
بریدههایی از کتاب سوگ سیاوش
۳٫۷
(۲۶)
و دلکندن از ایران کاریست نه چندان آسان. سخت است که از هر جانبی بنبستی باشد و انسان انسانیت خود را پاس دارد.
Sadie The Reader
دیگر عالم مبتلای اوست. هر کس باید در قبال این خون ریخته بداند که با کیست، در هوای کشنده است یا کشته. و این ستم بر هر کس و هر چیز سخت ناهموار است. آنگاه که سیاوش را میکشتند
R B
در پریشانی سیاوش سرمیرسد و بهطوس میگوید در غم کشتگان مباش که ما میگساران این گلستانیم. شما دل قوی دارید و پایداری کنید که پیروزید. ایرانیان میمانند تا رستم میرسد و کارها دیگرگون میشود
Sadie The Reader
زدن ارزانی آنست که میزند و کینهجویی پاداش کینهتوزان است و تباهی سزای مهاجمان تبهکار.
Sadie The Reader
همهٔ آنان که از پادشاهی دروغ بهستوهاند بپامیخیزند که تباهکنندهٔ سیاوش را از صفحهٔ روزگار بزدایند. و بدین گونه مرگ گسترش مییابد. شاهزادهای که در زندگی منفرد و برکنار بود پس از مرگ در همه حضور مییابد و ناگزیر میشود. دیگر عالم مبتلای اوست. هر کس باید در قبال این خون ریخته بداند که با کیست، در هوای کشنده است یا کشته. و این ستم بر هر کس و هر چیز سخت ناهموار است
Sadie The Reader
افسانهٔ سیاوش نیز پرداختهٔ روزگار آزادان نیست، اما پرداختهٔ آزادان یا مشتاقان آزادی است در روزگار اسارت.
Sadie The Reader
خدای اوستا مانند خدای تورات یا انجیل خدای قدرت یا عشق نیست، خدای مبارز نیکی است. گوهر انسان خدایی است پس در ذات خود نیک است و برای نابودی بدی بهجهان آمده. رسالت اینجهانی او اخلاقی است همچنان که جهانبینی اساطیر و حماسه ملی ایران اخلاقی است.
Sadie The Reader
گذشتن از خون ریخته گناهی است که پروردگار نمیبخشاید.
Sadie The Reader
انسان در نظام جهان و نبرد نیک و بد وظیفهای دارد که باید بهفرجام رساند.
او و دوستانش
طبیعت پریشان و روشنی پنهان است و همگی در تاریکی فریاد میکشند و جلاد را نفرین میکنند. این ظلمتزدگان داغدیده از روشنی و روییدنی بیزارند. جهانی که از سیاوش تهی ماند، این جهان خود مباد!
Sadie The Reader
فرشتهٔ زمین با همهٔ دلسوزی و صبوری، دشمن بیدادگران است و خون ستمدیدگان را نمینوشد مگر آنگاه که ستمگران بهسزا رسند.
Sadie The Reader
افراسیاب آزاد نیست. ترس آزادی اندیشه و کردار او را کشتهاست. این ترسی که در پس فکر اوست هر اندیشه را بهخود میکشد و برمیآورد و نشانی و رنگی بر آن مینهد. وسواس نگهداری قدرت و آزادماندن او را ناتوان و اسیر کرد. اکنون این مرد در بنبستها میماند و جرأت خطرکردن ندارد.
Sadie The Reader
اگر پادشاه تواناتر و نخستین همگان باشد پس بیخردی او سرچشمهٔ بدترین بیداد است.
Sadie The Reader
«اهورمزدا سلاح خرد را برمیگزیند و اهریمن سلاح آز را. انتخاب هر دو بهیکسان در سرنگونی اهریمن مؤثر است.»
Sadie The Reader
در مهلکهای که عاقبت کار پیدا نبود، کیخسرو بهخدا رویآورد و خواست که اگر جنگ او بهداد است پیروز شود و شد
Sadie The Reader
قلهٔ قدرت دنیایی بسیار لغزان است و ای بسا که صاحب قدرت در اعماق حصار خود محبوس افتد و چهار دیوار بستهای را خداوند جهان انگارد و مانند جمشید بگوید «که جز خویشتن را ندانم جهان»
Sadie The Reader
جهانی که اهورمزدا آفریدهبود بیجان بود: ستارگان بیفروغ و ماه و خورشید بیراه و آبها مانده و گیاهان نروییده. و این خفتهٔ درمانده را چه یارای پیکار! آنگاه اهورامزدا دست نیایش برداشت که ای فروهر نیکان بهیاری من آیید. پذیرفتند و آمدند و از برکت آنها اختران روشن و ماه و خورشید رهسپار و آبها روان و گیاهان روینده شدند. انسان جان جهان است که بییارمندی او جهان مرده بود، روشنی از یاری انسان رستگار است که اگر نبود اهریمن پیروز بود.
او و دوستانش
و دلکندن از ایران کاریست نه چندان آسان.
او و دوستانش
آرمانهای آدمی همیشه از او دور است و چون یک گام برداریم آنها بشتاب گامها برداشتهاند. این تن زندانی زمان و مکان و این اندیشهٔ گریزپرواز! در واقعیت بسرمیبریم و گرفتار گذرانیم. خورد و خواب و دلزده کارهای ناخواستهکردن برای ادامهٔ این خورد و خواب سمج، و باز این دور باطل را پیمودن و «ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد!» این گذران در خود پیچندهٔ بیسرانجام!
او و دوستانش
حجم
۲۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۴۶ صفحه
حجم
۲۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۴۶ صفحه
قیمت:
۱۴۷,۵۰۰
۷۳,۷۵۰۵۰%
تومان