
بریدههایی از کتاب سوگ سیاوش
۳٫۸
(۷۰)
و دلکندن از ایران کاریست نه چندان آسان. سخت است که از هر جانبی بنبستی باشد و انسان انسانیت خود را پاس دارد.
Half-blood Princess
گذشتن از خون ریخته گناهی است که پروردگار نمیبخشاید.
Half-blood Princess
دیگر عالم مبتلای اوست. هر کس باید در قبال این خون ریخته بداند که با کیست، در هوای کشنده است یا کشته. و این ستم بر هر کس و هر چیز سخت ناهموار است. آنگاه که سیاوش را میکشتند
R B
همهٔ آنان که از پادشاهی دروغ بهستوهاند بپامیخیزند که تباهکنندهٔ سیاوش را از صفحهٔ روزگار بزدایند. و بدین گونه مرگ گسترش مییابد. شاهزادهای که در زندگی منفرد و برکنار بود پس از مرگ در همه حضور مییابد و ناگزیر میشود. دیگر عالم مبتلای اوست. هر کس باید در قبال این خون ریخته بداند که با کیست، در هوای کشنده است یا کشته. و این ستم بر هر کس و هر چیز سخت ناهموار است
Half-blood Princess
فرشتهٔ زمین با همهٔ دلسوزی و صبوری، دشمن بیدادگران است و خون ستمدیدگان را نمینوشد مگر آنگاه که ستمگران بهسزا رسند.
Half-blood Princess
در پریشانی سیاوش سرمیرسد و بهطوس میگوید در غم کشتگان مباش که ما میگساران این گلستانیم. شما دل قوی دارید و پایداری کنید که پیروزید. ایرانیان میمانند تا رستم میرسد و کارها دیگرگون میشود
Half-blood Princess
افسانهٔ سیاوش نیز پرداختهٔ روزگار آزادان نیست، اما پرداختهٔ آزادان یا مشتاقان آزادی است در روزگار اسارت.
Half-blood Princess
خدای اوستا مانند خدای تورات یا انجیل خدای قدرت یا عشق نیست، خدای مبارز نیکی است. گوهر انسان خدایی است پس در ذات خود نیک است و برای نابودی بدی بهجهان آمده. رسالت اینجهانی او اخلاقی است همچنان که جهانبینی اساطیر و حماسه ملی ایران اخلاقی است.
Half-blood Princess
افراسیاب آزاد نیست. ترس آزادی اندیشه و کردار او را کشتهاست. این ترسی که در پس فکر اوست هر اندیشه را بهخود میکشد و برمیآورد و نشانی و رنگی بر آن مینهد. وسواس نگهداری قدرت و آزادماندن او را ناتوان و اسیر کرد. اکنون این مرد در بنبستها میماند و جرأت خطرکردن ندارد.
Half-blood Princess
زدن ارزانی آنست که میزند و کینهجویی پاداش کینهتوزان است و تباهی سزای مهاجمان تبهکار.
Half-blood Princess
و دلکندن از ایران کاریست نه چندان آسان.
او و دوستانش
هر کس باید در قبال این خون ریخته بداند که با کیست، در هوای کشنده است یا کشته. و این ستم بر هر کس و هر چیز سخت ناهموار است.
او و دوستانش
در اجتماعی ستمکار حتی ستمکاران نیز در امان نیستند.
او و دوستانش
و چون او را کشتند جهان از سیاوش لبریز شد و خونش در همهٔ رگهای گیتی بود.
parvin
طبیعت پریشان و روشنی پنهان است و همگی در تاریکی فریاد میکشند و جلاد را نفرین میکنند. این ظلمتزدگان داغدیده از روشنی و روییدنی بیزارند. جهانی که از سیاوش تهی ماند، این جهان خود مباد!
Half-blood Princess
میان این خاک و آنچه از آن میروید و میبالد پیوندی است، نه چنانست که هر کس هر چه خواست بکند، نه بازخواستی نه عقوبتی! فرشتهٔ زمین با همهٔ دلسوزی و صبوری، دشمن بیدادگران است و خون ستمدیدگان را نمینوشد مگر آنگاه که ستمگران بهسزا رسند.
او و دوستانش
«اهورمزدا سلاح خرد را برمیگزیند و اهریمن سلاح آز را. انتخاب هر دو بهیکسان در سرنگونی اهریمن مؤثر است.»
Half-blood Princess
قلهٔ قدرت دنیایی بسیار لغزان است و ای بسا که صاحب قدرت در اعماق حصار خود محبوس افتد و چهار دیوار بستهای را خداوند جهان انگارد و مانند جمشید بگوید «که جز خویشتن را ندانم جهان»
Half-blood Princess
انسان در نظام جهان و نبرد نیک و بد وظیفهای دارد که باید بهفرجام رساند.
او و دوستانش
در این دوران «آمیختگی» نمیتوان با خوبی نیامیخته، با مهربانی محض بدی را از پای درآورد. باید مانند کیخسرو آن کینهٔ اهریمن آفریده را در دل داشت و با اهریمن جنگید.
او و دوستانش
در مهلکهای که عاقبت کار پیدا نبود، کیخسرو بهخدا رویآورد و خواست که اگر جنگ او بهداد است پیروز شود و شد
Half-blood Princess
جهانی که اهورمزدا آفریدهبود بیجان بود: ستارگان بیفروغ و ماه و خورشید بیراه و آبها مانده و گیاهان نروییده. و این خفتهٔ درمانده را چه یارای پیکار! آنگاه اهورامزدا دست نیایش برداشت که ای فروهر نیکان بهیاری من آیید. پذیرفتند و آمدند و از برکت آنها اختران روشن و ماه و خورشید رهسپار و آبها روان و گیاهان روینده شدند. انسان جان جهان است که بییارمندی او جهان مرده بود، روشنی از یاری انسان رستگار است که اگر نبود اهریمن پیروز بود.
او و دوستانش
و دلکندن از ایران کاریست نه چندان آسان. سخت است که از هر جانبی بنبستی باشد و انسان انسانیت خود را پاس دارد.
نزادی مرا کاشکی مادرم
وگر زاد مرگ آمدی بر سرم
مریم
غروب این خورشید تکوین آفتاب دیگری است که تباهکنندهٔ تاریکی است.
هستی هستم
آرمانهای آدمی همیشه از او دور است و چون یک گام برداریم آنها بشتاب گامها برداشتهاند. این تن زندانی زمان و مکان و این اندیشهٔ گریزپرواز! در واقعیت بسرمیبریم و گرفتار گذرانیم. خورد و خواب و دلزده کارهای ناخواستهکردن برای ادامهٔ این خورد و خواب سمج، و باز این دور باطل را پیمودن و «ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد!» این گذران در خود پیچندهٔ بیسرانجام!
او و دوستانش
آنکه دو جهان را ازدستبدهد خود را نیز باختهاست. انسان اهریمن کام از فروهر خود جدا افتاده و نه آنست که باید بود بلکه آنست که نباید، ناخویشتن است و دوگانگی ظلمت و نور در او راهیافته.
مریم
اگر پادشاه تواناتر و نخستین همگان باشد پس بیخردی او سرچشمهٔ بدترین بیداد است.
Half-blood Princess
سیاوش مرد آنسوتر است که در تنگنای ابتذال نمیگنجد. او تنی بر خاک و روحی در افلاک دارد. از افلاک بهخاک آمد و اکنون از خاک است که بهافلاک میرسد.
مریم
مردی که تن خود را بهاهریمنان واگذارد چنانست که روح خود را دادهباشد.
او و دوستانش
جای سیاوش درختی برآمد با بسیار سیاوش.
parvin
حجم
۲۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۴۶ صفحه
حجم
۲۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۴۶ صفحه
قیمت:
۱۴۷,۵۰۰
۱۰۳,۲۵۰۳۰%
تومان