جملات زیبای کتاب ژاک لاکان | طاقچه
تصویر جلد کتاب ژاک لاکان

بریده‌هایی از کتاب ژاک لاکان

به نظر او، ما در وهله اول سوژه‌هایی آگاه نیستیم که به جهان بنگریم، بلکه «موجوداتی هستیم که همواره از پیشْ در معرضِ دیدیم»
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
«من» تنها از یک نقطه می‌بینم اما از همه نقاط در معرض دید هستم
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
به گفته او، اگر واژه «صندلی» یا «درخت» را به زبان بیاوریم، بی‌درنگ تصورات درخت‌ها یا صندلی‌ها را در ذهن مجسم می‌کنیم، اما این تصاویر در واقع به هیچ درخت یا صندلی خاصی در جهان مادی اشاره ندارند. در عوض، ما همه در حال فکر کردن در باره درخت‌ها یا صندلی‌های مختلف هستیم. آنچه واژه «درخت» به آن ارجاع می‌دهد، یک «چیز» ــ درختی واقعی ــ نیست بلکه مفهومی از یک درخت است.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
ساختار زبان است که از طریق سوژه سخن می‌گوید، نه برعکس. لاکان این قضیه را در جمله مشهورش خلاصه می‌کند: سوژه آن چیزی است که از طریق یک دال به دال دیگر بازنموده می‌شود.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
اختگی از نظر لاکان فرایندی است که به موجب آن پسران می‌پذیرند که تنها با پذیرش این‌که هرگز نمی‌توانند «در واقعیت» فالوس را داشته باشند می‌توانند به‌طرزی نمادین فالوس «داشته باشند»
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
همان‌طور که اسلاوی ژیژک توضیح می‌دهد، از منظر لاکانی، تنها چیزی که فرد می‌تواند به آن یقین پیدا کند این است که وجود ندارد.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
لاکان لحظه دقیق ظاهر شدن سوژه را تعیین نمی‌کند، زیرا سوژه هرگز به معنای دقیق کلمه ظاهر نمی‌شود. سوژه در روانکاوی لاکانی ثبات و استمرار ندارد.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
ایدئولوژی به غایت ناخودآگاه است، چراکه به محض این‌که آن را به مثابه امری ایدئولوژیک تشخیص می‌دهیم از اثر می‌افتد
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
«من» تنها از یک نقطه می‌بینم اما از همه نقاط در معرض دید هستم
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
چشمی که ابژه را می‌نگرد در جانب سوژه است، اما نگاه خیره در جانب ابژه است. هنگامی که به ابژه نگاه می‌کنم، ابژه همواره از پیش به من خیره شده است، از جایی که نمی‌توانم آن را ببینم
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
فانتزی «ناحیه ممتازی است که در آن واقعیت اجتماعی و ناخودآگاه درگیر تجسمی هستند که با هردوی آن‌ها تافته می‌شود»
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
فانتزی میزانسن میل است
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
اما، همان‌طور که اسلاوی ژیژک توضیح می‌دهد، از منظر لاکانی، تنها چیزی که فرد می‌تواند به آن یقین پیدا کند این است که وجود ندارد.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
از نظر لاکان، دو لحظه بیگانه‌شدگی وجود دارد: اول، از طریق مرحله آینه‌ای و شکل‌گیری اگو و دوم، از طریق زبان و ساخته شدن سوژه.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
اما تصویر در عین حال بیگانه‌کننده است، زیرا با «خود» خلط می‌شود. در واقع، تصویر سرانجام جای «خود» را می‌گیرد. بنابراین، احساس «خود» ی یکپارچه به بهای دیگری بودنِ این خود، یعنی تصویر آینه‌ای‌مان، تمام می‌شود.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
سینما نگاه خیره‌ای اساسامردانه ایجاد می‌کند و زن همواره موضوع این نگاه خیره است
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲
هنگامی که زبان را به کار می‌بریم، این کار را در زمینه‌ای از واژگان، نحو، گرامر و قراردادها انجام می‌دهیم. وقتی که سخن می‌گوییم یا چیزی می‌نویسیم از هیچ کدام از اجزای مذکور آگاه نیستیم اما آن‌ها حضور دارند؛ آن‌ها تعیین می‌کنند که چه می‌توانیم و چه نمی‌توانیم بگوییم. اگر از این قواعد تخطی کنیم، سخنمان بی‌معنی می‌شود.
کاربر ۹۱۴۴۹۷۲

حجم

۲۰۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

حجم

۲۰۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان