
بریدههایی از کتاب نوای اسرارآمیز
۴٫۵
(۴۷)
آدم وقتی تعالی را دوست نداره تو لجن زندگی فرو میره.
MIEL
ریشهٔ نفرت هیچوقت خود نفرت نیست، چیز دیگهای رو بیان میکنه... رنج، ناکامی، حسادت، اضطراب...
eln_pr
چیز زیبایی که در یک راز وجود داره سِرّیه که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان میکنه.
Yas
لارسن: از کجا بدونم راست میگید؟
زنورکو: از بیقوارگیش. دروغ ظرافتداره، هنرمندانه است، اون چیزی رو بیان میکنه که باید میبود، درحالیکه حقیقت محدود میشه به چیزی که هست.
MIEL
و اون انقدر منو دوست داشت که باعث میشد من هم خودمو دوست داشته باشم.
Zahra
در پس هر نوازشی دردی هست، دردِ اینکه نمیشه واقعاً به هم رسید.
کِــــلارآ
لارسن: پس این شهرت مردمگریز بودن شما افسانه نیست. چند وقته که تو این جزیره زندگی میکنید؟
زنورکو: ده سالی میشه.
لارسن: حوصلهتون سر نمیره؟
زنورکو: (بهسادگی) در محضر خودم؟ هرگز.
لارسن: (با کمی ریشخند) خستهکننده نیست آدم با یک نابغه زندگی کنه؟
زنورکو: نه به اندازهٔ زندگی با یک احمق.
Zarrin.V
چیز زیبایی که در یک راز وجود داره سِرّیه که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان میکنه.
مجهول
وقتی که از خودتون سؤال میکنید کی هستید، وقتی زیر آسمانی با ستارههای بیشمار و بیصدا از خودتون میپرسید کی هستید، این هیکل لرزان و پت و پهن وسط این کائنات متخاصم یا حداقل بیتفاوت کیه؟ جواب میدید که «من اریک لاردِن هستم» و با این چند هجای احمقانه راضی میشید؟ «من اریک لاردِن هستم»...
Yas
در دنیای حیوانات دو نژاد مخصوصاً یکنواخت وجود داره: آدم و سگ. خیلی زود ازشون سر درمیآرید.
لارسن: و چه کسانی در نظر شما از این قاعده مستثنان؟
زنورکو: ابرها... گربهها...
MIEL
مفهوم عشق در نظر شما چیه؟
زنورکو: از عشق متنفرم. احساسیه که همیشه میخواستم ازش حذر کنم، البته اونم جوابمو داده.
Satellite
در دنیای حیوانات دو نژاد مخصوصاً یکنواخت وجود داره: آدم و سگ. خیلی زود ازشون سر درمیآرید.
لارسن: و چه کسانی در نظر شما از این قاعده مستثنان؟
زنورکو: ابرها... گربهها...
marybooks
ادبیات که قرقره کردن زندگی نیست، خلق کردنشه، بهوجود آوردنشه، ادبیات از زندگی فراتر میره آقای لاردِن.
zahra
میکنه؟ چیز زیبایی که در یک راز وجود داره سِرّیه که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان میکنه.
Yas
یک توصیه بهتون میکنم: هیچوقت حرف کسی رو که از من تعریف میکنه باور نکنید، ولی همیشه حرف کسی رو که از من بد میگه بپذیرید، چون اون تنها کسیه که منو دستکم نمیگیره.
MIEL
شما عشقو دوست ندارید، درد عشقو دوست دارید.
MIEL
آدمها متوجه شدند که ارضای دائمی امیال از خوابی که به دنبالش میآد کسالتآورتره. بازی لذت خستهشون کرده بود.
پس انسانها ممنوعیت رو خلق کردند.
eln_pr
لذت در لحظه است، زودگذره، سطحیه، زود هم از بین میره. درحالیکه عشق تداوم داره، یعنی بالاخره محکمه، پُر تلاطمه، پابرجاست! عشق زمان رو به ابعاد یک داستان میبره، مرحلههای مختلفی درست میکنه، پا پیش گذاشتن داره، رد کردن داره، غم و غصه، آه و ناله، شادی، رنج، بالا پایین داره، خلاصه عشق جذابیت راههای پرپیچ و خمو داره. (بهسادگی) بله، لارسن کوچولوی من، عشق چیز دیگهای نیست: داستانیه که آدمهایی که نمیتونن با کلمات داستان بسازن برای خودشون سر هم میکنن.
eln_pr
زندگی فقط بد نامیه. بدون اینکه بخوایم آوردنمون و بدون اینکه بخوایم میبرنمون. همین که احساس میکنی داری چیزی رو لمس میکنی ازت میگیرنش، محو میشه. ما فقط ارواح رو دوست داریم و بقیهٔ آدمها همیشه معمایی اسرارآمیز باقی میمونن که هیچوقت حل نمیشن.
eln_pr
انگار کتاباتونو مثل بچههاتون دوست دارید؟
زنورکو: (از جواب طفره میرود.) اونان که منو زنده نگه میدارن. من یک پدر سربار ولی حقشناسم.
زهرا هژبری
زنورکو: در عشق چیز یاد گرفتنی وجود نداره.
لارسن: چرا، دیگری...
Zahra
چیز زیبایی که در یک راز وجود داره سِرّیه که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان میکنه.
Tara
از این مُدی که باب شده و همه میخوان «دوستداشتنی» باشند متنفرم. آدم خودشو به هر کس و ناکسی میماله، کاسهلیسی میکنه، واقواق میکنه، مثل سگها پاشو بلند میکنه، میذاره دندوناشو بشمرن... «دوستداشتنی»، چه تنزلی! ...
marybooks
زنورکو: واسهٔ شما چه فرقی میکنه؟ چیز زیبایی که در یک راز وجود داره سِرّیه که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان میکنه.
zahra
پس آدمها خواستند چیزی پیچیدهتر از فسق و فجور بهوجود بیارن، در نتیجه غیرممکن رو آفریدند یعنی عشق رو.
zahra
لارسن: آدم وقتی زندگی رو دوست نداره به درجات والا پناه میبره.
زنورکو: و آدم وقتی تعالی را دوست نداره تو لجن زندگی فرو میره.
zahra
در آدم بیماری که در شُرف مرگه، آنچه بیش از همه دردآورتره، اینه که کسی رو که دوست دارید خیلی قبل از اینکه بمیره از دست میدید.
zahra
من، زندگی رو واسهٔ زیستن نمیخواستم، میخواستم بنویسمش، خلقش کنم، مهارش کنم،
zahra
عشق چیزی نیست مگر انحراف امیال غریزی، بیراهه، اشتباه، راه فرعی برای پرسهزدن اونهایی که همخوابگی حوصلهشون رو سر میبره.
کِــــلارآ
نوازش سوءتفاهمیه بین تنهایی که میخواد خودشو نزدیک کنه و تنهایی که میخواد بهش نزدیک شن... اما فایدهای نداره...
کِــــلارآ
حجم
۵۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۵
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۵۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۵
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان