
بریدههایی از کتاب نمی دونم دارم چه کار می کنم، ولی به درک!
۳٫۵
(۶۵)
یه نوع خستگی هست
که نمیتونی برطرفش کنی
بهخورد روحت رفته
و همینطور که تو داری
به انجام کارهایی ادامه میدی
که فایدهای برای روحت ندارن
روحت داره فرسوده و
فرسودهتر میشه.
Mahshad
وقتی به هیچ جات نیست که بقیه چه فکری میکنن اصلاً یه درخشش خاصی داری.
خاطره
منتظر میمونی که بقیه
راه رو بهت نشون بدن
بعد هم تعجب میکنی
که چرا به جایی رسیدی
که بهش تعلق نداری.
فسفری
بهتره گم شده باشی
تا جایی باشی
که دلت نمیخواد باشی.
me
وقتی به خودت میگی
که یه شانس دیگه بدی
درحالیکه میدونی
وقت رها کردن رسیده
خودت دل خودت رو میشکنی.
Somy
اون چیزی که فکر میکردی هیچوقت از پسش برنمییای ولی براومدی رو یادته؟ آره. بازم میتونی از این کارها بکنی.
خورشید
خودت رو ناامید میکنی
وقتی از یه دست میدی و
منتظر میمونی
از یه دست دیگه پس بگیری
fateme
اگه اینقدر نمیترسیدی، چه کاری بود که انجام میدادی؟
fateme
همیشه تصمیمهایی که نگرفتی هستن
که برمیگردن خِرِت رو میگیرن.
me
قهوهٔ بیشتری بنوش
غروب خورشید رو بیشتر تماشا کن
چیزهای بیشتری خلق کن
و سعی کن یهکم بیشتر خرابکاری کنی.
Somy
اون صدایی که توی سرت میگه شاید بهتره درموردش تجدیدنظر کنی. ولی تو تا الان بارها از زوایای مختلف بررسیش کردی. میخوای منتظر بمونی تا کامل ازش مطمئن بشی. اما در اعماق وجودت، میدونی همچین موقعی قرار نیست برسه. بهنظر من آخرسر، همهچیز به این سؤال برمیگرده: «واقعاً چقدر میخوایش؟»
بهنظرم جواب این سؤال همهچیز رو زمین تا آسمون عوض میکنه.
Somy
منتظر موندن باعث میشه هیچ تغییری اتفاق نیفته.
کاربر ۷۰۸۸۹۴۳
نمیتونی دلبستهٔ اون لحظهها شی. ولی همیشه میتونی خاطرههای بیشتری بسازی.
Somy
جالب نیست که ما همیشه
حسرت کارهایی رو میخوریم که انجام ندادیم
نه حسرت کارهایی که انجام دادیم؟
خورشید
میدونی.
ولی یهجوری رفتار میکنی انگار که نمیدونی.
دلت یه چیزی رو میخواد.
ولی خودت رو ازش منصرف میکنی.
میگی تموم شده.
ولی هنوز بهش چسبیدی.
رؤیای یه کاری رو داری.
اما یه کار دیگه انجام میدی.
و با تمام اینها
بازم برات سؤاله که
چرا به اون جایی که مدنظرت هست
نمیرسی.
غزل
راحتترین کار اینه که
کلاً هیچ کاری انجام ندی
و به خاطر همینه که
بیشتر مردم به جایی نمیرسن.
خورشید
دلتنگ جایی هستی
که حتی مطمئن نیستی وجود داره.
Bahar
بهم نگو چهکار کنم
من به جوابهای تو احتیاجی ندارم
اونها جوابهای من نیستن
بذار خودم جوابهام رو پیدا کنم.
خورشید
منتظر یه زمان عالی هستی، که همهچیز قشنگ بیفته روی روال.
ولی زمان عالی وجود نداره. و اون «عالی» ای که منتظرش هستی ممکنه اونقدرها هم که فکرکردی عالی نباشه.
خاطره
تغییری ایجاد کن.
و همیشه میتونی به چیزی که پشت سرت گذاشتی برگردی.
Somy
تو اینقدر راه اومدی
که دیگه جایی واسه
شک کردن به تواناییهای خودت باقی نمیمونه
Somy
«دریا» مقصد نیست.
اصلاً نزدیک مقصد هم نیست.
«دریا» شروعه.
fateme
همیشه تصمیمهایی که نگرفتی هستن
که برمیگردن خِرِت رو میگیرن.
خورشید
شاید
کسی که هستی
همونییه که باید باشی.
miss noorai
جالب نیست که ما همیشه
حسرت کارهایی رو میخوریم که انجام ندادیم
نه حسرت کارهایی که انجام دادیم؟
Mobi Ashrafi
تصمیمت رو بگیر
دنیا هم باهات
راه مییاد.
کاربر ۷۰۸۸۹۴۳
مدام توی ذهنت به یه چیز منفی فکر میکنی
تا اینکه اون فکر منفی اتفاق میافته
اونوقت اسمش رو میذاری
بدشانسی.
آتنا
اگه سعی کنی انرژیت رو
صرف تغییر چیزهایی کنی
که نمیتونی تغییر بدی
دست آخر فقط احساسِ
تحلیل رفتن میکنی
اون هم سر هیچ و پوچ
خاطره
به نصیحت خودت عمل کن.
ما توی تسلی دادن بقیه حرف نداریم.
آنقدر که فراموش میکنیم وقتی بیشتر از همیشه بهش نیاز داریم، خودمون رو تسلی بدیم.
نصیحتهایی که لازم داری، همین حالا هم درونت هستن.
به حرف خودت گوش بده.
کاربر ۲۹۴۱۰۹۱
بیشتر آدمها چیزی که تو میخوای رو
اینقدر بدجور نمیخوان
و این ابَرقدرت توئه.
کاربر ۷۰۸۸۹۴۳
حجم
۷۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۷۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان