۳٫۸
(۱۸)
اولین ملاقات یعنی قویترین خاطره
bardiya_zy
از هرچه عرف و عادتی که بوی امر و نهی و پند و اندرز و این مزخرفات میده متنفّرم با سه تشدید!
ارغوان صادق
پیرمرد: درسته! تو نمیخوای مثل انسانهای اولیه توی جنگل زندگی کنی؛ میخوای پیتزای قارچ بخوری، سمفونی نهم گوش کنی، وبلاگ بنویسی و حضورتو به دنیا اعلام کنی. شاهدشم موجود لطیفیه که به صورت یه فرشته بهات تجلی کرده؛ درسته؟
S.z
پیرمرد: خب، مردم رو عرف و عادتشون زندگی میکنن.
جوان: از هرچه عرف و عادتی که بوی امر و نهی و پند و اندرز و این مزخرفات میده متنفّرم با سه تشدید!
پیرمرد: آدم وقتی از یه چیزهایی زده میشه، قاعدتاً به چیزهای دیگری علاقه پیدا میکنه.
جوان: من از اونایی خوشم میآد که لطیف، طبیعی، بیتکلفن.
پیرمرد: آها!
جوان: درخت، صدای آب، سبزههای نیلوفری، درناهای مهاجر، یه آهنگ شکلاتی...
S.z
جوان: برای من هر گردویی گرده، و این عدالته قربان.
پیرمرد: عدالتی که تو میخوای در عالم خیال هیچ بد نیس؛ اما روی زمین چی؟
جوان: ...
پیرمرد: (به تدریج نافذ، مؤثر، آرامبخش.) کدوم عدالتی میگه بنده به حکم اینکه قرمهسبزی میخورم و با رِنگهای خودم خوشم و حال میکنم، آدم روزمرهٔ مبتذلی هستم و تو چون بتهوون گوش میکنی و آقای برگمن تو رو تکون میده، مرد والای کاملی هستی که از ملکوت آسمان به زمینِ ما قدمرنجه کردهٔ؟
فاطمه
هیچکس نمیتونه از شرّ خودش فرار کنه.
ارغوان صادق
جوان: رمان هم میخونه.
پیرمرد: اوقات فراغت چه مانعی داره؟
جوان: مانعی که نداره؛ فقط آخرین رمانی که خونده «هَری پاتِر» ه.
پیرمرد: «هری پاتر»؟
جوان: گفتم: این مزخرفات چیه آخه توی کلهت فرو میکنی؟ «مسخِ» کافکا رو گذاشتم رو میزش: اینو بخون! سه هفته بعد دیدم گوشهٔ ورقو تا زده روی صفحهٔ بیس و دو گریپاژ کرده.
یوسف پیامبر چمنی-فاشیست
پیرمرد: اوقات فراغت چه مانعی داره؟
جوان: مانعی که نداره؛ فقط آخرین رمانی که خونده «هَری پاتِر» ه.
پیرمرد: «هری پاتر»؟
جوان: گفتم: این مزخرفات چیه آخه توی کلهت فرو میکنی؟ «مسخِ» کافکا رو گذاشتم رو میزش: اینو بخون! سه هفته بعد دیدم گوشهٔ ورقو تا زده روی صفحهٔ بیس و دو گریپاژ کرده.
یوسف پیامبر چمنی-فاشیست
آدم وقتی از یه چیزهایی زده میشه، قاعدتاً به چیزهای دیگری علاقه پیدا میکنه.
جوان: من از اونایی خوشم میآد که لطیف، طبیعی، بیتکلفن.
پیرمرد: آها!
جوان: درخت، صدای آب، سبزههای نیلوفری، درناهای مهاجر، یه آهنگ شکلاتی...
ᴍ 𝐚 s ˢ ʸ
پیرمرد: مشکل ما دو ثانیهس پسر جان! دو ثانیه دیگه من و تو و همهٔ اون بزغالههای مزخرف تو وارد ضیافت شاهانهای میشیم در حلقهٔ کرمهای ملوسی که لاشههای لذیذ ما رو مورد تاخت و تاز و چپاول قرار میدن؛ فقط دو ثانیه! تیک، تاک، تمام! هر چی هم دکور بزنی و خوشگلش کنی باز دو ثانیهس. تیک، تاک، تمام!
Negar.L
پیرمرد: مشکل ما دو ثانیهس پسر جان! دو ثانیه دیگه من و تو و همهٔ اون بزغالههای مزخرف تو وارد ضیافت شاهانهای میشیم در حلقهٔ کرمهای ملوسی که لاشههای لذیذ ما رو مورد تاخت و تاز و چپاول قرار میدن؛ فقط دو ثانیه! تیک، تاک، تمام! هر چی هم دکور بزنی و خوشگلش کنی باز دو ثانیهس. تیک، تاک، تمام! حالا اگه دلخور نمیشی بذار پوستکنده بهات بگم که تو هیچکس نیستی، و با همهٔ ادعایی که به این زمین و اون گلههای نیمه آدم داری، به اندازهٔ یک ذره در کل کائنات دیده نمیشی. و این برای منی که از بیرون به دنیا نگاه میکنم، کاملاً قابل تشخیصه. رُک! تو هیچ امتیازی به هیچکس نداری؛ حتی به من، به آدم اخمویی که خودشو پشت روزنامه قایم کرده و تو، هم داری جابرانه ازش استفاده میکنی و هم بیرحمانه تحقیرش میکنی.
تینا
حجم
۲۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۰ صفحه
حجم
۲۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۰ صفحه
قیمت:
۱۰,۰۰۰
تومان
