
بریدههایی از کتاب شخصیت سالم
۴٫۳
(۸)
«دینداری» برای یک شخصیت سالم، ابزاری برای تخدیر و آرام شدن نیست؛ برعکس «دینداری» برای او اسباب «دغدغه» و «جستجوی دائمی» است. «دین» او را آرام و راحت نمیکند، دین برای او تکاپو و ناآرامی ایجاد میکند، «دین» او را از دغدغههای روزمره فارغ میکند اما دغدغههایی اساسیتر، سنگینتر و عمیقتر برایش ایجاد میکند.
mahsa
«در اقیانوس بیکرانِ حقیقت، انسان فقط آنچه را مییابد که میجوید.
leona_ka
وقتی از «یادگیری فعال» صحبت میکنیم، منظورمان این است که خودمان بهطور عمدی و انتخاب شده، یک مسیر آموزشی را طی کنیم. یک «شخصیت سالم» همیشه در حال «یادگیری فعال» است. شرکت فعال در سخنرانیهای فلسفی یا اجتماعی، شرکت در کلاسها و دورههای آموزشی، داشتن یک سیر مطالعاتی منظم و هدفدار و حضور در سمینارها و کنفرانسهای علمی نمونههایی از برنامههای آموزشی فعال و مداوم است.
برنامهٔ هفتگی خود را مرور کنید و ببینید آیا در طول هفته بهطور منظم برنامهٔ فعالی برای ارتقای دانش و یادگیری خود دارید. برخورداری از چنین برنامهای شرط ضروری داشتن «شخصیت سالم» است.
احسان رضاپور
برای دستیابی به صمیمیت، لازم است بیش از اینکه تحلیلگرِ دیگران باشیم، مشاهدهگر آنها باشیم.
نسرین نیکبخت
«نیچه» میگوید: «توانمندی بزرگ از طریق خویشتنداری بزرگ، خود را آشکار میکند.»
یونا
یونگ، روانکاو برجستهٔ سوئیسی در کتاب «انسان و سمبلهایش» میگوید که با بیشتر شدن اطلاعات ما از هستی، کنترل ما بر طبیعت بیشتر شده، اما در همان حال کیفیت رازگونه، جادویی و اسرارآمیز هستی محو میشود. این وضعیت، گرچه رفاه بیشتری برای بشر به ارمغان میآورد، اما زندگی او را از یکپارچگی و زیبایی تهی میکند.
Mohamad
«انضباط شخصی» یا «خود کنترلی» به فرایندی اطلاق میشود که فرد، خود، آگاهانه و به دلیل هدفی بزرگتر یا ماندگارتر، خواسته و میلی کوچکتر یا گذراتر را مهار میکند. اینکه فرد نه به دلیل «فشار بیرونی» بلکه به دلیل «متعهد بودن به انتخابِ خود» حاضر باشد محدودیتی را بپذیرد، یکی از ویژگیهای شخصیت سالم است.
احسان رضاپور
اما در خارج از «فضای رواندرمانی»، توانایی ذهنخوانی باعث میشود که ما با ذهنی شکاک و عیبیاب به سایرین نگاه کنیم و این مسئله ما را از سایرین جدا کرده و احساس انزوا و سردی در روابط ایجاد میکند.
نسرین نیکبخت
«انسانهایی با ذهنیت گلهوار» وقتی سازماندهی شوند و پیشوایی داشته باشند که سخنگوی کلیسا هم باشد، چهها میتوانند کرد.
احسان رضاپور
از دیدگاه «روانکاوی»، اگر «دینداری» به معنای «تقلید کورکورانه» باشد، یک فرایند ناسالم و نشانهٔ تداوم دوران کودکی در زمان بزرگسالی است.
ـ زیگموند فروید ــ پایهگذار روانکاوی ــ معتقد بود انسانهایی که در آنها وابستگی روانی وجود دارد و حالت طفولیت در آنها استمرار پیدا کرده است، استعداد ایمان آوردن بالایی دارند. زیرا ایمان آوردن، نوعی «چسبندگی» و «آویزان شدن از چیزی» است. فروید در کتاب موسی و یکتاپرستی مذهب را یک «رواننژندی جمعی» میداند.
احسان رضاپور
۴ ـ یادگیری مداوم
برخی از مردم تنها بهعنوان یک وظیفهٔ اجتماعی یا برای بهدست آوردن شغل، مدتی را صرف یادگیری دانش یا مهارتی خاص میکنند و پس از آن، دست از یادگیری فعال برمیدارند. البته، ما هر روز در زندگی چیزهایی میآموزیم، اما وقتی از «یادگیری فعال» صحبت میکنیم، منظورمان این است که خودمان بهطور عمدی و انتخاب شده، یک مسیر آموزشی را طی کنیم. یک «شخصیت سالم» همیشه در حال «یادگیری فعال» است. شرکت فعال در سخنرانیهای فلسفی یا اجتماعی، شرکت در کلاسها و دورههای آموزشی، داشتن یک سیر مطالعاتی منظم و هدفدار و حضور در سمینارها و کنفرانسهای علمی نمونههایی از برنامههای آموزشی فعال و مداوم است.
برنامهٔ هفتگی خود را مرور کنید و ببینید آیا در طول هفته بهطور منظم برنامهٔ فعالی برای ارتقای دانش و یادگیری خود دارید. برخورداری از چنین برنامهای شرط ضروری داشتن «شخصیت سالم» است.
محسن لریایی
زیگموند فروید ــ پایهگذار روانکاوی ــ معتقد بود انسانهایی که در آنها وابستگی روانی وجود دارد و حالت طفولیت در آنها استمرار پیدا کرده است، استعداد ایمان آوردن بالایی دارند. زیرا ایمان آوردن، نوعی «چسبندگی» و «آویزان شدن از چیزی» است. فروید در کتاب موسی و یکتاپرستی مذهب را یک «رواننژندی جمعی» میداند.
ـ اریک اریکسون ــ از پایهگذاران روانشناسی اپیژنتیک ــ در کتاب طفولیت و جامعه مینویسد انسانهایی که در آنها روحیهٔ «افکندنِ بار خود بر دوش دیگری» قوی است، زود ایمان میآورند.
ـ اریک فروم ــ از پایهگذاران روانشناسی اجتماعی ــ در کتاب گریز از آزادی میگوید کسانی که تحمل آزادی ندارند، بیشتر به ایمان رو میآورند. تحمل آزادی بسیار سخت است. ممکن است انسان از بعضی انواع سطحی و کمعمق آزادی خوشش بیاید، اما تحمل آزادی به معنای دقیق کلمه بسیار مشکل است، زیرا «آزادی مطلق» به معنای «مسئولیت مطلق» است.
محسن لریایی
«دینداری سالم» به معنای «جستجوی دائمی برای معنا» و «احساس مسئولیت در قبالِ زندگی» است. چنین فرایندی، زندگی را از روزمرگی و خلأ و پوچی خارج میکند و آن را به یک «ماجرای باشکوه اکتشاف و رمزگشایی» تبدیل میکند، درحالیکه دینداری بیمار، باب گفتگو و استدلال و شک و تردید را میبندد و «ایمان» را محصول و تجلّی «تقلید و تبعیت محض» میداند.
نسرین نیکبخت
هرگاه کسی با تهدید، فشار، ارعاب، حیله، تحقیر یا قرار دادن ما در «رودربایستی» و «خجالت»، ما را وادار کند از منافعمان بگذریم، ما «ازخودگذشتگی» را انتخاب نکردهایم، چنین انتخابی بر ما تحمیل شده و این نه تنها نشانهٔ قدرت شخصیت ما نیست که نشانهٔ ضعف و ناتوانی ماست.
یونا
در فضایی که هرکس در حال تجزیهوتحلیلِ ذهن دیگران است، صمیمیت و دوست داشتن معنا نخواهد یافت. برای دستیابی به صمیمیت، لازم است بیش از اینکه تحلیلگرِ دیگران باشیم، مشاهدهگر آنها باشیم.
یونا
یکی از راههای یادگیری مداوم «طرح سؤال» است. سؤال در ذهن، فضایی خالی ایجاد میکند که اطلاعات را از محیط به سمت خود میکشد. ذهنی که سؤالی در خود ندارد نسبت به اطلاعات بیتفاوت است، ممکن است کتابی را بخواند، فیلمی را تماشا کند یا به سخنرانیای گوش بسپارد ولی در آن هیچ چیز «تکاندهندهای» نیابد. درحالیکه برای کسی که «جستجوگرانه» به همان کتاب، فیلم، گفتگو یا سخنرانی توجه نشان میدهد، انبوهی از اطلاعاتِ عمیق و تأثیرگذار وجود دارد.
احسان رضاپور
گرچه استعداد خلاقیت در برخی افراد بیشتر از سایرین است، هیچکس فاقد این استعداد نیست. هر کس به قدر استعدادی که در آفرینندگی دارد، لازم است این استعداد را بهکار گیرد.
شاهرخ
در فضایی که هرکس در حال تجزیهوتحلیلِ ذهن دیگران است، صمیمیت و دوست داشتن معنا نخواهد یافت. برای دستیابی به صمیمیت، لازم است بیش از اینکه تحلیلگرِ دیگران باشیم، مشاهدهگر آنها باشیم. تلاش برای اینکه پدیدههای هستی را «رمزگشایی» کنیم، گرچه به «طبقهبندی» و «کنترلِ پدیدهها» کمک میکند، ظرفیت ما را برای درک زیبایی و لذت بردن از آنها کم میکند. شاید به همین دلیل سهراب سپهری گفته است: «کارِ ما نیست شناسایی راز گل سرخ، کار ما، شاید این است که در افسونِ گل سرخ شناور باشیم.» بانگاه «تحلیلگرا» اطلاعاتِ ما راجع به پدیدهها بیشتر میشود، اما توانایی ما در دوست داشتنِ آنها کاهش مییابد. حسِ زیباییشناسی ما منوط به نگاه به کلِ یک پدیده است. درواقع، زیبایی در «ترکیب» متجلی میشود.
احسان رضاپور
افرادی که «شخصیت سالم» دارند، این واقعیت را پذیرفتهاند که «تفاوتها» را «طبقهبندی ارزشی» نکنند، گرچه حق دارند نسبت به انسانها با توجه به ویژگیهای متفاوتشان، احساسات متفاوت داشته باشند، اما به خود این حق را نمیدهند که در جهت «همرنگ» کردن انسانها تلاش کنند. اندرز دادن کسی که از ما راهنمایی نخواسته است و تلاش برای تغییر دادنِ دیگران بر اساس سلیقههای شخصی مغایر با روابط صمیمانه است.
احسان رضاپور
نگاه کردن به جهان، به شکل یک فرمول ریاضی، امکانات بیرونی ما را افزایش میدهد و نگاه کردن به آن به شکل یک شعر، قابلیتهای درونی ما را عمیقتر میکند.
نسرین نیکبخت
من تصور میکنم جهان، هم شبیه یک فرمول ریاضی است و هم شبیه یک شعر. چنان که دکتر آلکسیس کارل برندهٔ جایزهٔ نوبل پزشکی میگوید: «در اقیانوس بیکرانِ حقیقت، انسان فقط آنچه را مییابد که میجوید. سن فرانچسکو دَسیزی در آنجا خدا را یافته است و آلبرت اینشتین قوانین جهانی را.»
نسرین نیکبخت
یونگ میگوید کسی که همیشه در حال تحلیل و کشف معماهای دیگران است، در روابط نزدیک غیرقابل تحمل میشود!
نسرین نیکبخت
استفادهٔ افراطی از «عبارتهای تعمیمی» مثل «همیشه»، «همه»، «همهجا»، «هیچ وقت»، «هیچکس»، «هیچ جا» باعث میشود که احساساتِ ما نسبت به موقعیتی که در آن قرار داریم، اغراقآمیز و غیرقابل کنترل شوند.
نسرین نیکبخت
«شخصیت سالم» ارزشها و اولویتهای مشخصی دارد. روشن بودن ارزشها و اولویتها کمک میکند که فرد در انتخابها دچار سردرگمی و دودلی نباشد. در نتیجه در مقابل محرکها و وقایع، واکنش چنین فردی روشن و واضح است و افرادی که با او سروکار دارند نیز سردرگم نیستند و تکلیفشان روشن است.
نسرین نیکبخت
کارل راجرز پایهگذار «روانشناسی انسانگرا» اعتقاد دارد که انسانها نیاز به «عشق نامشروط» (unconditional love) دارند، یعنی در جستجوی کسی هستند که بدون اینکه شرطی برایشان بگذارد دوستشان داشته باشد، ولی چنین فرایندی بسیار نادر است، به این دلیل که ما در مورد خودمان هم نقش «دادستان» و «قاضی» را ایفا میکنیم؛ چگونه ممکن است در مورد دیگران نقش متفاوتی داشته باشیم؟!
نسرین نیکبخت
فرزانه آموخته است که آموختههایش را مطلق نداند و بیقیدوشرط پایبندِ آنها نباشد.»
لائوتسه
.
انسان، توانایی این را دارد که قویترین کششها و تمایلات غریزی خود را آگاهانه کنترل کند، به تعویق اندازد یا در چارچوب خاصی محدود کند. این ویژگی خاصِ انسان است، بنابراین آن را یک «استعدادِ ویژهٔ انسانی» میدانیم.
.
روابط، اخلاقیات، انتخابها و عملکرد شغلی و اجتماعی شخصیتهای سالم، در معرض «بازنگری دائمی» قرار دارند.
mohammmmmmmmmad
تحقیقات آلبرت مهرابیان ــ روانشناس ارمنی که در زمینهٔ زبانِ بدن پژوهشهای مفیدی انجام داده است ــ نشان داده که در یک رابطه، هفت درصد پیام ارسالی به محتوای کلام بستگی دارد، بیست وهشت درصد پیام به آهنگ و لحن کلام، و شصت و پنج درصد پیام نیز به مؤلفههای دیداری و غیرکلامی (حالت چهره، حالت بدن و ژستها) بستگی دارد. ما در ارتباطاتمان میتوانیم بهسادگی کلماتمان را کنترل کنیم، اما کنترل لحن کلام و ژستهایمان بسیار دشوار است.
زمانی که در درونِ خودمان دچار «تعارض» و «سردرگمی» هستیم، برخی از اجزای پیاممان یک معنا، و برخی دیگر از اجزا، معنایی متفاوت یا حتی متضاد را انتقال میدهد. بنابراین «ابهام» و «دو پهلو بودن» در روابط میتواند نشاندهندهٔ «تعارض» و «سردرگمی» درونی باشد. در این وضعیت «قطبنمای درونی» فرد «شمالِ ثابتی» ندارد و هر لحظه جهتی را نشان میدهد!
محسن لریایی
در گفتگویی بین «آلبرت اینشتین»، فیزیکدان نابغه، و «پروفسور ویلیام هرمان، شاعر و جامعهشناس آلمانی، در کتاب فیزیکدان و شاعر این معنا به خوبی مرور میشود که «دینداری گلهوار» چه نقش مخربی در جامعهٔ بشری دارد.
اینشتین: «گاه فکر میکنم که شاید بهتر بود مسیح هیچگاه به دنیای ما نمیآمد. هیچ اسمی تاکنون این همه برای کسب قدرت مورد سوءاستفاده قرار نگرفته است! بنگرید که بشریت به نام مسیح با خود چه کرده است! بنگرید که مسیحیان در طی تقریباً دوهزار سال با دیگران چه کردهاند! هیچگاه در تاریخ، خشونت به گستردگی آنچه در آلمان نازی میبینیم، نبوده است. ولی آنچه مرا به لرزه درمیآورد سکوت مطلق کلیسای کاتولیک است. لزومی ندارد غیبگو باشیم تا پیشبینی کنیم که کلیسای کاتولیک کیفر این سکوت را خواهد دید.
محسن لریایی
