
بریدههایی از کتاب بنفش مایل به لیمویی
۴٫۰
(۲۲)
غمانگیز است. با کسی تنها شدهام که میشناسمش و به صدها دلیل نمیتوانم با او حرف بزنم. چه کسی گفته زمان همهچیز را حل میکند؟ گاهی هم آدمها را از یکدیگر دور میکند، بینشان فاصله میاندازد و نمک میشود بر زخمهای کهنه.
Hana
گفت: «پشیمانم» گفتم: «میبخشم، اما فراموش نمیکنم.» فراموش نکردم. حالا اما خستهام. دلم میخواهد همینجا در خیابان شانزلیزه روی پله یکی از همین مغازههای باکلاس بنشینم و گریه کنم، اما حتی بغض هم ندارم. مضطربم. همهچیز این زندگی در آستانه فروپاشی است؛ هم من میدانم و هم نادر میداند. فقط به روی خودمان نمیآوریم.
Hana
پنهانکاری مثل دروغی است که بیسرانجام مانده باشد و من از چیزهای بیسرانجام به اضطراب میافتم.
نارسیس
آدمهایی شیفته تاریخاند که چیزهایی را در گذشته جا گذاشتهاند.
نارسیس
بعضیها شاید خود درد نباشند اما مثل جای زخمی قدیمیاند که همیشه با تو میمانند و یادت میاندازند روزگاری بابتش درد بسیاری را تحمل کردهای. آدم زمانی متوجه عمق دردش میشود که آن را پشت سر گذاشته باشد. آن وقت است که با دیدن جای آن زخم دردش را به یاد میآوری.
Hana
آدم چقدر میتواند منتظر و امیدوار بماند؟ چقدر میشود به امید آمدن روزهای خوب نشست؟ مگر عمر نوح داریم؟
bamdad74
گاهی دانستن همهچیز را خرابتر از قبل میکند.
bamdad74
نگاه جنسیتی به آدمها عقبموندهترین نوع نگاهیه که میشه به ذات بشری داشت
bamdad74
انگار اشکال از من بود که مثل زنهای دیگر نبودم.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
زخمی که با گذر زمان خوب نشود، رفتهرفته عمیقتر میشود.
نارسیس
دلم برای خودم میسوزد. از این دلبستگیهای اشتباه حالم به هم میخورد. همه عمر به آدمهای اشتباه چسبیدم. آنهایی را خواستهام که من را نادیده گرفتهاند و آنهایی را که من را دیدهاند نخواستهام. به قول بابا، آدم باید عزتنفس داشته باشد؛ چیزی که هیچوقت نداشتهامش! لااقل جلو آدمهایی که دلبستهشان بودهام نداشتهام.
Hana
بیشتر وقتها، آخرینها سختتریناند
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
چشمهایم را میبندم. با چشمهای بسته بهتر میبینم انگار.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
همانجا بود که متوجه این اصل دردناک شدم که مردان بااعتمادبهنفس دختران جوان را بیشتر جذب خود میکنند.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
انگار دست وپای شب را محکم بسته بودند تا نرود، تمام نشود و آنقدر کش بیاید که سیاهیاش همه زندگیمان را تیره و تار کند.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
در زندگی معمولا با گذر سن توجه به مسائل مالی بیشتر و از اهمیت مسائل عاطفی کاسته میشود.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
بعضیها شاید خود درد نباشند اما مثل جای زخمی قدیمیاند که همیشه با تو میمانند و یادت میاندازند روزگاری بابتش درد بسیاری را تحمل کردهای. آدم زمانی متوجه عمق دردش میشود که آن را پشت سر گذاشته باشد. آن وقت است که با دیدن جای آن زخم دردش را به یاد میآوری. موعظ رامینفر همان جای زخم کهنه است.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
من سانسورچی ماهری شدهام. هرچه را در زندگی شاید ذرهای برایت دردآور باشد قیچی کردهام.
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
این گذشته وامانده را مدام زیرورو میکنم و نمیدانم از جانش چه میخواهم من؟!
کاربر ۱۰۱۰۸۴۵۳
مگر خودم لذت بردن از زندگی را بلدم؟ مگر تا به حال چیزی عمیقاً خوشحالم کرده؟ مگر نه اینکه همیشه فقط ادای آدمهای خوشحال را درآوردهام بیآنکه شادی را واقعاً احساس کرده باشم؟
Hana
مگر چیزی نفرتانگیزتر از این داریم که بخواهی فریاد بزنی اما صدا در گلویت قفل شود؟
Hana
این قانون معیوب زندگی است؛ همهچیزش جابهجاست. همهچیز خیلی دیر آنطوری میشود که باید باشد.
Hana
هیچچیز زندگی را نمیشود از قبل تعیین کرد. زندگی ریاضی نیست. همهچیز به آن شکلی که انتظارش را نداری اتفاق میافتد؛ اصلا زندگی همین است.
Hana
همه مشکل از سقف است، سقف لعنتی! آدمها قبل از اینکه بروند زیر یک سقف با هم خوشاند. تا وقتی زیر یک سقف هستند نمیتوانند همدیگر را تحمل کنند. بعد که سقف کنار میرود بدون اینکه کسی یادشان بدهد دوباره با هم مهربان میشوند. عیب و ایرادهای همدیگر را یادشان میرود. برای هم محترم میشوند.
Hana
زندگی آدم تا یک مقطعی خوب است اما خوشیها ماندنی نیستند؛ درست وقتی انتظارش را نداری طوفانی از راه میرسد و همهچیز را ویران میکند.
Hana
گریهای که قرار نیست بعدش حالم بهتر شود. گریهای از جنس یک خداحافظی طولانی.
Hana
«همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست میداشته بیگانه مییابد.»
bamdad74
آدمهایی شیفته تاریخاند که چیزهایی را در گذشته جا گذاشتهاند.
bamdad74
آدمها بعد از سن معینی دیگر عوض نمیشوند، فقط هرچه اخلاق مزخرف دارند یکجا بروز میدهند.
bamdad74
بود. آدم فرق خنده و محبت و صمیمیت از ته قلب را با احساسات غیرواقعی متوجه میشود.
bamdad74
حجم
۳۲۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۵۱ صفحه
حجم
۳۲۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۵۱ صفحه
قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان