
بریدههایی از کتاب مغلطه
۲٫۴
(۷)
درد و رنج کسی باعث نمیشود که او در زمینهای خاص صاحبنظر شود.
Masi
باور نکردن هیچچیز درست به اندازه باور کردن همهچیز احمقانه است.
Masi
مردم زمانی مدعی ایمان میشوند که نمیتوانند از عقایدشان دفاع کنند.
هیچکس نمیگوید من به سایز کفشم یا جنسیت مادرم یا وزن اتمهای طلا ایمان دارم. زمانی که کسی میگوید به چیزی ایمان دارد خودتان میدانید قضیه از چه قرار است.
Masi
از سوی دیگر هیتلر عکس اینشتین است. اگر عقیده کسی را به هیتلر یا کلاً به نازیها نسبت بدهید، باید با آن عقیده وداع کنید.
جمله «هیتلر هم همینطور فکر میکرد!» فقط در صورتی میتواند ایدهای را با موفقیت رد کند که همه افکار هیتلر غلط بوده باشند، که روشن است اینطور نبوده است. حتی بدترینها هم اعتقادات درست بسیاری دارند.
Masi
ما در جامعهای تغییرپذیر زندگی میکنیم. نیازی نیست خودتان را برای همیشه به نوعی طرز فکر خاص محدود کنید
Masi
آیا طرفدار عدالتید؟ شرط میبندم پاسختان مثبت است.
آیا فکر میکنید عادلانه است دولت کسانی را که درآمد بیشتری دارند وادار کند بخشی از درآمدشان را به کسانی بدهند که درآمد کمتری دارند؟ فکر نمیکنم اینطور باشد. بسیاری معتقدند توزیع مجدد درآمد لازمه جامعهای عدالتگستر است، و برخی دیگر آن را دزدی محض میدانند.
Masi
بحث تلویحی کسی که این دو را با هم اشتباه گرفته است به شکل زیر درمیآید:
۱. اگر کسی استحقاق عقیده داشتن داشته باشد، پس میتواند با شواهد لازم از خودش دفاع کند (این دقیقا مفهوم حق عقیده داشتن است).
۲. من حق دارم هر عقیدهای داشته باشم. (همانطور که همه در یک جامعه دموکراتیک حق دارند!)
۳. از این رو شواهدی برای دفاع از عقیده من وجود دارد.
این نمونه زیبایی است از مغلطه دوپهلوگویی: یعنی لغزیدن بین معانی متفاوت یک کلمه در بحثی که تنها در صورتی موجه است که این کلمه در تمام مدت به یک معنی استفاده شود
Masi
بسیاری از افراد احساس میکنند عقایدشان کمی تا قسمتی مقدس است و دیگران باید با احتیاط و دقتکامل با آنها برخورد کنند. آنها وقتی با استدلالهای مخالف روبهرو میشوند، لحظهای درنگ نمیکنند و نمیاندیشند که شاید آنها اشتباه کرده باشند. اینگونه است که به تریج قبایشان برمیخورد.
Masi
وقتی کسی مدعی حقی میشود اولین سؤال این است که این حق چه تکالیفی را برای دیگران ایجاد میکند؛ این حقِ شما را تعریف میکند.
و همچنین محک خوبی است برای روشن کردن این موضوع که آیا چنین حقی باید وجود داشته باشد یا نه. چون روشن میسازد که کسی این تکالیف ضمنی را بر گرده خود احساس نمیکند و ادعای تحمیل این تکالیف هم مضحک به نظر خواهد رسید.
Masi
کسانی که فکر میکنند نظرهای عجیب و مورد علاقهشان ــ در مورد موضوعاتی مانند تناسخ، خروج روح از بدن یا هر چیز دیگری ـ بسترهای فکری مشترکی با فیزیک کوانتوم دارند باید در این زمینه بیشتر مطالعه کنند. این تجربه توهمات آنها را خواهد زدود.
رستا
اگر در طول بحثی احساس کردید که بیشتر متهم به بیعاطفگی میشوید تا برخطا بودن، بدانید که با یک متحجر محترم سر و کار دارید.
رستا
تا زمانی که ندانید چگونه استدلال به خطا میرود، مشکل را درنمییابید.
Masi
ما اغلب درباره خوب یا بد بودن غذاها با هم بحث میکنیم، بهخصوص این بحث را با والدینمان در دوران کودکی داشتهایم. کلمدکمهای به نظر من وحشتناک بود، و مادرم اصرار داشت که خوشمزه است. هیچیک از ما نمیتوانستیم معیار خوشمزه یا بدمزه بودن را در مورد کلمدکمهای توضیح بدهیم. آیا خوشمزگی کلمدکمهای به عقیده ارتباطی دارد؟
Masi
و به این وسیله ابتداییترین قانون منطق یا بهاصطلاح «عدم تناقض» نقض میشود.
بلکه مسئله فقط این است که من این غذا را دوست ندارم و مادرم آن را دوست دارد؛ و همه داستان همین است. چیزی به نام خوشمزگی کلمدکمهای وجود ندارد.
Masi
اختلاف تنها زمانی ایجاد میشود که ما در مقابل آن واکنش نشان میدهیم: مادرم میگوید خوشمزه است و من میگویم وحشتناک است.
Masi
از خودتان سؤال کنید که آیا منبع اقتداری که پیشنهادی را ارائه کرده است، در این زمینه کارشناس است یا نه. اگر اینطور نیست باید به جای اینکه فقط به گفتههای او اکتفا کنید موضوع را باز کنید. عقیده او بهتنهایی شاهدی بر صحت گفتههای او نیست.
همچنین مراقب «سرایت نظرهای کارشناسی» هم باشید. این زمانی رخ میدهد که کسی را که قطعا در زمینهای صاحبنظر است، به عنوان منبعی موثق در زمینهای کاملاً متفاوت با تخصصش به شما معرفی میکنند.
Masi
تعصبتان حالا که جامه رمز و راز بر تن کرده است، بزرگ و باشکوه به نظر میرسد. آنقدر بزرگ که هیچکس بو نمیبرد کوچکترین شاهد و گواهی در دفاع از آن ندارید.
Masi
ردای سادهای بپوشید و حولهای دور سرتان بپیچید؛ هیچکس از کسی با چنین ظاهری تقاضای ارائه شهود نمیکند. پوشیدن کفش راحتی، ریش گذاشتن و صحبت کردن با لحنی خاص هم میتواند کمکتان کند دست بالا را پیدا کنید.
Masi
ولی کسانی که وحدت تثلیث را قبول دارند با نکته آخر مخالفاند. آنها انکار میکنند که عیسی همان روحالقدس است.
Masi
دو مسئله «سه با یک برابر نیست» و «تثلیث وحدت است» همچنان محال باقی میمانند. اگر به این دو اعتقاد داشته باشید در واقع خودتان را به تناقض افکندهاید. بیشک یکی از این دو باور اشتباه است، و از آنجا که به طور قطع میدانیم سه با یک برابر نیست، میدانیم باور خطا کدام است.
Masi
هر وقت از شما سؤال کردند که چطور ممکن است عقیدهتان حقیقت داشته باشد در حالی که با هر چیزی که میدانیم مغایر است و هیچ شاهدی هم برای آن وجود ندارد، فقط پاسخ دهید این جزو اسرار است. وحدت دوگانگی، دوگانگی چهارگانگی، تثلیث دوگانگی: همه اینها گزینههای شایستهای برای پذیرش به دلیل رازآمیز بودن هستند، و هر چیزی غیر از پذیرش، محال یا احمقانه است.
Masi
وقتی کذب بودن چیزی را بهوضوح میبینید، دیگر هیچ رمز و رازی در مورد آن وجود ندارد. این ایده که خورشید عصرها طلوع و صبحها غروب میکند مرموز نیست، بلکه کذب محض است. همه میتوانند آنرا بفهمند. و هر کسی حتی با کمترین تحصیلات هم میتواند بفهمد که اصل وحدت تثلیث کذب است. تنها باید بدانید که سه هرگز با یک برابر نیست؛ یا اگر پدرِ جان پادشاه است، جان نمیتواند همزمان پادشاه باشد.
Masi
افراد باایمان زمانی که تحت فشار قرار میگیرند اغلب مدعی میشوند که داشتن ایمان ضرورت دارد چون انسان از به دست آوردن شناخت در این زمینه عاجز است. این نوع جمله بهشدت خودحقیربینی را میرساند: خدای من، تو بزرگی و من حقیرم، و از این قبیل حرفها.
Masi
هر طور دوست دارید شروع کنید: با کذبی عجیب و بدیهی: «علم دیگر حاکی از حقایق مطلق نیست.» این یکی چطور است: «سرعت حرکت نور بیشتر از صداست.» این یک کشف علمی است، و حقیقت دارد. اضافه کردن کلمه مطلق هم به کلمه حقیقت بیمعنی است، چون حقیقت همیشه مطلق است. برخلاف کچلها که برخی از آنها ممکن است کچلتر از بقیه باشند، حقایق نمیتوانند از لحاظ میزان حقیقت با هم متفاوت باشند. یک جمله یا حقیقت مطلق است یا اصلاً حقیقت ندارد.
Masi
این که بدیهی است
برخی مطالب تنها زمانی بیان میشوند که صحت نداشته باشند. تابلو مشهور «رستوران قدیمی و اصیل انگلیسی» یکی از آنهاست. رستورانهای اصیل قدیمی انگلیسی چنین تابلویی ندارند. «نیازی به گفتن نیست» تقریبا در هر شرایطی به یک اندازه بد است. آنچه بدیهی است نیاز به گفتن ندارد. اگر احساس میکنید باید گفته شود پس احتمالاً بدیهی نیست.
Masi
همچنین وقتی کسی به شما میگوید نظرش بدیهی یا واضح است باید به او شک کنید. اگر بدیهی است پس چرا احساس میکند باید بگوید که بدیهی است؟ فقط گفتن آن کافی است. بدیهی بودن آن، کار خود را انجام میدهد. و اگر واقعا بدیهی نیست، پس ادعای او در مورد بدیهی بودن آن احتمالاً به این معناست که میخواهد این واقعیت را که شواهدی در مورد آن ندارد پنهان کند
Masi
انسانها تنها زمانی سعی میکنند بحث را با پیش کشیدن مسائل اخلاقی سرکوب کنند که نتوانند از عقیده خود دفاع کنند یا علاقهای به دانستن حقیقت نداشته باشند. کسانی که مسائل مذهبی، سیاسی و جنسی را جدی میگیرند، منع عمومی بحث در این زمینهها را رعایت نمیکنند. و وقتی نادرست بودن نظرشان برای خودشان ثابت میشود، به آنها برنمیخورد.
Masi
اگر در طول بحثی احساس کردید که بیشتر متهم به بیعاطفگی میشوید تا برخطا بودن، بدانید که با یک متحجر محترم سر و کار دارید.
در این صورت فقط فردی شرور و فریبکار میتواند دست او را رو کند.
Masi
امروزه دیگر گردش زمین به دور خورشید هیجانی در کسی ایجاد نمیکند. ولی این نگرش ملالآور جدید ساختار منظومه شمسی را تغییر نمیدهد. اکثر داستانهای تخیلی نیز متحیرکنندهاند و لذت خواندن آنها تمامی ندارد، اما این چیزی از تخیلی بودن آنها کم نمیکند.
Masi
شاید لجوجانهترین پاسخ به جمله «حوصلهات را ندارم» جمله «هرچه میخواهی بگو» باشد. این پاسخ لجوجانه است چون در مخالفت با کسی گفته میشود که عقایدش ذرهای تغییر نمیکند.
Masi
حجم
۱۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۷۵ صفحه
حجم
۱۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۷۵ صفحه
قیمت:
۱۱۲,۵۰۰
تومان