یک دم از بهر خدا با دل پرغم، برو ای قاصد فرخندهقدم، از من پُردردوالم، جانب آن یار ستمکار، بگو با دل خونبار، که ای عهدشکن، غنچهدهن، سیمبدن، سرو چمن، گفته فلانی به تو ای قبلهٔ من، دیدهترم، دربهدرم، خونجگرم، جانبهسرم من، تو دمی در برِ من آی که کاری دارم.
Ali.frzn