای مثل اکسیتوسین و اندورفین میشود.
فرزانه رضایی
۱
اما درمیانگذاشتنِ مکرر صدای درونی منفیمان با دیگران یکی از تناقضهای بزرگِ وِروِرهجادو و زندگی اجتماعی را پدید میآورد: ما افکاری که در ذهنمان هستند را برای شنوندگانِ همدلی که میشناسیم به زبان میآوریم چون دنبال حمایت آنها هستیم، اما انجام بیشازحد این کار، در نهایت کسانی را از ما دور میکند که بیشترین نیاز را به آنها داریم.
Ehsan Hosseinizadeh
۱
واژههای ذهن، از گذشته تندیس میسازند و در نتیجه روایتی برای ما پدید میآورند که تا رسیدن به آینده دنبالش کنیم. با رفت و برگشت بین خاطرات مختلف، تکگوییهای درونیمان روایتی متشکل از اعصاب را از خاطرات به هم میبافند. این روایت، گذشته را به درزِ سازهٔ هویتمان در مغز میدوزد.
حدیث بانو
۰
ما به آن دردِ دورهایِ گفتوگوهای درونیمان نیاز داریم. چالش این نیست که کلاً از شرایط منفی دوری کنید؛ این است که نگذارید شیرهٔ وجودتان را تا ته بکشد.
Raheleh Rezaei
۰
کسانی که بیشازحد خشمشان را تخلیهٔ میکنند و نادانسته اطرافیانشان را از خودشان گریزان میکنند، توانایی کمتری در حل مشکلات دارند. همین موضوع، پرکردنِ شکافی که در رابطهشان به وجود آمده را برایشان سختتر میکند و دور باطلی به وجود میآورد که ممکن است نتیجهای سمّی داشته باشد: تنهایی و انزوا.
Raheleh Rezaei
۰
دو ویژگی رسانههای اجتماعی هست که نگرانکنندهاند وقتی انگیزهٔ شدیدی را در نظر بگیرید که ما برای پخشِ جریانهای فکریمان داریم: همدلی و زمان.
Raheleh Rezaei
۰
در محیط آنلاین، ژستهای ظریفِ بدن، تغییراتِ نامحسوسِ حالتها و لحنها، و آهنگِ آواها که پاسخهای همدلانه را در زندگی روزانه آشکار میکنند، غایباند. در نتیجه، مغز ما از اطلاعاتی محروم است که در خدمتِ کارکرد اجتماعی حیاتیای است: جلوگیری از ستمگری و رفتار ضداجتماعی.
Raheleh Rezaei
۰
به لطف دستگاههای هوشمندمان. رسانههای اجتماعی ما را قادر میسازند که بلافاصله بعد از پاسخ احساسیای منفی، با دیگران ارتباط بگیریم، قبل از این که زمان برایمان فرصتی را فراهم کند تا دربارهٔ احساسی که داریم یا کاری که قصد داریم انجامش دهیم دوباره فکر کنیم. به لطف قدرت اتصال در قرن بیستویک، درست در اوج شعلهوریِ درونی، درست وقتی صدای درونیمان میخواهد بلندگو دست بگیرد و عربدهکشی کند، میتواند.
پست میکنیم. توییت میکنیم. کامنت میگذاریم.
Raheleh Rezaei
۰
شبیه وقتی که بیشازحد برای مدت طولانی و بهدفعات دربارهٔ مشکلاتتان با دیگران صحبت میکنید، پستهای بیشازاندازه احساسیتان دیگران را عصبانی و از شما گریزان میکند. این پستها هنجارهای ناگفته را نقض میکنند و کاربران آرزو میکنند کسانی که زیادازحد همهچیز را به اشتراک میگذارند، در میان دوستانِ دنیای واقعیشان به دنبال حمایت بگردند
Raheleh Rezaei
۰
رسانههای اجتماعی این امکان را نیز به ما میدهند که خودمان به آنچه میخواهیم دیگران باور کنند دارد در زندگی ما اتفاق میافتد شکل بدهیم و انتخابهایمان دربارهٔ این که چه چیزی را پست کنیم میتواند آتش وِروِرهجادوی دیگران را برافروزد.
Raheleh Rezaei
۰
پستکردنِ صحنههای پرزرقوبرق زندگیهایمان شاید باعث شود که ما احساس بهتری داشته باشیم، اما دقیقاً همین کار میتواند باعث شود که کاربرانی که پست ما را میبینند احساس بدتری پیدا کنند. علتش این است که همزمان که ما انگیزه میگیریم خودمان را به شکلی مثبت به دیگران ارائه دهیم، تحریک هم میشویم که خودمان را با دیگران مقایسه کنیم. و شبکههای اجتماعی، سختافزار مقایسهٔ اجتماعی درون مغزمان را روی دنده پنج میگذارند.
Raheleh Rezaei
۰
پژوهشها نشان میدهند که همان مدار مغزیای که وقتی فعال میشود که به کسی جذب میشویم یا مادههایی خواستنی را مصرف میکنیم (هر چیزی از کوکائین گرفته تا شکلات)، وقتی اطلاعاتی دربارهٔ خودمان را با دیگران به اشتراک میگذاریم هم فعال میشود. در نمونهای فوقالعاده جالب، یک پژوهش از عصبشناسانِ هاروارد که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد نشان داد که افراد ترجیح میدهند اطلاعاتی دربارهٔ خودشان را با دیگران به اشتراک بگذارند تا این که پول بگیرند. به بیانی دیگر، سرمستی اجتماعی شبیه سرمستیِ عصبی است، ضربهای لذتبخش برای گیرندههای دوپامین ما.
Raheleh Rezaei
۰
میتوانیم فقط با فکرکردن، استرس فیزیولوژیکِ مزمنی بیافرینیم. و وقتی صدای درونیمان به این استرس دامن میزند، میتواند سلامتیمان را نابود کند.
Raheleh Rezaei
۰
نداشتنِ شبکهٔ حمایت اجتماعیِ قدرتمند به همان اندازه از ریسکفاکتورهای مرگ است که کشیدنِ بیش از پانزده نخ سیگار در روز؛ بهعلاوه، از مصرف افراطی الکل، ورزشنکردن، چاقی یا زندگی در شهری با آلودگی بالا، خطرناکتر است.
Raheleh Rezaei
۰
فقط چون نوع خاصی از ژنها را دارید دلیل نمیشود که آن ژنها واقعاً بر شما تأثیر بگذارند. چیزی که تعیین میکند ما که هستیم این است که آیا آن ژنها روشن شدهاند یا خاموش.
Raheleh Rezaei
۰
فاصلهگرفتنِ زمانی به افراد کمک میکند نهتنها عوامل استرسزای بزرگی مثل ازدستدادن یکی از عزیزان را مدیریت کنند بلکه عواملی کوچکتر اما هنوز حیاتی مثل نزدیکشدن به مهلت مقرر انجام پروژههای کاری را نیز تحت کنترل بیاورند. و بهتر از همه این که این تکنیک فقط باعث نمیشود که احساس بهتری پیدا کنید؛ حتی با سرزنش کمتر و بخشش بیشتر، در روابط و مشاجرهها موفقتر عمل خواهید کرد و زندگی عاشقانهٔ شما نیز بهبود مییابد.
Raheleh Rezaei
۰
فقط همین که از مردم بخواهیم برای پانزده تا بیست دقیقه دربارهٔ ناراحتکنندهترین تجربیات منفیشان بنویسند -که اگر دوست داشتند روایتی خلق کنند از این که چه اتفاقی افتاد- باعث میشود احساس بهتری پیدا کنند، کمتر به پزشک مراجعه کنند و عملکرد سیستم ایمنی بدنشان سالمتر باشد. با تمرکز روی تجربیاتمان از زاویهدید راویای که باید داستان خلق کند، ثبت خاطرات روزانه بین ما و تجربیاتمان فاصله میآفریند. احساس میکنیم که کمتر به آن تجربیات گره خوردهایم.
Raheleh Rezaei
۰
پژوهشها نشان میدهند که باخودحرفزنی فاصلهگرفته باعث میشود مردم شرایط پراسترس را با اصطلاحاتی چالشمحورتر سبکسنگین کنند که آنها را قادر میسازد توصیههای انگیزهبخشِ «تو میتونی انجامش بدی» به خودشان بدهند بهجای این که در ذهنشان از آن شرایط فاجعه بسازند.
Raheleh Rezaei
۰
تأثیرگذارترین تبادلات کلامی آنهایی هستند که نیازهای اجتماعی و نیازهای شناختیِ فرد طالبِ حمایت را ادغام میکنند. یعنی همسخن به نحو ایدئالی به احساسات و اندیشههای فرد اعتنا بکند، اما بعد به او کمک کند تا دورنمای شرایط را ببیند.
Raheleh Rezaei
۰
توصیهدادن بدون درنظرگرفتنِ نیازهای شخص میتواند حس خودکارآمدیِ شخص را تضعیف کند؛ یعنی باوری حیاتی را که ما تواناییِ مدیریت چالشها را داریم. به بیانی دیگر، وقتی آگاهیم که دیگران دارند کمکمان میکنند اما ما کمکشان را نخواستهایم، این کمک را به این معنا تفسیر میکنیم که حتماً به نوعی عاجز یا بیعرضه بودهایم؛ احساسی که شاید صدای درونمان دیوانهاش باشد. تاریخچهٔ طولودراز پژوهشهای بیشمار روانشناسی دربارهٔ خودکارآمدی نشان داده است که وقتی این حس به مخاطره میافتد، نهتنها به عزت نفس بلکه به سلامتی و تصمیمگیری و روابطمان هم آسیب میزند.
Raheleh Rezaei
۰
محیط ما در شکلدهی به این که چه فکری بکنیم، چه احساسی داشته باشیم و چه کاری انجام دهیم چه نقش محوریای ایفا میکند و نیز چقدر مهم است که محیط اطرافمان را فعالانه به نفعِ خودمان تحت کنترل درآوریم.
Raheleh Rezaei
۰
شما نباید بخواهید زندگیای داشته باشید بدونِ صدای درونیای که گاهی ناراحتتان میکند. مثل این میماند که با کشتیای دل به دریا بزنید که سکان ندارد.
Ehsan Hosseinizadeh
۰
وقتی کالج درس میخواندم، یک فرمول ساده یاد گرفتم: ژنها + محیط = ما که هستیم. کلاس پشت کلاس، استادانم میگفتند که وقتی نوبت به شکلدهی به زندگی بشر رسید، تأثیرات ژنها و محیط با هم ترکیب نشدند. تربیت در یک جعبه بود و طبیعت در جعبهای دیگر. برای مدتی طولانی این خِردی سنتی و متعارف بود؛ تا این که ناگهان دیگر نبود. در کمالِ شگفتیِ دانشمندان، پژوهشهای جدید حاکی از آناند که این معادله دیگر نمیتواند حقیقت داشته باشد. فقط چون نوع خاصی از ژنها را دارید دلیل نمیشود که آن ژنها واقعاً بر شما تأثیر بگذارند. چیزی که تعیین میکند ما که هستیم این است که آیا آن ژنها روشن شدهاند یا خاموش.
Ehsan Hosseinizadeh
۰
یک راه برای فکرکردن دربارهٔ این موضوع این است که تصور کنید دیاِناِیتان شبیه پیانویی است که در اعماق سلولهایتان جای گرفته است. کلیدهای روی پیانو ژنهای شما هستند که میتوانند به انواع روشها نواخته شوند. برخی از کلیدها هیچوقت فشرده نمیشوند. به بعضی کلیدها هم بیشتر وقتها و در ترکیبی بدون تغییر، ضربه وارد میشود. بخشی از چیزی که من را از شما متمایز میکند و شما را از هر کس دیگری در دنیا، این است که چگونه این کلیدها فشرده میشوند. این بیانِ ژن است. این تکنوازی ژنتیکی درون سلولهای شماست که در شکلدهی به این که بدن و ذهنتان چطور کار کنند، نقش بازی میکند.
Ehsan Hosseinizadeh
۰
معلوم شده است که صدای درونیمان دوست دارد با کلیدهای پیانوی ژنتیک ما بازیبازی کند. طوری که ما با خودمان صحبت میکنیم میتواند بر این که کدام کلیدها نواخته شوند تأثیر بگذارد. استیو کول، استاد دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه کالیفرنیا لسآنجلس، عمر حرفهایاش را سر پژوهش دربارهٔ این موضوع گذاشته است که چگونه طبیعت و تربیت در سلولهای ما به هم برخورد میکنند. طی چندین پژوهش، او و همکارانش کشف کردند که تجربهٔ تهدید دائمی که وِروِرهجادو آتش آن را برمیافروزد بر این که ژنهای ما چگونه بیان شوند، تأثیر دارد.