
٪۴۰
کتاب بنفش مایل به لیمویی
پدیدآورندگان:
یاسمن خلیلی فردانتشارات:
گروه انتشاراتی ققنوس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Hana
۸
غمانگیز است. با کسی تنها شدهام که میشناسمش و به صدها دلیل نمیتوانم با او حرف بزنم. چه کسی گفته زمان همهچیز را حل میکند؟ گاهی هم آدمها را از یکدیگر دور میکند، بینشان فاصله میاندازد و نمک میشود بر زخمهای کهنه.
Hana
۵
گفت: «پشیمانم» گفتم: «میبخشم، اما فراموش نمیکنم.» فراموش نکردم. حالا اما خستهام. دلم میخواهد همینجا در خیابان شانزلیزه روی پله یکی از همین مغازههای باکلاس بنشینم و گریه کنم، اما حتی بغض هم ندارم. مضطربم. همهچیز این زندگی در آستانه فروپاشی است؛ هم من میدانم و هم نادر میداند. فقط به روی خودمان نمیآوریم.
نارسیس
۴
پنهانکاری مثل دروغی است که بیسرانجام مانده باشد و من از چیزهای بیسرانجام به اضطراب میافتم.
نارسیس
۴
آدمهایی شیفته تاریخاند که چیزهایی را در گذشته جا گذاشتهاند.
Hana
۳
بعضیها شاید خود درد نباشند اما مثل جای زخمی قدیمیاند که همیشه با تو میمانند و یادت میاندازند روزگاری بابتش درد بسیاری را تحمل کردهای. آدم زمانی متوجه عمق دردش میشود که آن را پشت سر گذاشته باشد. آن وقت است که با دیدن جای آن زخم دردش را به یاد میآوری.
bamdad74
۳
آدم چقدر میتواند منتظر و امیدوار بماند؟ چقدر میشود به امید آمدن روزهای خوب نشست؟ مگر عمر نوح داریم؟
bamdad74
۳
گاهی دانستن همهچیز را خرابتر از قبل میکند.
bamdad74
۳
نگاه جنسیتی به آدمها عقبموندهترین نوع نگاهیه که میشه به ذات بشری داشت
کاربر 22058089
۳
انگار اشکال از من بود که مثل زنهای دیگر نبودم.
نارسیس
۲
زخمی که با گذر زمان خوب نشود، رفتهرفته عمیقتر میشود.
Hana
۲
دلم برای خودم میسوزد. از این دلبستگیهای اشتباه حالم به هم میخورد. همه عمر به آدمهای اشتباه چسبیدم. آنهایی را خواستهام که من را نادیده گرفتهاند و آنهایی را که من را دیدهاند نخواستهام. به قول بابا، آدم باید عزتنفس داشته باشد؛ چیزی که هیچوقت نداشتهامش! لااقل جلو آدمهایی که دلبستهشان بودهام نداشتهام.
کاربر 22058089
۲
بیشتر وقتها، آخرینها سختتریناند
کاربر 22058089
۲
چشمهایم را میبندم. با چشمهای بسته بهتر میبینم انگار.
کاربر 22058089
۲
همانجا بود که متوجه این اصل دردناک شدم که مردان بااعتمادبهنفس دختران جوان را بیشتر جذب خود میکنند.
کاربر 22058089
۲
انگار دست وپای شب را محکم بسته بودند تا نرود، تمام نشود و آنقدر کش بیاید که سیاهیاش همه زندگیمان را تیره و تار کند.
کاربر 22058089
۲
در زندگی معمولا با گذر سن توجه به مسائل مالی بیشتر و از اهمیت مسائل عاطفی کاسته میشود.
کاربر 22058089
۲
بعضیها شاید خود درد نباشند اما مثل جای زخمی قدیمیاند که همیشه با تو میمانند و یادت میاندازند روزگاری بابتش درد بسیاری را تحمل کردهای. آدم زمانی متوجه عمق دردش میشود که آن را پشت سر گذاشته باشد. آن وقت است که با دیدن جای آن زخم دردش را به یاد میآوری. موعظ رامینفر همان جای زخم کهنه است.
کاربر 22058089
۲
من سانسورچی ماهری شدهام. هرچه را در زندگی شاید ذرهای برایت دردآور باشد قیچی کردهام.
کاربر 22058089
۲
این گذشته وامانده را مدام زیرورو میکنم و نمیدانم از جانش چه میخواهم من؟!
Hana
۱
مگر خودم لذت بردن از زندگی را بلدم؟ مگر تا به حال چیزی عمیقاً خوشحالم کرده؟ مگر نه اینکه همیشه فقط ادای آدمهای خوشحال را درآوردهام بیآنکه شادی را واقعاً احساس کرده باشم؟
Hana
۱
مگر چیزی نفرتانگیزتر از این داریم که بخواهی فریاد بزنی اما صدا در گلویت قفل شود؟
Hana
۱
این قانون معیوب زندگی است؛ همهچیزش جابهجاست. همهچیز خیلی دیر آنطوری میشود که باید باشد.
Hana
۱
هیچچیز زندگی را نمیشود از قبل تعیین کرد. زندگی ریاضی نیست. همهچیز به آن شکلی که انتظارش را نداری اتفاق میافتد؛ اصلا زندگی همین است.
Hana
۱
همه مشکل از سقف است، سقف لعنتی! آدمها قبل از اینکه بروند زیر یک سقف با هم خوشاند. تا وقتی زیر یک سقف هستند نمیتوانند همدیگر را تحمل کنند. بعد که سقف کنار میرود بدون اینکه کسی یادشان بدهد دوباره با هم مهربان میشوند. عیب و ایرادهای همدیگر را یادشان میرود. برای هم محترم میشوند.
Hana
۱
زندگی آدم تا یک مقطعی خوب است اما خوشیها ماندنی نیستند؛ درست وقتی انتظارش را نداری طوفانی از راه میرسد و همهچیز را ویران میکند.
Hana
۱
گریهای که قرار نیست بعدش حالم بهتر شود. گریهای از جنس یک خداحافظی طولانی.
bamdad74
۱
«همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست میداشته بیگانه مییابد.»
bamdad74
۱
آدمهایی شیفته تاریخاند که چیزهایی را در گذشته جا گذاشتهاند.
bamdad74
۱
آدمها بعد از سن معینی دیگر عوض نمیشوند، فقط هرچه اخلاق مزخرف دارند یکجا بروز میدهند.
bamdad74
۱
بود. آدم فرق خنده و محبت و صمیمیت از ته قلب را با احساسات غیرواقعی متوجه میشود.
