جملات زیبای کتاب بر بنیادهای هستی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بر بنیادهای هستی

بریده‌هایی از کتاب بر بنیادهای هستی

نویسنده:آرمان آرین
ویراستار:احمد پورامینی
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۹از ۸ رأی
۴٫۹
(۸)
پس هر گاه که فرمان رسد، با شمشیرهای آخته پذیراییم تا به افروختن روشنایی، گردن تاریکی‌های دل را فرو اندازیم!
سمیه جنگی
می‌دانی که من هیچ وقت استعداد تو را نداشتم ولی هیچ وقت هم نفهمیدم که تو از زندگی‌ات چه می‌خواهی؟!» پَتَش‌خُوآرگَر فنجان را از او گرفت و سپاسگزارانه پاسخ داد: «چیزی که بقیه هرگز نخواستند و یا حتی اندکی به آن فکر نکردند...» عطر سر فنجان را بویید و چشم به بی‌نهایتِ مبهم پیش رو دوخت و ادامه داد: «من خواستم که ما آن پیروزی بزرگ را داشته باشیم، بهشت را بر زمین ببینیم و بسازیم و جنگ را تمام کنیم وگرنه قد کشیدن و به سن کار و بلوغ رسیدن که برای همه هست... کشاورز به سراغ زمینش می‌رود، فرمانروا بر تختش می‌نشیند و آموزگار به شاگردانش درس می‌دهد. تنها انسانِ کاشف و ماجراجوست که بر قلّه‌های آزادِ جهان، آشیانه می‌سازد.»
سمیه جنگی
نبرد بر سر جواهرات بیشتر در میان طبقه‌ای جریان دارد که هرگز تا هفت نسل بعدشان هم نیازی به شام و ناهار نخواهند داشت!»
zahrasalimpour
"خَرَ"، آن بزرگ‌پیکرترین موجود نیک‌خوی هستی را صدا کردند که تنها در افسانه‌ها سخن از او بود، موجودی که نماد بزرگی در میان مردمان هفت‌کشور بود و برای نشان دادن درشتی و اغراق در هر موجودی، نام او بر سر هر واژه افزوده می‌شد.
Pouria Pourakbari
«اما ساکنانِ زمین، در عین بیچارگی، سخت پراکنده‌اند و دلبسته به همان داشته‌های ناچیزشان، بی‌آنکه دریابند مرگ و از آن هولناک‌تر، هر دَم تباهی در پی آن‌هاست و آنان هیچ یک از داشته‌های گیتَویشان را به مینو نخواهند برد!»
سمیه جنگی
«ما در زمین، شرایطی دشوار را می‌گذرانیم که هیچ شباهتی با آرامش آسمانی شما ندارد... با هر تولد، "وسوسه"ای تازه به زمین افزوده می‌شود و خشکسالی و قحطی و بیماری انبوهی از آدمیان را گرسنه می‌دارند. برخی برای سیر کردن شکم خانواده‌های‌شان ناچارند تن به کارهایی بسپارند که شاید اگر فقر نباشد به سرشان خطور هم نکند...»
zahrasalimpour
گفت: «مردمان می‌پندارند دین و دانش دو پدیدهٔ از هم سوایند، حال آنکه آن‌ها دست‌هایی برآمده از یک پیکره‌اند...»
zahrasalimpour
«چشم دل بگشای تا دریابی که حق از ناحق، فرسنگ‌ها فرسنگ فاصله دارد، چنان‌که جنگل انبوه از کویر و بیابان... سنجشِ حق اما تنها با گفته‌ها میسر نیست، آن را باید به کرده‌ها آزمود، گاه در تنهایی و گاه در میان جمع جُست! بسا دیوصفتان که در سخنوری بر همهٔ فرشته‌خویان چیره‌اند و استادان پاکی می‌نمایند... اما کرده‌های‌شان بسانِ رفتار اهریمن است! آن‌ها را چه نسبتی است با سوی ما و آفریدگارِ این شمشیر؟!»
zahrasalimpour
«برای پراکندنِ آرامش، نخست باید خود رام و آرام بود... و برای آرام ماندن، باید یگانه شد! با خود، جهان و با آفریدگاری که ورای تردیدهاست... آری تردیدها را رها کن و با یقینت یگانه شو
zahrasalimpour
«پرسیدن را دوست بدار، اما تا آن اندازه که تو را به یگانگی برساند و نه آنکه دچار چندپارگی سازد! که تو می‌پرسی تا با تکیه بر خِرَد گیتوی و مینوی‌ات، تالار به تالار از این نردبام بالا روی...
zahrasalimpour

حجم

۴۱۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

حجم

۴۱۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

قیمت:
۲۳۴,۰۰۰
تومان