
بریدههایی از کتاب رفیق
۳٫۳
(۴)
عشق اگر مبتنی بر تحقیر و بی شرافتی باشد هیچ ارزشی نخواهد داشت.
☾Natsuki✶
من طرفدار سلایق معمولی توریستها نیستم... میلی به دیدن کلیساهای جامع، معابد، باکره کوچولوی اعجاز برانگیز و بناهای معروف تاریخی ندارم... این راهی برای یادگیری زندگی و روحیات آدمها و طرز برداشت آنها از زندگی نیست؛ این [نوع سفر] تماشا کردنِ سطح لوکسِ [واقعیتها] است؛ روحِ [زندگی] در آن بیمار بستری در بیمارستان، در آن زندانی محبوس در بند، در آن عابر نگرانی که کنار امواج خروشان ریو گرانده ایستاده و دارد حرف میزند بازتاب یافته است.
☾Natsuki✶
اگر سرخپوستان آمریکای لاتین بیسوادند و از سوء تغذیه رنج میبرند و زیر سلطهاند، دلیلِ اصلیاش حکومتِ سلطنتی بریتانیا است. «چه» فریاد زد: «خُب، من ترجیح میدهم یک سرخپوست بی سواد باشم تا یک میلیونر آمریکایی».
☾Natsuki✶
دولت از سوی مردمِ مسلح حمایت میشود به طوری که هیچ امکانی برای ساقط کردن آن از طریق اقدامِ نظامی خارجی وجود ندارد. این انقلاب فقط به واسطه تعارضات داخلی خودش مغلوب شدنی است.
javad@ARAD1912
ما باید در چارچوب یک نبرد تا دمِ مرگ علیه امپریالیسم انقلاب کنیم، آن هم از همان آغاز. یک انقلاب واقعی نمیتواند ظاهرسازی کند.
☾Natsuki✶
«چه» همواره خواهانِ محو و نابودی روابط سودطلبانه از میان مردم بود و تاکید میکرد که جامعه باید تحت حاکمیت چیز دیگری به جز پول باشد.
☾Natsuki✶
«چه» تصور میکرد که بخش عمدهای از مسایل و معضلات انسانها برآمده از پول، حقوق، معامله و رقابت است. او بر این باور بود که اگر اقتصاد کوبا دولتی شود همه این مسایل نیز برطرف خواهد شد و به این ترتیب روابط میان آدمها نیز بهبود خواهد یافت.
☾Natsuki✶
نقشه آمریکاییها نسبتا ساده، و مسخره، بود. این نقشه متکی به مجموعهای از تجزیه و تحلیلهای نادرست و متعصبانه بود. در این تجزیه و تحلیلها تاکید شده بود که مردم کوبا، به تنگ آمده از ارعابِ حکومتی و کمبودهای اقتصادی، از یک نیروی مهاجم آزادی بخشِ شجاع و معتبر استقبال خواهند کرد.
☾Natsuki✶
گودوین در گزارش خود به دولت آمریکا توصیه کرده بود که یک سیاست مُداراجویانهتر در قبال کوبا اتخاذ کند؛ سیاستی که کمتر «وسواسی» اما در عین حال مبتنی بر فعالیتهای مخفیانه و «خرابکارانه در نقاطِ حساسِ کارخانهها و پالایشگاهها» باشد. گودوین نوشته بود «دولت [آمریکا] باید مسئله جنگ اقتصادی علیه کوبا را از طریق فشار اقتصادی، مانورهای نظامی و جنگ رسانهای مورد بررسی قرار دهد».
☾Natsuki✶
تئوریها و نظریهپردازیهای اصلی منتسب به چهگوارا ـ نبرد مسلحانه، جنبش چریکی فوکو، خلق انسان نوین، اولویت انگیزههای معنوی، و نبرد برای اتحاد بینالمللی رزمندگان مسلح ـ امروزه عملاً بیمعناست.
javad@ARAD1912
حالا دارم میفهمم که از مدتی پیش چیزی در وجودم به بار نشسته است: نفرت از تمدن
☾Natsuki✶
«خطر در تعداد نیروهای متجاوز [به خاک گواتمالا] نیست، چرا که تعداد این نیروها خیلی کم است؛ خطر در تعداد هواپیماهایی که فقط خانههای غیر نظامیان را بمباران میکنند و معدودی از شهروندان را به مسلسل میبندند، نیز نیست. خطر در این است که گرینگوها از نوچههای گوش به فرمان خود در سازمانِ ملل متحد به چه ترتیبی استفاده خواهند کرد.»
☾Natsuki✶
دولت آیزنهاور از مارس ۱۹۶۰ زمینههای لازم برای ساقط کردنِ کاسترو از طریق توسل به زور را آغاز کرده بود. سیا گروههایی از تبعیدیان کوبایی را در میامی شناسایی و استخدام کرده و سپس آنها را برای تعلیم و آموزش به بخشهای گوناگونی از آمریکای مرکزی، مخصوصا کشور گواتمالا، منتقل کرده بود. انتخابِ گواتمالا برای انجام چنین کاری از سر اتفاق و تصادف نبود، زیرا این کشور صحنه یکی از بزرگترین پیروزیهای (سیا) در دوران جنگ سرد به شمار میرفت: هفت سال پیش از این، دولتِ آربنس در گواتمالا توسط «سیا» ساقط شده بود. بسیاری از مجریان و طراحان توطئه جدید «سیا» برای ساقط کردنِ کاسترو همان کسانی بودند که قبلاً در طراحی کودتای ۱۹۵۴ علیه آربنس مشارکت داشتند.
☾Natsuki✶
نقشه عملیاتِ براندازی به نحوی طراحی شده بود که آمریکا هرگز به طور مستقیم درگیر عملیات نشود. به عبارت دیگر، درگیری آمریکا کاملاً محدود بود. نقش آمریکا عبارت بود از سازماندهی، آموزش دهی و تسلیح تبعیدیان کوبایی ساکن میامی و سپس تامین کشتیهای لازم برای عبور آنها از سواحل آمریکای مرکزی به سواحل جنوبی کوبا. آمریکا همچنین موظف بود که هواپیماهای لازم برای تخریبِ نیروی هوایی کوچک رژیمِ کوبا را در اختیار تبعیدیانِ مهاجم بگذارد. این هواپیماها باید به فرودگاههای نظامی کوبا حمله و هواپیماهای کوچک کوبایی را بمباران و آنها را بر روی زمین نابود میکردند. امّا آمریکا به رغم انجام همه این اقدامات، قرار نبود که تحت هیچ شرایطی مستقیما و آشکارا درگیر عملیات براندازی شود.
☾Natsuki✶
آنها [آمریکا] نباید کاری به کار ما داشته باشند؛ بگذارید ما توسعه پیدا کنیم، و ما بیست سالِ بعد دوباره به اینجا خواهیم آمد، و خواهیم دید که حق با کوبای انقلابی خواهد بود یا با آنها.
☾Natsuki✶
«چه» به هنگام بازگشت به بوئنوس آیرس پیمان میبندد که: «من با مردم خواهم بود؛ اسلحههایم را در خون فرو میکنم و در حالی که از خشم دیوانه شدهام، حلقوم دشمنانِ مغلوبم را پاره خواهم کرد. از همین حالا میتوانم سوراخهای گشاده بینیام را که با لذت هر چه تمام بوی باروت و خون، و بوی مرگ دشمن، را استشمام میکند، احساس کنم»(۳۱) این حرفهای «چه» چیزی بیشتر از فریاد و سرکشی نیست. او هنوز «زوزه حیوانی پرولتاریای پیروزمند»(۳۲) را نشنیده؛ او هنوز با آدمها، پدیدهها و شور و شوقهایی مواجه نشده که تحوّل بنیادین او را رقم خواهند زد. دو عنصر بنیادین که چهگوارا را به سوی تحوّل و شکوه سوق داد، هنوز غایب است: فیدل کاسترو و ظهور قیام و انقلاب.
Ali
«چه» مثل سابق پارسا و ریاضت کش باقی ماند. سخت مراقب بود که به ارزشهای اخلاقی انقلاب پایبند باقی بماند. وی هیچ تمایلی نداشت که از قدرتی که در اختیار دارد به نفع خودش استفاده کند و از امتیازات خاص بهرهمند شود. اما آلئیدا که مثل اغلب کوباییها مجبور بود هر روز در صفِ دریافت کالاهای ضروری قرار بگیرد و انواع کمبودها را تحمل کند، بعضی وقتها از اتومبیل اداری «چه» و محافظین او استفاده شخصی میکرد. آلئیدا از این طریق در پی به دست آوردنِ حداقلِ کالاهای ضروری برای ادامه زندگی خانوادهاش بود. اما «چه» این نوع رفتارها را نمیتوانست تحمل کند. او با عصبانیت به همسرش، آلئیدا، میگفت: «تو میدانی که این ماشین به حکومت تعلق دارد، این ماشین مال من نیست، و تو نمیتوانی از آن استفاده کنی. بنابراین، مثل بقیه مردم، سوار اتوبوس شو».
☾Natsuki✶
«چه» میتوانست با هدایایی که طی سفرهای متعدد خارجیاش دریافت کرده بود خانهاش را پر کند. اما او همه این هدایا را، که طیف گستردهای از اشیای هنری تا لوازم الکتریکی را شامل میشد، به نهادهای حکومتی بخشید.
☾Natsuki✶
«چه» در سخنرانیاش به بدتر شدنِ روابط تجاری کشورهای در حال توسعه اشاره کرد. او گفت: «دلیلِ بدتر شدن این روابط سقوطِ قیمتِ موادِ خامِ صادراتی کشورهای در حال توسعه از یک طرف، و بالا رفتنِ قیمتِ کالاها و خدماتِ صادراتی کشورهای توسعه یافته صنعتی از طرف دیگر است. این به این معناست که کشورهای فقیر مجبورند روز به روز موادِ خامِ بیشتری را صادر کنند تا بتوانند همان حجمِ ثابت از کالاهای وارداتی را از کشورهای ثروتمند خریداری و وارد کنند.»
☾Natsuki✶
واقعیت مذکور این است که بلوک غرب دارد سریعتر از دمکراسیهای مردمی [بلوک سوسیالیست] پیشرفت میکند، چرا؟ این همان جایی است که به جای پی بردن به کنه قضیه، که میتواند مسئله را حل کند، یک پاسخ تصنعی برای آن پیدا کردهاند. این پاسخ تصنعی عبارت است از تقویت بازار، به کارگیری «قانون ارزش» و تقویت انگیزههای مادی.
☾Natsuki✶
شاید فرزندانِ آن میهن پرستان بلژیکی که برای دفاع از آزادی کشورشان [در جنگ جهانی دوم] کشته شدند همان کسانی باشند که آزادانه میلیونها کنگویی را در راستای طرفداری از نژاد سفید قتل عام کردهاند؛ این سیاهان درست مثل آن بلژیکیهای میهنپرستی بودند که در زیر چکمههای آلمانیها جان دادند زیرا خون آریایی آنها به اندازه کافی خالص به حساب نیامده بود...
☾Natsuki✶
«تمدن غرب» خود را در زیر ظاهر دوست داشتنی مشتی کفتار و گرگ پنهان کرده است.
☾Natsuki✶
حیوانات گوشتخواری که از گوشت مردمان بی دفاع تغذیه میکنند: این همان کاری است که امپریالیسم با انسان میکند و این صفت ممیزه انسان "سفیدِ" سلطهجو است... همه انسانهای آزاد در جهان باید آماده انتقامگیری از جنایتِ کنگو باشند.
☾Natsuki✶
انقلاب تنها امید پیشرفت برای آمریکای لاتین است
☾Natsuki✶
نفرت از امپریالیسم کاملاً ضرورت دارد، زیرا برای مقابله با این طبقه کفتارها هیچ راه دیگری وجود ندارد جز ابراز نفرت، هیچ راه دیگری وجود ندارد جز نابودی آنها
☾Natsuki✶
حجم
۸۹۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۶۸۸ صفحه
حجم
۸۹۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۶۸۸ صفحه
قیمت:
۳۴۴,۰۰۰
تومان